• به انجمن شگفت انگیز رمان ایران بپیوندید و رمان های زیبای خود را در انجمن به اشتراک بگذارید
    به ما کمک کنید تا جامعه خود را توسعه دهیم :)
    ثبت نام ورود

اشعار فاضل نظری

☆~itf.fatemegoolnaz~☆

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
25 September 2019
ارسال ها
1,784
امتیاز واکنش
1,295
امتیاز
240
محل سکونت
♪♥دل روز ♥♪
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه‌ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لب‌هایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!

••••••••••••••••••••••••
 

☆~itf.fatemegoolnaz~☆

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
25 September 2019
ارسال ها
1,784
امتیاز واکنش
1,295
امتیاز
240
محل سکونت
♪♥دل روز ♥♪
سکه این مهر از خورشید هم زرین‌تر است
خون ما از خون دیگر عاشقان رنگین‌تر است

رود راهی شد به دریا، کوه با اندوه گفت
می‌روی اما بدان دریا ز من پایین‌تر است

ما چنان آیینه‌ها بودیم، رو در رو ولی
امشب این آیینه از آن آینه غمگین‌تر است

گر جوابم را نمی‌گویی، جوابم کن به قهر
گاه یک دشنام از صدها دعا شیرین‌تر است

سنگدل! من دوستت دارم، فراموشم نکن
بر مزارم این غبار از سنگ هم سنگین‌تر است
 

☆~itf.fatemegoolnaz~☆

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
25 September 2019
ارسال ها
1,784
امتیاز واکنش
1,295
امتیاز
240
محل سکونت
♪♥دل روز ♥♪
گرچه چشمان تو جز از پی زیبایی نیست
دل بکن! آینه این قدر تماشایی نیست

حاصل خیره در آیینه شدن‌ها آیا
دو برابر شدن غصه تنهایی نیست؟!

بی سبب تا لب دریا مکشان قایق را
قایقت را بشکن! روح تو دریایی نیست

آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد
آه! دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست

آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست
حال وقتی به لب پنجره می‌آیی نیست

خواستم با غم عشقش بنویسم شعری
گفت: هر خواستنی عین توانایی نیست

••••••••••••••••••••••••

116035_114.jpg
 

☆~itf.fatemegoolnaz~☆

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
25 September 2019
ارسال ها
1,784
امتیاز واکنش
1,295
امتیاز
240
محل سکونت
♪♥دل روز ♥♪
عقل بیهوده سر طرح معما دارد
بازی عشق مگر شاید و اما دارد

با نسیم سحری دشت پر از لاله شکفت
سر سربسته چرا این همه رسوا دارد

در خیال آمدی و آینه قلب شکست
آینه تازه از امروز تماشا دارد

بس که دلتنگم اگر گریه کنم می‌گویند
قطره‌ای قصد نشان دادن دریا دارد

تلخی عمر به شیرینی عشق آکنده است
چه سرانجام خوشی گردش دنیا دارد

عشق رازی‌ست که تنها به خدا باید گفت
چه سخن‌ها که خدا با من تنها دارد
 

☆~itf.fatemegoolnaz~☆

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
25 September 2019
ارسال ها
1,784
امتیاز واکنش
1,295
امتیاز
240
محل سکونت
♪♥دل روز ♥♪
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم

یک قطره آبم که در اندیشه دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم

یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم

این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی‌ست
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم

خاموش مکن آتش افروخته‌ام را
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
 

☆~itf.fatemegoolnaz~☆

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
25 September 2019
ارسال ها
1,784
امتیاز واکنش
1,295
امتیاز
240
محل سکونت
♪♥دل روز ♥♪
موج عشق تو اگر شعله به دل‌ها بکشد
رود را از جگر کوه به دریا بکشد

گیسوان تو شبیه ‌است به شب اما نه
شب که این‌قدر نباید به درازا بکشد

خودشناسی قدم اول عاشق شدن است
وای بر یوسف اگر ناز زلیخا بکشد

عقل یک‌دل شده با عشق، فقط می‌ترسم
هم به حاشا بکشد هم به تماشا بکشد

زخمی کینه من این تو و این سینه من
من خودم خواسته‌ام کار به اینجا بکشد

یکی از ما دو نفر کشته به دست دگری‌ست
وای اگر کار من و عشق به فردا بکشد
 

☆~itf.fatemegoolnaz~☆

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
25 September 2019
ارسال ها
1,784
امتیاز واکنش
1,295
امتیاز
240
محل سکونت
♪♥دل روز ♥♪
تصور کن بهاری را که از دست تو خواهد رفت
خم گیسوی یاری را که از دست تو خواهد رفت

شبی در پیچ زلف موج در موجت تماشا کن
نسیم بی قراری را که از دست تو خواهد رفت

مزن تیر خطا آرام بنشین و مگیر از خود
تماشای شکاری را که از دست تو خواهد رفت

همیشه رود با خود میوه غلتان نخواهد داشت
به دست آور اناری را که از دست تو خواهد رفت

به مرگی آسمانی فکر کن محکم قدم بردار
به حلق آویز داری را که از دست تو خواهد رفت
 

☆~itf.fatemegoolnaz~☆

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
25 September 2019
ارسال ها
1,784
امتیاز واکنش
1,295
امتیاز
240
محل سکونت
♪♥دل روز ♥♪
بعد از این بگذار قلب بی‌قراری بشکند
گل نمی‌روید، چه غم گر شاخساری بشکند

باید این آیینه را برق نگاهی می‌شکست
پیش از آن ساعت که از بار غباری بشکند

گر بخواهم گل بروید بعد از این از سینه‌ام
صبر باید کرد تا سنگ مزاری بشکند

شانه‌هایم تاب زلفت را ندارد، پس مخواه
تخته‌سنگی زیر پای آبشاری بشکند

کاروان غنچه‌های سرخ، روزی می‌رسد
قیمت لب‌های سرخت روزگاری بشکند
 

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)

نویسنده مطلب موضوعات انجمن پاسخ ها تاریخ
Vague شعر و مشاعره 23
Vague شعر و مشاعره 20
Vague شعر و مشاعره 14
Vague شعر و مشاعره 9
Asteria شعر و مشاعره 70
بالا