• به انجمن شگفت انگیز رمان ایران بپیوندید و رمان های زیبای خود را در انجمن به اشتراک بگذارید
    به ما کمک کنید تا جامعه خود را توسعه دهیم :)
    ثبت نام ورود

حقوق بشر

mobina_gh

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
24 July 2019
ارسال ها
554
امتیاز واکنش
661
امتیاز
95
محل سکونت
شهر تنهایی -_-
منشأ حقوق بشر چیست
مسئله‌ی حقوق بشر به یک سلسله اصول مربوط می‌شود که در دوران معاصر به‌صورت اعلامیه، مقررات و قطعنامه‌هایی درآمده است که دارای جنبه‌ی جهانی و معرف مبانی معنوی تمدن امروزی شناخته شده است. این اصول، در واقع از مفاهیمی الهام گرفته که توسط ادیان بزرگ، عنوان گردیده است که صرف‌نظر از نژاد، کشور، رنگ، جنس، معتقدات، شرایط زندگی اجتماعی و ترکیب فیزیکی انسان، او را موجودی قابل احترام می‌داند و زندگی او دارای قدسیت بوده و وجودش هدف نهایی کلیه‌ی قوانین و مقررات به‌شمار می‌رود و لذا به هیچ‌وجه وسیله‌ی بهره‌برداری یا مورد سوءاستفاده همنوعان خود نه باید و نه می‌تواند قرار گیرد. براین اساس است که سازمان‌های بین‌المللی، مأمور اجرا و نظارت بر اجرای مقررات والایی شده‌اند که ضامن حیات، آزادی و حیثیت انسان معرفی شده است، منتهی چنین مسئولیتی تاکنون فاقد ضمانت اجرایی صحیح یا کامل است. این حقوق، در معنای وسیع خود، شامل بهداشت، استقلال، شکوفایی شخصیت، اختیار اقامت و خط مشی زندگی، فرهنگ، شغل، حق حمایت اجتماعی و امنیت دائمی در کلیه‌ی زمینه‌هاست. حال باید دید حقوق طبیعی انسان‌ها از چه طریقی باید رعایت و تضمین شود؟ چه موانعی جلوی تحقق آن را گرفته و چه راهی برای رفع این موانع وجود دارد؟

در پاسخ به این پرسش‌ها، دو روش تاکنون مطرح یا عرضه شده‌اند:

یکی محصول تجربیات جوامع بشری است که اینک به پیروی از روش جهان غرب معاصر -مخصوصا از تاریخ صدور اعلامیه‌ی جهانی ۱۹۴۸ حقوق بشر تاکنون- مشهور شده و دیگری راهنمایی‌های مکتب توحیدی است که از قرن‌ها پیش در آخرین کتاب آسمانی به‌صورت اصول و دستورالعمل‌هایی تکامل یافته است به‌عبارتی دیگر، می‌توان این دو روش را «مکتب بشری» و «مکتب الهی» نامید. حال هرچند اصطلاح حقوق بشر در چهارچوب مکتب بشری ترویج می‌شود. نخست واژه‌ی «حقوق» را به معنایی که بر کلیه‌ی رشته‌ها و خود نظام حقوقی اطلاق می‌شود، نباید حقوق بشر دانست. کلمه‌ی حقوقی که مفهوم و منطق حقوق بشر را داراست دقیقا معنی دوم یعنی «حق‌های» یکایک افراد نوع بشر را می‌رساند. در راستای این معنی است که مبنای فلسفی حقوق بشر مورد بررسی قرار می‌گیرد.

دوم آنکه چون سیستم موضوع بحث، چند سالی است که به‌عنوانی جنجال آفرین تبدیل شده است، برای زدودن یک برداشت نادرست که عده‌ای ترویج می‌کنند باید گفت که هرچند عبارت و اصطلاح حقوق بشر نوظهور است اما مفهوم آن به هیچ‌وجه از ابتکارات غرب نیست، زیرا مکتب توحید که قرآن دایره‌المعارف آن است به‌نحوی عمیق، جذاب و با تفصیل هرچه بیشتر نه‌تنها تک‌تک حقوق را برشمرده و تکلیف فرد و جامعه را در قبال هرکدام مشخص نموده است بلکه نواقصی را نیز که در اعلامیه‌های ساخت بشر دیده می‌شود از پیش برطرف کرده است.
 

mobina_gh

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
24 July 2019
ارسال ها
554
امتیاز واکنش
661
امتیاز
95
محل سکونت
شهر تنهایی -_-
حقوق بشر مفهومی است عقلی که احترام به آن به‌عهده‌ی خود انسان واگذار شده و هرگاه به کمک تربیت اخلاقی در قلوب عموم افراد بشر جای گیرد و مورد عمل همگانی واقع شود و به‌صورت یک اعتقاد و سنت جهانی درآید، علت و فلسفه وجودی این حقوق که به علت وجودی خود انسان وابسته است محقق می‌گردد.

مفهوم: این حقوق، نظیر سایر حقوق و وظایف اجتماعی، اخلاقی و سیاسی یک مفهوم صرفا ذهنی و فلسفی است و تحقق خارجی آن مستلزم شرایطی است که در ذیل بیان می‌شود.

