«آموزشی: مـامـان برام قصـه بگو»

  • شروع کننده موضوع کوکیッ
  • تاریخ شروع
کوکیッ

کوکیッ

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
عضویت
21 September 2017
ارسال ها
1,785
Reaction score
7,001
امتیاز
113
سن
22
محل سکونت
✘Mutluluk Yolu✘
^به نام هستی بخش مهربان^

این تاپیک رو برای این زدم تا کاربران عزیزی که می خوان شروع کنن به نوشتن داستان برای کوچولوهای انجمن، مطالعه کنن تا فرق داستان نویسی برای کودکان و رمان نویسی رو بدونند.


#فرق داستان برای کودکان با رمان

خودتون رو بذارید جای یه بچه دو ساله. شخصی میاد و برای شما کتاب رمان با نثری ادبی(!) می خونه و شما مات بهش نگاه می کنید. اونجاست که دلتون می خواد بگید
داداچ داری اشتباه می خونی!
خوب صد در صد یه بچه دو ساله هیچی از حرف های شما نمی فهمه. یعنی اگه بفهمه یه نابغه به حساب میاد
توی داستان برای بجه ها شما اجازه ندارید که از کلمه های سخت استفاده کنید، مثلا:
- نگاهی در آینه به چشم های خویش انداختم.

البته این یه مثال خیلی ساده بود. مطمئن باشید کودکی که داره به داستان گوش می کنه این سوال توی ذهنش به وجود میاد که "خویش" چیه!
شما باید توی نوشته هاتون از کلمه های راحت استفاده کنید. پس اولین قانون اینه


#استفاده از کلمه های سخت در نوشته ممنوع!

توی رمان، شما می تونید از پایان باز و یا پایان تلخ استفاده کنید. اما در داستان های کودکانه بهتره که از این شیوه استفاده نکنید. چرا؟!
خوب بذارید براتون توضیح بدم. شما شب میاید برای کودک عزیز تون یه داستان می خونید تا بخوابه. داستانی که شما انتخاب کردید بی نهایت تلخ اما شیرین و جذابه! البته بیشتر داستان ها با شروعی تلخ آغاز می شن مثل داستان سیندرلا و سفید برفی و...
آخر داستان یهو زرتی شخصیت اول و محبوب داستان می میره. اون وقت شما به جای اینکه بچه رو بخوابونید، مجبور هستید تا کاری کنید که گریش قطع بشه.
پس قانون دوم مون هم اینه.


#پایان تلخ ممنوع !


خوب برای اینکه داستان روی بچه ها تاثیر مثبت بذاره، بهتره پایان و روند رمان مثبت باشه! مثلا
- داستان درباره یه دختر روستاییه که خیلی دروغ می گه و....آخرش هم دختره یاد می گیره که دیگه دروغ نگه!
بهم نخندید همین به ذهنم رسید خوب نویسنده عزیز. باید فهمیده باشی که قانون سوم مون هم اینه که


#پایانی رو انتخاب کنید که تاثیر مثبت داشته باشه

از آرایه های ادبی و سخت استفاده نکنید. اون بچه بیچاره چه گناهی کرده که بیاید داستانی رو براش بخونید که توش پره از آرایه های ادبی، مطمئن باشید که بچه از شدت خستگی ناشی از جدال شکست ناپذیر مغزش برای فهم کلمه ها به خواب می ره تا داستان شما!
پس قانون چهارم اینه.


#آرایه ادبی و اضافه گویی ممنوع!
 
آخرین ویرایش:
کوکیッ

کوکیッ

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
عضویت
21 September 2017
ارسال ها
1,785
Reaction score
7,001
امتیاز
113
سن
22
محل سکونت
✘Mutluluk Yolu✘
☆قصه گوی خوبی باشیم! ☆

