چرا گاهی یک جوان مرفه خودکشی می‌کند؟

HAD!S

HAD!S

همراه انجمن
کاربرسایت
9 November 2017
95
203
33
20
اشتباه می‌کنی که خیال می‌کنی یک دهان داری و از همین یک دهان باید به تو غذا برسد؛ صدها دهان داری. از همه اینها باید به تو غذا برسد. یکی از این دهان‌های تو دهان عبادت است. تو باید روح خودت را به عبادت کردن راضی کنی، یعنی این حق و حظ را باید به او بدهی. تو یک موجود «ملکوتی صفات» هستی، باید پرواز کنی به سوی آن عالم. وقتی این فرشته را زندانی می‌کنی، آیا می‌دانی بعد چه عوارض و ناراحتی‌های زیادی دارد؟یک وقت شما می‌بینید یک جوان مرفّه، جوانی که همه وسایل برایش فراهم بوده است، به یک بهانه کوچک خودکشی می‌کند. همه می‌گویند نمی‌دانیم چرا خودکشی کرد. این موضوع که خیلی کوچک بود! چرا خودکشی کرد؟! نمی‌داند که در وجود او نیروهای مقدسی زندانی بوده؛ آن نیروهای مقدس از این زندگی رنج می‌برده‌اند، طاقت نمی‌آورده‌اند، درنتیجه طغیانی به آن شکل به وجود آمده است. «راه لذت از درون دان نز برون‏احمقی دان جُستن از قصر و حصون‏»برای اینکه یک لذت‌هایی هم هست که از درون انسان باید به او برسد نه از بیرون، و آنها «لذت‌های معنوی» انسان است.
 
  • Like
Reactions: Mårzï¥ē

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)