• به انجمن شگفت انگیز رمان ایران بپیوندید و رمان های زیبای خود را در انجمن به اشتراک بگذارید
    به ما کمک کنید تا جامعه خود را توسعه دهیم :)
    ثبت نام ورود

طنز تلخ :)

Sevimli

مدیریت سابق
مدیریت سابق
عضویت
9 November 2019
ارسال ها
486
امتیاز واکنش
1,265
امتیاز
93
محل سکونت
Ch.m.b
گاو ما ما می کرد
گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد . کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.



برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود . ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود . الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان روغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد
 

Sevimli

مدیریت سابق
مدیریت سابق
عضویت
9 November 2019
ارسال ها
486
امتیاز واکنش
1,265
امتیاز
93
محل سکونت
Ch.m.b
هیئت گرجی

یک هیئت از گرجستان برای ملاقات با استالین به مسکو آمده بود. بعد از جلسه استالین متوجه شد که پیپ اش گم شده و از رئیس کا گ ب خواست تا ببیند آیا کسی از هیات گرجی پیپ او را برداشته یا نه. بعد از نیم ساعت ، استالین پیپ اش را در کشوی میزش پیدا کرد و از رئیس کا.گ.ب خواست که هیئت گرجی را آزاد کند. رئیس کا.گ.ب گفت:« متاسفم رفیق، تقریبا نصف هیئت اقرار کرده اند که پیپ را برداشته اند و بقیه هم موقع بازجویی مردند»
 

Sevimli

مدیریت سابق
مدیریت سابق
عضویت
9 November 2019
ارسال ها
486
امتیاز واکنش
1,265
امتیاز
93
محل سکونت
Ch.m.b
برو به جهنم

در زمان آقا محمد خان قاجار شخصی از حاکم شهر خود که با صدراعظم نسبت داشت نزد صدراعظم شکایت کرد .صدراعظم دانست که حق با شاکی است گفت : اشکالی ندارد می توانی به اصفهان بروی !مرد گفت : اصفهان در اختیار برادرزاده شماست . گفت : پس به شیراز برو ! مرد گفت :شیراز هم در اختیار خواهر زاده شماست . گفت : به تبریز برو ! او گفت : آنجا هم در دست نوه شماست .صدراعظم بلند شد و با عصبانیت گفت :چه میدانم برو به جهنم .مرد با خونسردی گفت : متاسفانه آنجا هم مرحوم پدر شما حضور دارند
 

Sevimli

مدیریت سابق
مدیریت سابق
عضویت
9 November 2019
ارسال ها
486
امتیاز واکنش
1,265
امتیاز
93
محل سکونت
Ch.m.b
**/ دوستای گلم یه سوال علمي شرعي اجتماعی برام پیش اومده
امروز با دوست دخترم بیرون بودم،تا رسیدم خونه دست کردم تو جیبم دیدم گوشیم نیست!
زنگ زدم کسی جواب نداد
مسیری رو که پیاده اومده بودم برگشتم، نبود منم جوگیر!!!
گفتم !!! خدایا اگه پیدا بشه یه گوسفند میکشم !!!
خلاصه با حال و روز داغون برگشتم خونه، زنگ زدم به دوست دخترم
گفتم: ... عزیزم من گوشیم گم شده، اگه زنگ زدی یا اس.ام.اس دادی جواب ندادم نگران نشو
گفت نه عزیزم من نگران نشدم
چون گوشیتو توی ماشین من جا گذاشتی.
ولی نیوشا جون و مهسا جون و عسل جون تا حالا کلی اس.ام.اس دادن و یک بند هم دارن زنگ میزنن!
فکر کنم اونا خیلی نگرانت شدن.
گوشیتو میندازم تو سطل آشغالِ کنارِ درِ ورودیِ همون پارکِ خراب شده ای که با توی عوضی توش آشنا شدم.
دیگه هم به من زنگ نزن ...! باااای هانــــــی
حالا یه سوال: من الان باید گوسفند بکشم یا نباید بکشم؟؟؟
 

Sevimli

مدیریت سابق
مدیریت سابق
عضویت
9 November 2019
ارسال ها
486
امتیاز واکنش
1,265
امتیاز
93
محل سکونت
Ch.m.b
شیخه از بالای منبر داد ميزنه:

آی اونائيکه مانتو چسپيده به تناتون

آي اونائيکه شلوار اومده تا زانوهاتون

آی اونائيکه ماتيک ميمالين به لباتون

قُلی از ته مجلس داد میزنه
آدم ميميره براتون
شیخه گفت تف تو حیاتون
 

Sevimli

مدیریت سابق
مدیریت سابق
عضویت
9 November 2019
ارسال ها
486
امتیاز واکنش
1,265
امتیاز
93
محل سکونت
Ch.m.b
رفتم یه کتابفروشی هر کتابیو بر میداشتم نگاه کنم فروشنده از پشت فریاد میزد این اثر فوق العادهههههههه س