بي شك يكي از چيزهايي كه در مطلوب بودن قصه ما را ياري مي دهد يك قصه گوي خوب و ماهر است. قصه گوي خوب، به كلمه ها تسلط كامل دارد و از ارزش آنها با خبر است. او مي تواند روي شنونده اثر بگذارد. قصه گوي خوب به استفاده درست از صفت ها و قيدها توجه دارد و از نيروي ايهام، به هنگام گزينش كلمه هاي خود آگاه است. او مي داند كه به هنگام گفتن داستان مي تواند با كلمه ها حس لمس كردن، چشيدن و بوييدن را منتقل كند. همچنين مي داند كه مي تواند با كلمه ها رنگ، جنس و حتي دما را چنان توصيف كند كه شنوندگانش را به دنبال قصه خود بكشاند. قصه گو تصويرگري است كه به جاي رنگ ازكلمه ها استفاده مي كند.
كار قصه گو تنها آگاه بودن از نيروي اعجازانگيز كلمه ها و آن چه با خيال كودك انجام مي دهند، نيست، بلكه قصه گو نگران چگونگي رسيدن اين كلمه ها به گوش شنونده نيز هست . او مي داند كه صدايش در رساندن مؤثر كلمه هاي انتخاب شده به گوش شنونده عامل مهمي است. قصه گوي خوب همواره از دام يكنواختي مي گريزد و از تمامي زير و بم ها و طنيني كه صدايش مي تواند به وجود آورد استفاده مي كند. اگر نتوان با استفاده ي مؤثر از صدا به طور دقيق مفاهيم و حالت ها را آفريد ، دست كم مي توان اثر آنها را مشخص تر كرد.
ابزار اصلي قصه گو براي انتقال داستان به شنونده، صدا و كلمه هايي است كه ادا مي شود. اگر قصه گو در استفاده ي مؤثر از كلمه ها و صداي خود دقت كافي نداشته باشد، حتي بيان بهترين و هيجان انگيزترين داستآنها هم ضعيف از كار درخواهد آمد.
 
کوکیッ

کوکیッ

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
عضویت
21 September 2017
ارسال ها
1,785
Reaction score
7,001
امتیاز
113
سن
22
محل سکونت
✘Mutluluk Yolu✘
☆چهــــره و حــــركات قصــه گــــو☆

به طور كلي رفتار، به ويژه چهره قصه گوي خوب كمك بسيار مؤثري به شنونده مي كند. شنونده ضمن اين كه به كلمه هايي كه به تصاوير داستان جان مي بخشد توجه دارد، در تمام مدت به قصه گو نيز چشم مي دوزد. چهره ي قصه گو اغلب آيينه تمام نماي آن قصه است و به آنچه شنوده مي شنود، جان مي بخشد.

قصه گوي خوب بايد چهره اي قابل انعطاف داشته باشد تا اخم و لبخند، ترس و بيم و ساير عواطف را نشان دهد و بر تأثير قصه گويي بيفزايد.حالات چهره بايد منطبق بر حالت هاي داستان باشد و هرگز نبايد به كاريكاتور تبديل شود مگر آن كه داستان چنين ايجاب كند.

حركات بايد طبيعي باشد، نه برنامه ريزي شده. به جاي اداها و حالتهاي اضافه و تمـــرين شده اي كه معمولاً درگذشته به عنوان فن بيان آموخته مي شد، بايد حركتها خودانگيخته باشد تا به تأثير قصـــه بيفزايد. در هر حال، در يك قصه گويــــي موفق، چهره چيزي است كه مي تواند در بيان بهتر قصـــه، به قصه گو كمك كند، ولي نبايد بيش از ساير جنبه هاي اين هنر به آن توجه كرد.
 
کوکیッ

کوکیッ

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
عضویت
21 September 2017
ارسال ها
1,785
Reaction score
7,001
امتیاز
113
سن
22
محل سکونت
✘Mutluluk Yolu✘
☆چشــــم هاي قصــــه گـــــو☆

چشم هاي قصه گو نقطه تمركز به شمار مي آيد؛ زيرا شنوندگان براي كشف نشانه ها، احساس حالت عاطفي و اطمينان از صداقت قصه گو در تمام مدت قصه گويي بر آن چشم مي دوزند. قصه گو نيز با شنوندگانش رابطه اي چشم در چشم دارد. اين نگاه اوست كه به گونه اي شنوندگانش را به قصه متصل مي كند و به آنها مي گويد كه اين داستان فقط براي آنهاست.

قصه گوي ماهر، در طول قصه با گرداندن نگاهش از فردي به فرد ديگر، با شنوندگان رابطه مستقيم چشم در چشم برقرار مي كند. در مواردي مثل اوج گيري داستان يا نقطه ي اوج، قصه گو چشم هاي خود را روي يك شنونده يا روي يك گروه از شنوندگان متمركز مي كند، درست مثل اينكه آن بخش به خصوص فقط به آن گروه تعلق دارد. اين شيوه اغلب سبب تأكيد بيشتر بر آن قسمت مي شود و اثر عاطفي آن را برجسته تر مي كند. البته قصه گو فقط گاه گاهي از اين شيوه استفاده مي كند، زيرا توجه بيش از اندازه به بعضي از شنوندگان مي تواند عاملي براي بي نظمي باشد.

