درحال تایپ رمان بازیگوش دوست داشتنی|ASMODEL کاربر انجمن رمان ایران

کسانی که این موضوع را دیده‌اند (تعداد: 4) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)

  • انجمن رمان ایران تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است. ★ از قرار دادن هرگونه فعالیتی در انجمن که خلاف شئونات جمهوری اسلامی ایران باشد، خودداری کنید؛ زیرا با فرد خاطی برخورد رسمی می‌شود. ★

♤ASMODEL♤

کاربر ویژه انجمن
کاربر V.I.P انجمن
157
17
زمان آنلاینی
10h 9m
80
نام رمان: بازیگوش دوست داشتنی

نام نویسنده: مریم.ا

ژانر : عاشقانه، طنز


خلاصہ:

حالم خوب است. خوب خوب...
دلم را که کشته ام. روحم را که دار زده ام.
نگاهم را که درویش کرده ام. لب هایم را که دوختم.
مهم تر از همه، خودم را در خودم با شیطنت هایم حبس و پنهان کرده ام. حالم خوب است. خوب خوب...
میان هویتی شیطان که در خود پنهان کرده ام، حالم بسیار خوب است. مرا این حال خوب بس است.
باور کن!
 

AHooora

مدیر بازنشسته
بازنشسته انجمن
کاربر V.I.P انجمن
38
59
زمان آنلاینی
18h 8m
40
1.png
بسم آفریدگار قلم
ضمن خوش آمد، از اینکه مارا مفتخر ساختید و آثار ارزشمند خود را در انجمن رمان ایران به اشتراک گذاشته‌اید سپاس گذاریم.

قبل از شروع تایپ آثار خود، قوانین تایپ رمان در انجمن رمان ایران را با دقت مطالعه فرمایید:
✅ قوانین جامع تایپ رمان

در صورت بروز مشکل و راهنمای برای تایپ رمان در تایپک زیر پرسش خود را مطرح کنید:
✅تاپیک جامع پرسش و پاسخ

شما می‌توانید پس از ارسال ۲۰ پارت از رمان و یا ۱۵ پارت از داستان خود در تایپک زیر درخواست جلد دهید:
✅تایپک جامع درخواست جلد

و پس از گذشت ۲۰ پارت از رمان و یا ۱۰ پارت از داستان خود در تایپک زیر درخواست تعیین سطح قلم دهید:
✅تایپک جامع درخواست تعیین سطح

همچنین پس از گذشت ۳۵ تا ۴۰ پارت از رمان خود و یا ۲۰ پارت از داستانتان در تایپک زیر درخواست منتقد دهید:
✅تایپک جامع درخواست نقد برای رمان
✅تایپک جامع درخواست نقد برای داستان کوتاه

و پس از اتمام اثر خود در تایپک زیر پایان رمان و یا داستان خود را اعلام کنید:
✅تایپک جامع اعلام پایان رمان
✅تایپک جامع اعلام داستان کوتاه

انجمن رمان ایران در صدد بر آمده است که اثر شما بی هیچ عیبی تایپ و بر روی سایت اصلی منتشر شود به همین سبب از پارت ابتدایی آثارتان برای شما ناظر در نظر گرفته شده است!
ناظر اثر شما در خصوصی به شما پیام خواهد داد!

۱. از نگاشتن محتوا و سوژه های تکراری خودداری کنید!
۲. از نوشتن کلمات ممنوعه و هرگونه صحنه که برخلاف عرف جامعه است به شدت بپرهیزید!
۳. پس از ارسال هر پارت ناظر خود را مطلع سازید!

درخشش و موفقیت شما آرزوی قلبی ماست.

✅اکنون رمان شما مورد تایید قرار گرفته است و شما قادر به پست گذاری می‌باشید!
@مهدیه
قلمتان پایدار|تیم مدیریت بخش کتاب
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: ♤ASMODEL♤

♤ASMODEL♤

کاربر ویژه انجمن
کاربر V.I.P انجمن
157
17
زمان آنلاینی
10h 9m
80
مقدمه؛

بی همگان به سر شود، بی تو مگر نمی‌شود؟!
در دل بی قرار من عشق تو شر نمی‌شود

گر نروی تو از برم من بگریزم از درت
موهبتی برای من مثل سفر نمی‌شود

لطف کن ای نگار من دور شو از کنار من
با دو سه متر فاصله رفع خطر نمی‌شود

کور شد اشتهای من، ناز نکن برای من
قندُ و عسل برای تو مثل پسر نمی‌شود

اسب خیالِ شعر من می‌رمد از کنار تو
عشوه بیهوده نکن اسب که خر نمی‌شود

هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی
دامن ضد آبِ من یک ذره تر نمی‌شود

سرو چمان من دگر همدم گل نمی‌شود
میل چمن نمی‌کند سیخ جگر نمی‌شود

مهدی استاد احمد



♡پارت اول♡

نگاهی به دور و برم انداختم و یک دفعه در کلاس و باز کردم. کوله ام رو از روی شانه هام در آوردم و سمت فرشته پرتش کردم. با جیغ رو به فاطمه گفتم؛

- فاطی خره بزن که قر توی کمرم فراوونه نمی‌دونم کجا بریزم...