عقلی: این اصول بر اساس حقایق علمی مربوط به طبیعت انسان و تحلیل عقلی به‌دست می‌آید و لذا نه‌ فقط از منافع نوعی افراد بشر استنباط می‌شود، بلکه تحقق و پیشرفت جامعه‌ی انسانی به آن بستگی دارد. ضمنا در عصر خرد و استدلال عقلی، این پرسش جای ندارد که آیا انسان به خودی خود به‌وجود آمده یا آفریدگاری داشته است. در حقیقت حقوق بشر به معنای رایج امروزی که بیشتر محصول تمدن جدید و عمدتا به پیش‌کسوتی کشورهای غربی تدوین گردیده است، از آنجا که توسط سازمان ملل متحد تصویب و مورد شناسایی کلیه‌ی کشورهای عضو آن سازمان است و دست‌ِکم رسما مورد پذیرش عموم جهانیان است. بررسی مبانی فلسفی حقوق بشر معاصر، ابتدا مستلزم مروری است بر مواد اولیه‌ی اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک. ضمنا باید در نظر گرفت که اعلامیه‌ی مذکور تنها سند حقوق بشر معاصر نیست و در این خصوص باید چند میثاق، کنوانسیون، پروتکل و نظام مکمل دیگری نیز در نظر گرفته شوند، ازجمله:

  • منشور سازمان ملل متحد؛
  • میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی؛
  • میثاق بین‌الملل حقوق مدنی و سیاسی؛
  • نخستین پروتکل اختیاری میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی؛
  • دومین پروتکل اختیاری میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی؛
  • کنوانسیون منع و مجازات کشتارهای جمعی (ژنوسید)؛
  • کنوانسیون محو هر نوع تبعیض نژادی؛
  • کنوانسیون ضد شکنجه و رفتار با مجازات خشن، غیرانسانی یا تحقیرکننده؛
  • کنوانسیون حقوق کودک؛
  • کنوانسیون‌ها و پروتکل‌های ژنو در مورد حقوق بشردوستانه و جنگ‌های غیر بین‌الملل.
 

mobina_gh

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
24 July 2019
ارسال ها
554
امتیاز واکنش
661
امتیاز
95
محل سکونت
شهر تنهایی -_-
توجیه حقوق بشر
در دکترین حقوق بشر دو ادعای اساسی و در عین حال متمایز وجود دارد که به توجیه نیاز دارند. ادعای نخست آن است که حق‌ها به انسان‌ها تعلق دارند و باور دوم آن است که انسان‌ها «حق» دارند. در برداشت نخست بر این ایده و انگار مبینی است که تنها انسان است که به خودی خود و به صرف انسان بودنش دارای اهمیت اخلاقی است. موضوع پیچیده‌تر دیگر آن است که گستره‌ی بشر در اصطلاح حقوق بشر، غالبا شفاف و روشن نیست. ممکن است برخی حق‌ها، بی هیچ قید و شرطی به تمام بشریت تعمیم داده شوند. به‌عنوان مثال حق بر شکنجه نشدن می‌تواند و معمولا اینگونه است، که حق همه‌ی انسان‌ها، صرف‌نظر از شرایط‌شان، دانسته شود اما حق‌های دیگری که از آنها نیز به‌عنوان حقوق بشر یاد می‌شود ممکن است برای همه‌ی کسانی که از نقطه‌نظر زیست‌شناسی، انسان به شمار می‌آیند مورد ادعا قرار نگیرد. پاره‌ای از حق‌هایی که به موجودات بشری نسبت داده می‌شود، منطقا، تنها به انسان‌هایی تعلق می‌گیرد که از استعداد و توانایی لازم برخوردار باشند. این نکته، همان دلیلی است که چرا برخی نظریه‌پردازان حقوق بشر، ترجیح می‌دهند به‌جای حقوق بشر از حقوق اشخاص سخن به میان آورند. در غالب موارد این محدودیت‌های ضمنی وارد شده بر گستره‌‌ی «بشر» در حقوق بشر، بحث‌برانگیز نیست، اما در مواردی همچون مباحثات راجع به سقط جنین و حق حیات، محدودیت‌ها می‌تواند به‌طور جدی، مناقشه‌برانگیز باشد. باور دوم آن است که برخی از حقوق‌هایی که به انسان‌ها نسبت داده می‌شود نیز می‌توانند به موجودات دیگر هم نسبت داده شود. به بیان دیگر، بعضی از حق‌ها، منطقا نمی‌توانند به غیر نوع انسان تسری داده شوند. به عنوان مثال حق بر عدم برخورد بی‌رحمانه می‌تواند به تمام موجودات دارای احساس تعمیم داده شود. بنابراین لازم نیست که تمام حق‌هایی که جزء حقوق بشر هستند، مرتبط با انسان‌ها باشند.

حق و قرارداد
اینطور قلمداد می‌شود که حقوق طبیعی با حقوق قراردادی در تعارض است. پافشاری بر «طبیعی بودن» حق‌ها، راهی برای بیان این مهم بوده است که آنها از توافقات انسان ساخته به وجود نیامده‌اند. البته، افرادی که از حقوق طبیعی برخوردارند، می‌توانند قراردادهایی منعقد نمایند. اما حقوقی که آنان از این طریق به‌دست می‌آورند، جدای از حقوق طبیعی‌شان است. روشن است که حقوق شهر وندی نیز دارای همین ویژگی است.
 

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)

بالا