قصه گو گاهي مي تواند در حالي كه تأثير خود را همچنان حفظ مي كند چشم از چشم شنوندگان برگيرد و نگاه خود را وراي آن ها، به كوهي خيالي يا قلعه اي كه در داستان توصيف مي كند، بدوزد. او مي تواند با شنوندگان رابطه مستقيم و چشم در چشم برقرار نكند و نگاه خود را به طور مؤثر بر صحنه هاي خيالي و جزئيات رنگارنگ متوجه سازد.

اين عمل اغلب سبب مي شود كه تماشاگران براي درك كردن صحنه هايي كه قصه گو توصيف مي كند نگاه او را دنبال كنند. همچنين شيوه درست براي زماني كه قصه گو بايد مكالمه ميان دو يا چند شخصيت داستان را انجام دهد، اين است كه جاي اين شخصيت هاي خيالي مشخص شود و مكالمه مستقيم ميان آنها به وسيله حركت دادن نگاه از جايي به جاي ديگر صورت گيرد. اگر موقعيت سر نيز همگام با حركت هاي چشم تغيير كند، تأثير آن بيشتر خواهد بود.
 
کوکیッ

کوکیッ

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
عضویت
21 September 2017
ارسال ها
1,785
Reaction score
7,001
امتیاز
113
سن
22
محل سکونت
✘Mutluluk Yolu✘
*شیوه های قصه گویی برای کودکان*

قصه گو، با استفاده کردن از ابزارهای شخصی خود در قصه گویی یعنی با انتخاب کردن کلمه ها، صدا، رفتار، حرکت‌ها و حالتهای چهره و مانند اینها به آماده کردن قصه می پردازد، و سپس آن را به گوش و به خیال شنوندگانش می رساند .
او تنها از عناصر زیر استفاده می کند:
۱) یک داستان مناسب که به خوبی نیز آماده شده است و با شخصیت و سبک مخصوص او منطبق است.
۲) صدای مؤثر و شیوه ی بیان و ارائه.
۳) تخیل قصه نیوشان .
قصه گو به هیچ وجه نباید روی شگردها حساب کند و به عوامل غیر عادی که می تواند بر قصه گو یی او تأثیر بگذارد و آن را به یک نمایش مبدل سازد متوسل شود. هنر قصه گویی همچنان به عنوان یکی از قدیمی ترین شکل های هنر بشر باقی می ماند و این شکل از هنر بخصوص برای کودکان ارزشمند است. بزرگسالانی که می خواهند برای کودکان قصه بگویند باید با احترام و صداقت و مهارت در این راه سرمایه گذاری کنند و به این ترتیب به این هنر نزدیک شوند. در این صورت پاداشی که به دست خواهد آمد معمولاً بیشتر از سرمایه گذاری خواهد بود.
 
کوکیッ

کوکیッ

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
عضویت
21 September 2017
ارسال ها
1,785
Reaction score
7,001
امتیاز
113
سن
22
محل سکونت
✘Mutluluk Yolu✘
*بهترین شیوۀ قصه گویی برای کودکان کدام است ؟*

در این زمینه ، روش های متفاوتی هست . از جمله این که لازم است بعد از گفتن هر قصه یا هنگام قصه گویی به کودک فرصت دهیم به قصه فکر کند و دربارۀ آن حرف بزند . این روش از نظر عاطفی و عقلی برای کودک بسیار مفید است.

برای این که داستان توجه کودک را جلب کند بهتر است سرگرم کننده باشد و کنجکاوی او را برانگیزد . هم چنین لازم است تخیل کودک را فعال کند و به او کمک کند توانایی ذهنی اش را افزایش و احساساتش را توضیح دهد.

بهتر است داستان با همۀ جنبه های شخصیتی کودک ارتباط داشته باشد و از نیازهای کودکانه وی سوء استفاده نکند . قصه باید نیازهای درونی کودک را جدی بگیرد و اعتماد او را به خود و آینده اش تقویت کند.

آگاهی دادن به کودک دربارۀ دنیایی که در آن زندگی می کند ، پرورش عادت های مفید و ایجاد عزت نفس و حس استقلال طلبی و گسترش خلاقیت از مهم ترین هدف هایی است که در قصه گویی برای کودک دنبال می شود. با خواندن قصه و بازگویی آن ، نیروی بیان و تکلم کودک رشد پیدا می کند و بر دایرۀ لغات و اطلاعاتش افزوده می شود.

