رمان بچرخ تا بچرخیم | گل سرخ کاربر انجمن رمان ایران

کسانی که این موضوع را دیده‌اند (تعداد: 10) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 0, کاربران: 0, مهمانان: 0)

  • انجمن رمان ایران تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است. ★ از قرار دادن هرگونه فعالیتی در انجمن که خلاف شئونات جمهوری اسلامی ایران باشد، خودداری کنید؛ زیرا با فرد خاطی برخورد رسمی می‌شود. ★
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Arezoo.M

کاربر شناخته شده
کاربر عادی انجمن
152
429
150
دستش رو روی‌دهانم گذاشت و آروم گفت:
- به بیتا یک‌زنگ بزن و روی اسپیکر بذار. سریع باش! الان هواپیما بلند می‌شه.
من هم گفتم:
- اوم اومی اهومی!
باگنگی گفت:
- چی میگی؟!
بادست‌هام به دستش که روی‌دهانم بود اشاره کردم که گرفت و دستش رو برداشت و من گفتم:
- باشه الان بهش زنگ می‌زنم.
باخوشحالی گفت:
- دمت گرم خواهری جبران می‌کنم.
با خباثت گفتم:
- می‌کنی داداش! می‌کنی!
- چه جوری؟
با خباثت کامل گفتم:
- نقش عشق‌من رو جلوی کسی که بهت میگم بازی می‌کنی.
باعصبانیت گفت:
- من دارم زندگیم رو سر و سامون میدم تو می‌خوای بهش گند بزنی؟!
باخشم گفتم:
- اگه اجازه بدی داشتم ادامش رو می‌گفتم. به بیتا می‌گیم یک نقشه‌ست تا جنابعالی شاکی نشی!
با خوشحالی گفت:
- تکی!
با پرویی گفتم:
- می‌دونم.
بعد هم اجازه ندادم حرف بزنه و شماره‌ی بیتا رو گرفتم.
بایک‌بوق جواب داد:
- الو مریسا؟ کجایی در به در؟ می‌دونی من و خانوادت چقدر نگران تو و مامانت شدیم؟
ناخودآگاه پوزخندی زدم و گفتم:
 

Arezoo.M

کاربر شناخته شده
کاربر عادی انجمن
152
429
150
- اون‌ها؟ اون‌هایی که دست روم بلند می‌کنن نگرانم شدن، چه جالب!
لحن‌جدی گرفتم و گفتم:
- بیتا از روی اسپیکر بردار با خودت خصوصی کار دارم.
بالحن‌سوالی گفت:
- از کجا فهمیدی؟!
با خنده گفتم:
- خیر سرم پلیسم‌ها!
- چی؟! مریسا تو پلیس بودی و به من نگفتی؟ ازت انتظار نداشتم. برو، برو گمشو!
باحرص گفتم:
- ای‌بترکی، برو تو اتاق.
صدای پاهایی از پشت تلفن می‌اومد و این نشون دهنده این بود که داره به سمت اتاق میره.
بعد از چندلحظه گفت:
- خب مریسا چیکار داری؟ کجایی؟ کسی پیشته؟
تندی گفتم:
- استپ استپ! پیاده شو باهم بریم. هیچ‌کاری نمی‌کنم تو هواپیما هستم. آره پیشمه!
باکنجکاوی گفت:
- کی؟
با خباثت گفتم:
- د نمیشه. حالا بگو ببینم، الان من غریبه شدم؟
جا خورد و گفت:
- چی؟! چی میگی؟!
با حالت خباثت گفتم:
- آرش صدیقی کیه؟ ای ناقلای باکلاس!
هول کرده بود. برای همین تندی گفت:
- دوستش دارم.
چشم‌های و من و آرش دیدنی بود. یکدفعه بیتا بالحن نگرانی گفت:
- تو که بهش نمیگی؟ میگی؟
 