ازقصد یه کتاب بسیار غیر فوق العاده برداشتم دیدم دوباره به همین منواله.
فهمیدم که طرف قبلا تو مانتو فروشی کار میکرده
 

Sevimli

مدیریت سابق
مدیریت سابق
عضویت
9 November 2019
ارسال ها
486
امتیاز واکنش
1,265
امتیاز
93
محل سکونت
Ch.m.b
راهنمایی رانندگی این همه بودجه مملکت رو هزینه میکنه تا بتونه مشکل ترافیک رو حل کنه؛
.
اونوقت این دخترا یه ساپورت 20,000 تومانی میپوشن

وای میستن گوشه خیابون گند میزنن به بودجه ی مملکت...:108::laughting:
 

Sevimli

مدیریت سابق
مدیریت سابق
عضویت
9 November 2019
ارسال ها
486
امتیاز واکنش
1,265
امتیاز
93
محل سکونت
Ch.m.b
سوار هواپیما تایلند که شدی سریع روسری و مانتو رو درمیاری دوست پسرتم با شلوارک ؟؟


خود پادشاه تایلند سوار هواپیما میشه واسه اینکه سالم برسن میگه بر محمد و آل محمد صلوات :laughting: :108:
 

Sevimli

مدیریت سابق
مدیریت سابق
عضویت
9 November 2019
ارسال ها
486
امتیاز واکنش
1,265
امتیاز
93
محل سکونت
Ch.m.b
سال ها ماشینِ پیکان داشتیم

جمعه ها در خانه مهمان داشتیم

قرمه سبزی بود ماهانه ولی

املت و کوکو فراوان داشتیم

تورِ چین و نروژ و شیلی نبود

ما سفر در سطح استان داشتیم

ثلث اول ؛؛؛؛.
ثلث دوم ؛؛؛؛
ثلث سه .....

امتحانات فراوان داشتیم

داخلِ حمام ما یک تشت بود

در خیالِ خود ولی ...
وان داشتیم!

پای ما در جمع ؛ شلوارک نبود

ما درونِ خانه ...
تنبان داشتیم!

آن زمان ها فقر هم بودش ...
ولی

عمدتا در دل خوشیها داشتیم

حرفی از برچسبِ « اسلامی » نبود

منتها کلّی مسلمان داشتیم
 

Sevimli

مدیریت سابق
مدیریت سابق
عضویت
9 November 2019
ارسال ها
486
امتیاز واکنش
1,265
امتیاز
93
محل سکونت
Ch.m.b
*عشق بعضی وقتها اینترنتی است
گاه کافی شاپی یا کافی نتی است**
**با تو میگویم ز بعضی صحنه هاش
صحنه هایی گاه سخت و دلخراش**
**صحنه ی اول حدود نیمه شب
دختر و رایانه و شور و طرب**
**مثل اینکه دارد او چت میکند
وای ، دارد کم کم عادت میکند**
**چه امید و آرزو های بلند
دخترک افتاده بدجوری به بند**
**صحنه ی دوم خیابان و قرار
می شود تکمیل کارش با فرار**
**در سکانس بعد ویلای شمال
نازنین تنهاست در دام کمال **
**صحنه ی بعدی بد و مستهجن است
قصه از نامردی یک رهزن است **
**سور و سات و دوربین و کیف وحال
بعد اشک و زاری و ان پایمال **
**در جوابش پوزخندی بود و بس
گوهر دختر لگد مال هوس**
**بعد پخش سی دی اش درسطح شهر
حاصلش تیغ و دوا و جام زهر **
**مرغ عشقی کشته در پای هوس
در بهار عمر افتاد از نفس **
** صحنه اخر سکانس چند مین؟
مادر زار و مزار نازنین **
** کارگردان کات داد و شد تمام
لیک پابرجاست مرغ و دان و دام**
**باردیگر باز ویلایی خفن
دختری در دست های اهرمن **
**لیک ایندفعه ثریا با صمد
جای ویلایش چه فرقی میکند؟**
**داستان عاشقی های جدید
طنز تلخی شد که "جاوید" آفرید**
 

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 0, کاربران: 0, مهمانان: 0)

نویسنده مطلب موضوعات انجمن پاسخ ها تاریخ
Delnavaz طنز 12
E_hA مطالب طنز 13
ABELL طنز 2
Sevimli مطالب طنز 2
•*ŋegar•* مطالب طنز 0
بالا