آیدن چمبرز در کتاب گفت و گو دربارۀ کتاب در این باره می گوید :« یک شب که هوا تاریک شده بود ، نوۀ پنج سالۀ دوستم به دیدن او آمد.این دختر از خانه شان تا خانۀ پدر بزرگ تنها آمده بود .

برای رسیدن به خانۀ پدر بزرگ (دوستم) باید از راه ِ باریکی از میان درختان می گذشت . پدر بزرگ پرسید :« نترسیدی که تنها آمدی؟» دختر جواب داد :« نه ، نه ، پدر بزرگ ، تمام راه برای خودم داستان شنل قرمزی را تعریف کردم !» کودک با خواندن یا گوش سپردن به قصه بر توجه و دقتش به پیرامون خود می افزاید و دربارۀ هر موضوع و پدیده ای فکر می کند . او از این راه مهارت هایی مثل خوب دیدن ، خوب شنیدن ، پرسیدن و به دنبال پاسخ بودن را به دست می آورد .

در این میان وظیفۀ بزرگسالان تنها ایجاد اشتیاق به خواندن در کودکان نیست . بلکه آن ها باید برای تداوم خواندن در گروه های سنی برنامه هایی را پیش بینی کنند تا عادت به خواندن در درون کودک ، پایدار و نهادینه شود.

کتاب هایی که برای کودکان انتخاب می شود باید جذاب ، عمیق و شیرین باشند و با تجربه ها، نیازها ، علایق و توانایی های آن ها هماهنگ باشد و به کنجکاوی ها و آرمان های بلند پروازانۀ آن ها پاسخ دهد .

کتاب مناسب، تخیل کودک را تقویت می کند و بر تجربه های او می افزاید . به او لذت می دهد و او را به خواندن علاقه مند می کند.
 
کوکیッ

کوکیッ

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
عضویت
21 September 2017
ارسال ها
1,785
Reaction score
7,001
امتیاز
113
سن
22
محل سکونت
✘Mutluluk Yolu✘
*اهمیت قصه گویی برای کودکان در تربیت آنها*

قصه بهترین وسیله برای فهم بزرگ ترین آثار ادبی و هنری است . لوئیس مک نیس ، نویسندۀ انگلیسی می گوید :« قصه های واقعی همیشه برای من معنای بسیاری داشته اند . حتی وقتی دبیرستان می رفتم و اعتراف به آن باعث رسوایی ام می شد. من از مطالعۀ داستان های عامیانه مثل قصه های هانس کریستین اندرسن ، اسطوره ها و داستان های ملل اروپای شمالی ، آلیس در سرزمین عجایب و کودکان آب شروع کردم و دوازده ساله بودم که با مطالعۀ شهبانوی سرزمین پریان گامی به سوی پیشرفت برداشتم .» قصه ها بر خلاف شکل های دیگر ادبیات ، کودک را در راه کشف هویت و معنای زندگی خویش هدایت می کند . قصه به کودک می آموزد برای ادامۀ تکامل شخصیت فردی چه تجربه هایی ضروری اند . قصه به کودک قول می دهد اگر شجاع باشد و در راه این تلاش ِ طاقت فرسا و مهیب قدم بردارد ، نیروهای خیر اندیش و نیکوکار به کمکش می آیند و موفقیت او حتمی خواهد بود. قصه ها به کسانی که بز دل و تنگ نظرند و کوشش نمی کنند هویت خویش را بیابند ، اخطار می کنند که ناچار خواهند شد به یک زندگی ملال آور و یکنواخت قناعت کنند . البته اگر به سرنوشت بدتری دچار نشوند. اسطوره ها ، داستان های مذهبی و قصه ها، نیروی تخیل کودک را تغذیه و تقویت می کنند . این گونه داستان ها به مهم ترین پرسش های کودک پاسخ می دهند و عامل مؤ ثر و مهمی در تربیت اجتماعی آن ها هستند.دریغ که این داستان ها از کودکان امروز گرفته شده است و به صورت ابتر ، در فیلم ها و سریال ها نشان داده می شوند و امکان پرورش تخیل را از کودکان می گیرند .ادبیات به شیوه های گوناگون باعث رشد عاطفی کودکان می شود . داستان های علمی – تخیلی ، آن ها را به تأمل و اندیشه در بارۀ آینده وا می دارد. داستان های واقع گرای کودکان را نسبت به شناخت انسان امرزی و رابطه اش با محیط زیست کنجکاو می کند . کودک به کمک ادبیات با شیوه های برخورد انسان ها و دشواری های زندگی خود آشنا می شود و از شخصیت های داستان ها می آموزد چگونه گرفتاری های مشابه را رفع و احساس دیگران را درک کند. با الهام از همین تجربه هاست که کودکان به نوشتن یا بازگو کردن قصه هایی ساخته و پرداختۀ ذهن خود یا اجرای نمایش بر انگیخته می شوند. جورج شانون می گوید :« انسان در دوران کودکی به ارزش های ادبیات دست می یابد و تأثیر عمیق آن در بزرگسالی پدیدار می شود.» خواندن و آشنایی با ادبیات بر کودکان اثرات متفاوتی دارد، چنان که جون گلیزر می گوید :« ادبیات در رشد عاطفی کودکان سهیم می شود . سهم ادبیات در بروز احساسات و عواطف و به دست دادن تصویری از این احساس ها و شناسایی آن است.» کودکان نسبت به آن چه می خوانند واکنش نشان می دهند.واکنش های کودکان نسبت به ادبیات از پیدایش و پیشرفت عوامل متفاوتی تأثیر می پذیرد و رشد و پرورش زبانی ، شناختی ، اجتماعی و اخلاقی در کودکان بر شیوۀ برداشت آن ها از یک داستان تأثیر می گذارد.
 
