• به انجمن شگفت انگیز رمان ایران بپیوندید و رمان های زیبای خود را در انجمن به اشتراک بگذارید
    به ما کمک کنید تا جامعه خود را توسعه دهیم :)
    ثبت نام ورود

در حال ترجمه ترجمه رمان یتیم جنگجو | یاسمن کاربر انجمن رمان ایران

ysmn♡nfs

مدیر تالارنقد + مدیر تالار طراحی + مدیردارالترجمه
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار دارالترجمه
مدیر تالار نقد
مدیر تالار طراحی جلد
کپیست انجمن
عضویت
29 June 2019
ارسال ها
166
امتیاز واکنش
885
امتیاز
95
محل سکونت
سئول:)
نام: یتیم جنگجو
نویسنده: Sigurd
مترجم: یاسمن
ژانر: اکشن، درام و فانتزی
خلاصه: روریک تنها پسر یک خانواده کشاورز است که آرزو دارد روستای خود را ترک کند و از قوانین زندگی خود رهایی یابد. پس از یک حمله غم انگیز، او تنها باقیمانده است، تقریباً در حال مرگ و مجبور شده است که با قدرت اندک کودکانه‌اش بجنگد. با کمک یک باند مزدور و یک کشیش مهربان، او یاد می‌گیرد که با سایه‌های گذشته خود مقابله کند و قدرت خودش را پیدا کند.
 

ysmn♡nfs

مدیر تالارنقد + مدیر تالار طراحی + مدیردارالترجمه
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار دارالترجمه
مدیر تالار نقد
مدیر تالار طراحی جلد
کپیست انجمن
عضویت
29 June 2019
ارسال ها
166
امتیاز واکنش
885
امتیاز
95
محل سکونت
سئول:)
طوفانی در حال آمدن است. روریک خمیازه‌ای کشید و به پوست زبر درخت تکیه داد. سایبان بزرگ بلوط در اواخر باد تابستان می‌چرخید و باعث می شد که تابش‌هایی از نور خورشید بگذرد. اسپیجالدیر، روستای بومی‌اش، در غربی‌ترین منطقه دوک گورین قرار داشت. این کودک اما بیشتر روزهای خود را در تپه مجاور گذراند‌. تپه تنها آراسته به آن درخت مجرد و قدیمی بود. از ارتفاع آن منظره واضح بود و نگاه کودک آزاد بود که از هر جهت سرگردان باشد، از جلگه‌های غربی گرفته تا کوه‌های افق جنوبی. با چشمان بسته، روریک از نسیم و از صدای جیرجیرک‌ها لذت می برد. از زمانی که می توانست به خاطر بیاورد، آن تپه محبوب‌ترین مکان او بوده است. این اوج دنیای شناخته شده او بود، پناهگاهی دور از همه هیاهوی روستا. یک صدای بلند عمیق از ابرهای دوردست، کودک را به واقعیت بازگرداند. بدون هیچ عجله‌ای ایستاد، آخرین بار به آن منظره زیبا زل زد و شروع به عقب‌گرد کرد.
 

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 3) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)

بالا