Arezoo.M

کاربر شناخته شده
کاربر عادی انجمن
152
429
150
باخباثت کامل گفتم:
- خودش شنید!
یک‌دفعه بیتا شروع کرد جیغ کـ*شـ*یـ*د*ن. گوشی رو به آرش دادم و گفتم:
- بقیش با تو ببینم چیکار می‌کنی.
گوشی رو گرفت و گفت:
- بیتا خانومی؟
یک‌دفعه بیتا آروم گرفت و گفت:
- جانم!
آرش باعشق نگاهی به صفحه گوشی انداخت و بعد گفت:
- جانت بی‌بلا خانومم.
روی برگردوندم و به هدفنم خیره شدم. چقدر این عاشقانه‌ها قشنگ بود.
بالبخند سربلند کردم و به آرشی که داشت باعشق به بیتا ابراز علاقه می‌کرد نگاه کردم. آرش بادیدن لبخند من سریع مکالمش رو تموم کرد و گوشی رو به سمتم گرفت.
بی‌هیچ حرفی فقط باهمون لبخند گوشی رو گرفتم. آروم زیرل**ب گفتم:
- خوش به حالت آرش!
انگار شنید، چون لبخندعریضی زد و گفت:
- آره! خوش به حالم چون خواهرمهربونی مثل تو رو دارم.
- منم خوش به حالم چون داداشی مثل تو دارم.
هم‌دیگه رو ب*غل کردیم.
وقتی از هم جدا شدیم گوشیم زنگ خورد. با دیدن اسم‌طرف چشم‌هام دوازده‌تا شد، نویان بود!
جواب دادم:
- الو؟
باعصبانیت گفت:
- الو و زهرمار، الو و کوفت، چرا بقیه تماس‌هام رو ریجکت کردی؟
بابهت گفتم:
- من؟!
- نه پس من!
بابی‌حوصلگی گفتم:
- نویان حرفت و بزن خوابم میاد.
 