کوکیッ

کوکیッ

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
عضویت
21 September 2017
ارسال ها
1,785
Reaction score
7,001
امتیاز
113
سن
22
محل سکونت
✘Mutluluk Yolu✘
*اصول قصه گویی برای کودکان*

می توانید برای اصلاح یک بد رفتاری در کودک از قصه کمک بگیرید اما به صورت برجسته شعارهای اخلاقی را مطرح نکنید. بلکه واقعا قصه هایی بگویید که روح قصه داشته باشند.

با قصه می توانید کودک را نصیحت کنید بدون آنکه بفهمد در حال نصیحت کردن او هستید. کودک در قصه روح و جان و حواسش را در اختیار شما می گذارد و با دقت تمام گوش می کند .اکنون دیگر همه چیز به هنر شما در قصه گفتن بستگی دارد .اگر کمی خلاقیت و ذوق داشته باشید می توانید قصه را خودتان بسازید. اگر نمی توانید، قصه ای مناسب انتخاب کنید. قصه ای بگویید که شامل مواد لازم برای کودک شما باشد.
گاهی قصه ها باید هدفی دراز مدت را دنبال کنند. مثل قصه های تربیتی و اخلاقی. گاهی لازم است با قصه، تغییری آنی در کودک ایجاد کنیم.
مثلا کودک را از هیجانات بازی دور کنیم آرام کنیم و بخوابانیم. فرض کنید کودک شما بیش فعال است و هم اکنون تحرک و فعالیت زیادی نشان می دهد که مناسب شرایط فعلی نیست .یک قصه را شروع کنید و او را جذب قصه کنید .البته این قصه باید آرام کننده باشد و انرژی های کودک را مهار کند. برعکس اگر می خواهید کودکتان را برای میهمانی شب آرام نگهدارید اکنون قصه ای تعریف کنید که او را به بازیهای حرکتی و تخلیه کننده از انرژی ،سوق دهد تا برای شب، دیگر میلی به بازیهای پر سر و صدا و پر تحرک نداشته باشد.
 
کوکیッ

کوکیッ

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
عضویت
21 September 2017
ارسال ها
1,785
Reaction score
7,001
امتیاز
113
سن
22
محل سکونت
✘Mutluluk Yolu✘
*شرایط قصه های اخلاقی*