تمام بچه ها با خنده خوندن؛ همینجا، همینجا.

فاطی همونجور که با مسخره بازی سمت میز کنفرانس معلم می‌رفت گفت:

- چی بزنم بهارک؟! الناز تو هم بیا کمک من.
الناز هم بلند شد بره پیش فاطی دوتایی با هم مسخره بازی در بیارن.

با خنده رو به فاطی گفتم:

- نمیدونم فاطی. هر چی عشقت می‌کشه بزن که قر دار باشه.

فاطی روی میز با دستاش ضرب آهنگ و زد. الناز هم صداش و انداخت ته سرش و شروع به خوندن کرد؛

همه چی جوره و کنار همیم و جز عشق می‌خواهیم چی رو؟!

نباشی زمستون یا تابستون، فرقی نداره بی تو.

جمعمون جمعه، یه چیزی کمه.

آخه چرا نیومدی؟! فقط تو بهم می‌اومدی.

اومدم وسط و شونه هام و کمرم رو روی ضرب آهنگ لرزوندم. مقنعه ام رو در آوردم و توی صورت رها پرتش کردم. گل سرم رو هم در آوردم و زدمش توی صورت نازنین که توی هپروت به سر می‌برد.
بلافاصله برگشت و با خشم نگاهی بهم انداخت که چشمکی زدم و با دلبری موهایم رو دورم پخش کردم.

پاشو بیا، پاشو بیا، از تنهایی در بیام.

دل دل نکن، هی ول نکن این عشق رو، بمون باهام.

پاشو بیا، پاشو بیا، از تنهایی در بیام.

دل دل نکن، هی ول نکن این عشق رو، بمون باهام.

بچه ها با دست و سوت حسابی همراهی می‌کردن و من هم که حسابی توی فاز رفته بودم و سنگ تموم گذاشتم.

باشی چقدر خوبه! عاشقتم خدایی.

تنگ دلم، تنگ دلم، عشق خودم کجایی؟!

وقتی بهت فکر می‌کنم، دوست دارم اینجا باشی.

لک زده قلبم واسه ی تو، تنها من رو گذاشتی.

اینجای آهنگ بچه ها همه اومدن وسط تا برقصند. من هم که همچنان داشتم می‌ترکوندم. من دلقک اینا شدم.

پاشو بیا، پاشو بیا، از تنهایی در بیام.

دل دل نکن، هی ول نکن این عشق رو، بمون باهام.

پاشو بیا، پاشو بیا، از تنهایی در بیام.

دل دل نکن، هی ول نکن این عشق رو، بمون باهام.

یک دفعه همه ساکت شدن ولی من همچنان داشتم قر می‌دادم و عشوه می‌اومدم. دیدم آهنگ قطع شده و دهن فاطی و الناز باز مونده و بچه ها هم دارن هی چشم و ابرو برام بالا می‌اندازند.

بیخیال و سرخوش گفتم:

- چرا قر نمیدین؟! چرا آهنگ قطع شد فاطی قروقاطی؟ مثل چوب خشک ایستادین که چی بشه؟! دو روز دیگه کی رقص یادتون میده؟ که یک دفعه با داد حشمتی روح از تنم به پرواز دراومد و توی افق محو شدم.

حشمتی با عربده: تاجیک!
 
آخرین ویرایش:

♤ASMODEL♤

کاربر ویژه انجمن
کاربر V.I.P انجمن
157
17
زمان آنلاینی
10h 9m
80
♡پارت دوم♡

برگشتم سمت معاونمون. شیرزنی بود برای خودش‌. کم از ابوالهول نداشت.

خونسرد گفتم:

- بله؟

حشمتی- مگه اینجا کاباره است؟!

سری تکون دادم و گفتم:

- نه! اشتباه اومدین.

جوری داد زد که گوش هام کر شد:

حشمتی- دفتر!

تا از در بیرون رفت، الناز گفت؛

- دوباره؟!

با قر گفتم:

- یه بار فایده نداره!

نازنین هم که همچنان توی هپروت به سر می‌برد. رها دستش رو بالا آورد و خوابوند پس کله ام.

رها- تو آدم نمیشی نه؟!

من هم با خنده خوندم؛

-فرشته آدم نمیشه.

الهه با جیغ- نخون مرغ ها از تخم رفتن!

رو به الهه با خنده گفتم؛ خفه گوسفندم.

الهه- گوسفند عمته!

من- بهش میگم ها.

الهه- غلط کردی!

من- کار درست هم همینه و رفتم سمت نازنین. زدم توی سرش اون هم در حالی که سرش رو ماساژ می‌داد، غرید:

نازنین- چه مرگته یابو؟!

من- صد بار به توی عنتر گفتم می‌خوای بری افق من رو هم ببر بزغاله.