Arezoo.M

کاربر شناخته شده
کاربر عادی انجمن
152
429
150
باتعجب گفت:
- واقعاً؟
باصدای خلبان که داشت اعلام می‌کرد داریم بلند میشیم به وجد اومدم و سریع گفتم:
- خب نویان من دیگه میرم خداحافظ.
بعد هم بی‌توجه به خداحافظیش گوشی رو قطع کردم و صاف نشستم. تو راه مدام داشتم به این‌که چطوری خانوادم رو ببخشم فکر می‌کردم.
چقدر سخت بود با کینه‌ای که از خانوادت داری بری. من هم چقدر بی‌رحم شده بودم که بی‌توجه به گریه‌های دوست‌هام ترکشون می‌کردم.
داداش‌های بی‌رحم‌تر از خودم که با بی‌رحمی سیلی‌هایی به من می‌زدند و اما اصل کاری پدرم که با بی‌رحمی کتکم می‌زد و نزدیک بود بمیرم.
برای همه‌ی کارهایی که کردید تقاص پس می‌دید. پس بچرخید تا بچرخم که حالا دور، دور منه!
***
"جلددوم این رمان منتشر خواهد شد و هرگونه کپی‌برداری از آثار "گل سرخ" پیگردقانونی خواهد داشت!
جلد دوم با نام «برگ ریزان پاییز» منتشر خواهد شد!
***
دیگر اثر های درحال‌تایپ نویسنده:
مسلسل مرگ
عروس گمشده شیطان
سه اَبرتباهکار
دوئل نگاهت
میم برای من
دینامیت
نیمه‌دیگر
چشمان آهو
رهایی
مهراز
گرایش ناممکن
زهرچشم
غزل
محدثه
زمستان‌خاکستری
رفیق جانا
فن‌فیکشن هاگوارتز سیتی
داستان‌کوتاه ماتیسا
داستان‌کوتاه ماه‌آرا
داستان کوتاه دختر بد
داستان‌کوتاه بردیا
مجموعه سه‌جلدی سرنوشت درهم ما
***
سخن نویسنده: از همتون ممنونم که همراهیم کردید دوستان و اما این رمان رو قرار بود یک‌جلد بدم بیرون ولی خب دیدم که حدود ۱۰۰۰تا صفحه میشه و جذابیتش رو به هم می‌ریزه، برای همین گفتم جلد دومی هم داشته باشه جذاب‌ترش می‌‌کنه.
درسته زیاد نخندوندمتون ولی شما به بزرگی خودتون ببخشید. جلد دوم انشااللّه با ساختار خنده‌دارتری سراغتون میام. عزیزان اولین تجربه بود و حتماً هیچ‌کس از اولین نوشته خودش نویسنده نمیشه، بنده الان این رمانم با رمان مسلسل‌مرگ، عروس گمشده شیطان و... خیلی فرق داره. در پناه خداوند، یاعلی!
***
تاریخ شروع رمان:
۱ آبان ماه ۱۳۹۸
تاریخ پایان رمان:
۱۴ دی ماه ۱۳۹۸
***
ممنونم از همتون خداحافظ...
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
موضوعات مشابه
نویسنده موضوع عنوان تالار پاسخ‌ها تاریخ
Arezoo.M درحال بررسی درخواست ویرایش رمان بچرخ تا بچرخیم | گل سرخ کاربر انجمن رمان ایران آثار درحال ویرایش 1
IRAN_BOT imendoor خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Aman خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT به تو چه خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Farnoosh خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT تبعید کاربر amanda | انجمن رمان ایران کاربران تبعید شده 0
T مذهبی دعاھاى سفارش شده جھت اداى قرض | انجمن رمان ایران داروخانه معنوی 0
T مذهبی چندين دعاى مھم از پیامبران | انجمن رمان ایران داروخانه معنوی 5
T مذهبی دعاھايى كه اسم اعظم دارد | انجمن رمان ایران داروخانه معنوی 0
_mahdi.8399_ تایید شد درخواست مدال بازرس برتر / _mahdi.8399_ کاربر انجمن رمان ایران درخواست مدال 1
IRAN_BOT Yousef خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
Arezoo.M آموزشی "حس آمیزی" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "تشخیص" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "کنایه" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "استعاره" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "مجاز" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "تشبیه" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
T مناسبت لیله الرغائب مبارک | انجمن رمان ایران تبریک، تسلیت و مناسبت‌ها 3
Arezoo.M آموزشی "استثنای منقطع" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "اسلوب الحکیم" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "اسلوب معادله" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "مناظره" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "تمثیل" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "ارسال المثل" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "حسن تعلیل" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "اغراق" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "تضمین" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "تلمیح" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "لف‌ونشر" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "عکس" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "متناقض‌نما" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "تضاد" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "مراعات نظیر و تناسب" انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "تخلص" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "متشابه یا هم آوا" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "جناس" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 5
Arezoo.M آموزشی "ترصیع" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "سجع" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
Arezoo.M آموزشی "واج آرایی" | انجمن رمان ایران اموزش ادبی 0
IRAN_BOT Grant Gustin خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
T مذهبی دعاھايى به جھت زياد شدن حافظه | انجمن رمان ایران داروخانه معنوی 1
♤ASMODEL♤ درحال تایپ رمان بازیگوش دوست داشتنی|ASMODEL کاربر انجمن رمان ایران آثار درحال تایپ 3
T مذهبی دعاى ھر روز جھت بھشتى شدن و رفع گرفتارى| انجمن رمان ایران داروخانه معنوی 0
T مذهبی دعا جھت عاقبت بخیر شدن و با دين كامل از دنیا رفتن | انجمن رمان ایران داروخانه معنوی 0
T مذهبی دعايى كه سبب مال حلال و فرزندان صالح مى شود. |انجمن رمان ایران داروخانه معنوی 0
T مذهبی دعايیى كه يازده سال بر عمر مى افزايد. | انجمن رمان ایران داروخانه معنوی 0
T مذهبی دعا جھت طول عمر | انجمن رمان ایران داروخانه معنوی 0
T متفرقه سرى از اسرار در قضاى حوائج|انجمن رمان ایران متفرقه 0
hana81 درحال تایپ رمان معادله عشق و جنون | hana81 کاربر انجمن رمان ایران آثار درحال تایپ 2
شکارچی مهم آموزش نصب انجمن به صورت برنامه| انجمن رمان ایران آموزش کار با انجمن 2

موضوعات مشابه

کسانی که این موضوع را دیده‌اند (تعداد: 10) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 0, کاربران: 0, مهمانان: 0)