• به انجمن شگفت انگیز رمان ایران بپیوندید و رمان های زیبای خود را در انجمن به اشتراک بگذارید
    به ما کمک کنید تا جامعه خود را توسعه دهیم :)
    ثبت نام ورود

اعتراف میکنم...

silvermoon

معاونت کل سایت
عضو کادر مدیریت
معاونت کل سایت
کاربر vip
عضویت
8 November 2019
ارسال ها
1,510
امتیاز واکنش
2,836
امتیاز
340
اعتراف می کنم وقتی از خیابون رد می‌شم اسم تابلو مغازه‌هارو می‌خونم اگه تو ماشینم باشم
سعی می‌کنم همرو بخونم اگه نشه یه جورایی وجدان درد می‌گیرم
اَصَن یه وضعی!!!
این عادتو از بچگی دارم چون معلم کلاس اول دبستانمون گفته بود تابلوی مغازه هارو تیتر روزنامه هارو بخونین تا روخونیتون قوی بشه دیگه این مونده تو سرم!!
 

silvermoon

معاونت کل سایت
عضو کادر مدیریت
معاونت کل سایت
کاربر vip
عضویت
8 November 2019
ارسال ها
1,510
امتیاز واکنش
2,836
امتیاز
340
اعتراف می‌کنم تو نصب بازی یا نرم افزار همش موس رو می‌گیرم جولویه اون نوار سبزه تا به اون برسه
بعد که یکم میره جلو خر کیف می‌شم می‌گم ایول بدو بدو برس به اون سبزه دیگه چیزی نمونده !!
 

silvermoon

معاونت کل سایت
عضو کادر مدیریت
معاونت کل سایت
کاربر vip
عضویت
8 November 2019
ارسال ها
1,510
امتیاز واکنش
2,836
امتیاز
340
اعتراف می‌کنم اون زمونا که از این نوشابه شیشه‌ای‌ها بود یه روز خواستم یه شیشه که اضافه اومده بود رو بذارم تو در یخچال دیدم بلنده و جا نمی‌شه.
درش آوردم یکمش رو خوردم دوباره گذاشتم، در کمال تعجب دیدم نه، بازم جا نمی‌شه! :|
 

silvermoon

معاونت کل سایت
عضو کادر مدیریت
معاونت کل سایت
کاربر vip
عضویت
8 November 2019
ارسال ها
1,510
امتیاز واکنش
2,836
امتیاز
340
اعتراف می‌کنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیر‌جووون…
بلند گفتم جانم؟
گفت خیلی می‌خوامت….
گفتم منم همینطور….
گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟
گفتم چرا...حتماً...
از پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش...
به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف می‌زنه با امیر دوستش و من از شدت ضایگی دیوارو گاز گرفتم!
 

silvermoon

معاونت کل سایت
عضو کادر مدیریت
معاونت کل سایت
کاربر vip
عضویت
8 November 2019
ارسال ها
1,510
امتیاز واکنش
2,836
امتیاز
340
اعتراف می‌کنم چند روز پیش فهمیدم زی زی گولو نمی‌گفته:
زی زی گوله تا به تا،می‌گفته: درازکوتاه تا به تا!!
اصلا بغض تو چشمام حلقه زد!
اصلا یه شکستی خوردم کمرم شکست!
 

silvermoon

معاونت کل سایت
عضو کادر مدیریت
معاونت کل سایت
کاربر vip
عضویت
8 November 2019
ارسال ها
1,510
امتیاز واکنش
2,836
امتیاز
340
اعتراف می‌کنم
ﺍﻣﺮﻭز ﺗﻮ ﻣﺤﻠﻤﻮﻥ ﯾﻪ ﭘﻮﺭﺷﻪ ﺧﻮﺵ ﺭﻧﮓ ﭘﺎﺭﮎ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﺟﺎﺗﻮﻥ ﺧﺎﻟﯽ
ﮐﻮﺩﮎ ﻋﻘﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺭﻭﻧﻢ می‌گفت: ﺧﻂ ﺧﻄﯿﺶ ﮐﻦ
ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ می‌گفت: خاک برمخت، ﻧﺪﯾﺪ ﺑﺪﯾﺪﺍ ﺍﯾﻦﮐﺎﺭﻭ می‌کنن
ﮐﻮﺩﮎ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﺭﻭﻧﻢ می‌گفت: ﺍﻟﺤﺴﻮﺩ، ﻻ ﯾﺴﻮﺩ، لامرض
هيچى ديگه ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ باهم ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺑﻮﺩﻥ
که يهو ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ﺧﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﯾﻪ ﻟﮕﺪ ﺑﻬﺶ ﺯﺩ ﺻﺪﺍﺵ ﺩﺭ ﺍﻭﻣﺪ ﮐﻠﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪيم فرار کرديم!!
 

silvermoon

معاونت کل سایت
عضو کادر مدیریت
معاونت کل سایت
کاربر vip
عضویت
8 November 2019
ارسال ها
1,510
امتیاز واکنش
2,836
امتیاز
340
اعتراف می‌کنم بچه که بودم فکر می‌کردم
این برچسب‌های تبلیغاتی که روی در خونه‌ها می‌چسبونن
یه چیزی توی مایه مدال ژنرال‌هاست و هر کی بیشتر داشته باشه وضعش بهتره
هی می‌رفتم برچسب همسایه‌ها رو می‌شمردم که یه وقت اضافه تر از ما نباشه!!!
 

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)

بالا