می توانید برای اصلاح یک بد رفتاری در کودک از قصه کمک بگیرید اما به صورت برجسته شعارهای اخلاقی را مطرح نکنید. بلکه واقعا قصه هایی بگویید که روح قصه داشته باشند و به هوش و درک کودک در گرفتن نتیجه ی دلخواه، ایمان داشته باشید. می توانید با پرسیدن سوالهایی از متن قصه، فکر کودک را نیز در جهت نیل به مقصود قصه مشغول کنید .مثلا بپرسید چرا این اتفاق برای قهرمان قصه افتاد. اگر کودک به جواب دلخواه شما اشاره نکرد مثل یک کودک دیگر بگویید ولی من که فکر نکنم منظورش این بود . فکر کنم منظورش اینجوری … بود.
اشتباه مسلم ما در قصه های اخلاقی و تربیتی این است که برای گرفتن نتیجه ی تربیتی قصه را به سخنرانی و درس اخلاق تبدیل می کنیم و اشتیاق کودک را برای همراهی از بین می بریم. به همین جهت کودکان بیشتر از قصه های داستانی محض استقبال می کنند. در حالیکه می توان در قصه های داستانی هم اهداف اخلاقی را دنبال کرد بدون آنکه قصه را از جاده ی داستانی خودش خارج سازیم. من به عنوان کودک دیروز و مادر امروز، با کسانی که می گویند قصه تنها برای سرگرمی کودک است و از آن نباید برای اهداف اخلاقی استفاده کرد، مخالفم در عین حال با قصه هایی که به خاطر گرفتن نتایج اخلاقی، جذابیتهای لازم را از دست داده اند، مخالفترم.
در بعضی قصه های مناسب به جای قهرمان داستان، _ به شرطی که قهرمان داستان کارهای خوبی انجام داده باشد _ از اسم کودکتان استفاده کنید و قصه را به او نسبت دهید. تا احساس بهتری داشته باشد و کمک کند کودک به آن خود پنداره ی مثبت که شرط لازم اعتماد به نفس است،برسد!
 
کوکیッ

کوکیッ

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
عضویت
21 September 2017
ارسال ها
1,785
Reaction score
7,001
امتیاز
113
سن
22
محل سکونت
✘Mutluluk Yolu✘
*مثل بازیگر تئاتر قصه بخوانید*

وقتی برای کودک قصه می گویید فقط یک خواننده ی بی احساس و ماشینی نباشید که بی هیچ توجهی به مضمون داستان، آن را می خواند که نه لحن آن را رعایت می کند و نه از احساسات آن منفعل می شود. بلکه با احساس قصه همراه شوید تا قصه تاثیر گذار تر و جذابتر به نظر بیاید. با رعایت لحن و آداب قصه، به نویسنده ی آن در رسیدن به هدف اخلاقی مورد نظر از قصه کمک کنید.
گاهی قصه های داستانی محض یا قصه های خنده دار که هیچ نتیجه ی اخلاقی هم ندارند و تنها برای سرگرمی کودک است تعریف کنید، تا موجب تنوع شده و میل کودک را برای قصه های اخلاقی بیشتر کند. گاهی از قصه ،تنها انس گرفتن با کودک و محبت کردن به او را مد نظر داشته باشید.
در بعضی قصه های مناسب به جای قهرمان داستان، _ به شرطی که قهرمان داستان کارهای خوبی انجام داده باشد _ از اسم کودکتان استفاده کنید و قصه را به او نسبت دهید. تا احساس بهتری داشته باشد و کمک کند کودک به آن خود پنداره ی مثبت که شرط لازم اعتماد به نفس است،برسد. این کار مخصوصا برای کمک به کودکانی که مبتلا به کمرویی هستند خوب است .کودک کمرو را در قصه با صحنه هایی که از مواجه شدن با آن ترس دارد مواجه کنید و او را از آن صحنه ها موفق بیرون بیاورید.
مثلا بگویید : «..بالاخره “سارا” تصمیم گرفت خودش برای همه ی مهمونا غذا درست کنه. سارا برای همه یک کیک بزرگ و قشنگ درست کرد! هر کسی که از کیک سارا می خورد می گفت تا حالا کیکی به این خوشمزگی نخورده . مهمونا از سارا خواستن کلاس آشپزی بذاره و کیک پختن رو به اونا یاد بده.»
این قصه علاوه بر اینکه به سارا نیرو می ده تا در کارهایی که برای مهمان انجام می شود دخالت کند، او را به سمت دخالت در کارهای آشپزخانه هم تحریک و تشویق می کند. البته در این موارد قصه ها را با خیالبافی بی تاثیر نکنید مثلا اگر بگویید سارا با خواندن یک ورد کیک درست کرد به دخترتان سارا می فهمانید که کیک درست کردن کار تو نیست چون یا باید مامان درست کنه یا باید با جادو گری درست بشه. بنابراین برای رسیدن به تاثیر دلخواه خود، خیلی عادی سارا را پزنده ی کیک معرفی کنید.
 

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)

بالا