نازنین- شینیم بینیم باو. 《 همون برو بابای خودمونه، منتها به زبون لاتی. 》

چونه ام رو خاروندم و گفتم:

- از کی تا حالا بزغاله ها قاطی آدم ها شدن؟

خشمگین نگاهم کرد و اومد به سمتم حمله کنه که درجا بلند شدم و از کلاس فرار کردم به سوی دفتر مدیر. در زدم و با کسب اجازه از مدیر گرام داخل شدم.

مدیرمون خانم تاجیک پشت میز نشسته بود‌. 《 عمه ی بابامه بهش میگم؛ عمه. به این میگن پارتی. 》
سرش رو بالا آورد و با خنده گفت؛

- سلام شیطون من!

تعظیمی کردم و با چاپلوسی گفتم؛ سلام بر بانوی خوشگلم و خوشگل ترین عمه ی دنیا.

تاجیک- زبون نریز بچه و بلافاصله روش رو به طرف حشمت جون گرفت و گفت:

- فرزانه! باز این بچه چه آتیشی سوزونده؟!

حشمتی- می‌رقصید!

عمه چشم هاش گرد شد و به من نگاهی انداخت. من هم سرم رو خاروندم و گفتم؛

-اهم چیزه... راستش فرشته یکم دمغ بود خواستم یکم شادش کنم.

جو گرفتتم و ادامه دادم: شما دلتون میاد جوون مملکت یه گوشه غمباد بگیره؟!

حشمتی بی توجه به حرف هام گفت: زنگ می‌زنیم تا خانواده ات بیان.

من- تا خودم هستم چرا اون ها رو توی زحمت می‌اندازین؟!

عمه با خنده گفت؛ بهار!

با شیطونی گفتم؛ جون بهار؟!

عمه- کم اذیتمون کن.

حالا حشمتی ولمون نمی‌کرد؛

- نه خانم تاجیک باید زنگ بزنیم. شماره ی بابات رو بده.

من- بابام و مامانم سر کارن. داداشمم همینطور. زنگ بزنین به خواهرم و شماره ی آوا رو دادم. بذار آوا بیاد بلکه این حشمت یکم بترسه.
 
موضوعات مشابه
نویسنده موضوع عنوان تالار پاسخ‌ها تاریخ
IRAN_BOT rezai خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT imendoor خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Aman خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT به تو چه خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Farnoosh خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT تبعید کاربر amanda | انجمن رمان ایران کاربران تبعید شده 0
T مذهبی دعاھاى سفارش شده جھت اداى قرض | انجمن رمان ایران داروخانه معنوی 0
T مذهبی چندين دعاى مھم از پیامبران | انجمن رمان ایران داروخانه معنوی 5
T مذهبی دعاھايى كه اسم اعظم دارد | انجمن رمان ایران داروخانه معنوی 0
_mahdi.8399_ تایید شد درخواست مدال بازرس برتر / _mahdi.8399_ کاربر انجمن رمان ایران درخواست مدال 1
IRAN_BOT Yousef خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
Arezoo.M آموزشی "حس آمیزی" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "تشخیص" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "کنایه" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "استعاره" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "مجاز" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "تشبیه" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
T مناسبت لیله الرغائب مبارک | انجمن رمان ایران تبریک، تسلیت و مناسبت‌ها 3
Arezoo.M آموزشی "استثنای منقطع" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "اسلوب الحکیم" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "اسلوب معادله" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "مناظره" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "تمثیل" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "ارسال المثل" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "حسن تعلیل" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "اغراق" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "تضمین" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "تلمیح" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "لف‌ونشر" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "عکس" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "متناقض‌نما" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "تضاد" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "مراعات نظیر و تناسب" انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "تخلص" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "متشابه یا هم آوا" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "جناس" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 5
Arezoo.M آموزشی "ترصیع" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "سجع" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "واج آرایی" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
IRAN_BOT Grant Gustin خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
T مذهبی دعاھايى به جھت زياد شدن حافظه | انجمن رمان ایران داروخانه معنوی 1
T مذهبی دعاى ھر روز جھت بھشتى شدن و رفع گرفتارى| انجمن رمان ایران داروخانه معنوی 0
T مذهبی دعا جھت عاقبت بخیر شدن و با دين كامل از دنیا رفتن | انجمن رمان ایران داروخانه معنوی 0
T مذهبی دعايى كه سبب مال حلال و فرزندان صالح مى شود. |انجمن رمان ایران داروخانه معنوی 0
T مذهبی دعايیى كه يازده سال بر عمر مى افزايد. | انجمن رمان ایران داروخانه معنوی 0
T مذهبی دعا جھت طول عمر | انجمن رمان ایران داروخانه معنوی 0
T متفرقه سرى از اسرار در قضاى حوائج|انجمن رمان ایران متفرقه 0
hana81 درحال تایپ رمان معادله عشق و جنون | hana81 کاربر انجمن رمان ایران آثار درحال تایپ 2
شکارچی مهم آموزش نصب انجمن به صورت برنامه| انجمن رمان ایران آموزش کار با انجمن 2
IRAN_BOT ~Bad.GIRL~ خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0

موضوعات مشابه

کسانی که این موضوع را دیده‌اند (تعداد: 4) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)