• به انجمن شگفت انگیز رمان ایران بپیوندید و رمان های زیبای خود را در انجمن به اشتراک بگذارید
    به ما کمک کنید تا جامعه خود را توسعه دهیم :)
    ثبت نام ورود

منحصر به فرد گاهی باید رفت | Vague کاربر انجمن رمان ایران

Albatross

ناظر رمان
ناظر رمان
کاربر خاص
عضویت
17 May 2020
ارسال ها
973
امتیاز واکنش
4,014
امتیاز
690
محل سکونت
یک‌جای مبهم!
از نظر من،
زمانی که حس کردید،
وجودتان برای کسی اضافی‌ست؛
آن فرد مهم زندگی‌تان را برای آخرین بار،
ببوسید،
ببویید،
لمس کنید
و برید!
برای همیشه...
حتی اگه لحظه‌ای به این فکر افتاد
که وجود شما اضافی‌ست،
دلیل محکمی برای رفتن شماست!
پس اضافی نباشید و
برید...
چون این لحظات،
جزو همان لحظاتی هستند
که بهشان می‌گویند:
لحظاتی که
باید رفت!
 

Albatross

ناظر رمان
ناظر رمان
کاربر خاص
عضویت
17 May 2020
ارسال ها
973
امتیاز واکنش
4,014
امتیاز
690
محل سکونت
یک‌جای مبهم!
می‌خواهم کوله‌بار خاطرات‌ام را جمع کرده
و به گوشه‌ای سفر کنم،
در کنجی خلوت بنشینم و بی دلهره
نفسی عمیق بکشم...
و باز کوله‌ام را برداشته و بروم.
به هرجایی که تا کنون نرفته بودم و آرام آرام،
با هر قدم خود،
خاطرات را از کوله‌ام برداشته و رها کنم!
و می‌دانم،
خوشبختی درست لحظه‌ای روبه رویم می‌ایستد که،
آخرین خاطره‌ام را به دست باد سپرده باشم!
 
آخرین ویرایش:

Albatross

ناظر رمان
ناظر رمان
کاربر خاص
عضویت
17 May 2020
ارسال ها
973
امتیاز واکنش
4,014
امتیاز
690
محل سکونت
یک‌جای مبهم!
گاهی یک سنگ نیاز دادم، یک سر و یک حادثه!
یک برخورد، یک فراموشی...
یک فراموشی به امید دنیایی بهتر،
آیا آرزوی محالی‌ست؟!
 

Albatross

ناظر رمان
ناظر رمان
کاربر خاص
عضویت
17 May 2020
ارسال ها
973
امتیاز واکنش
4,014
امتیاز
690
محل سکونت
یک‌جای مبهم!
می‌خواهم بروم،
زده شدم،
زده!
از هرچه ماندم و بی ارزش خوانده شد!
هرچه محبت کردم و مهم نبود!
از هرچه توجه کردم و نادیده گرفته شدم!
من میروم
و دیگر هرگز باز نمی‌گردم!
 
آخرین ویرایش:

Albatross

ناظر رمان
ناظر رمان
کاربر خاص
عضویت
17 May 2020
ارسال ها
973
امتیاز واکنش
4,014
امتیاز
690
محل سکونت
یک‌جای مبهم!
می‌دانم!
من از آن انسان‌هایی هستم،
که می‌مانند
می‌مانند
و می‌مانند!
اما وای به حالی که فکر رفتن به سرشان بزند!
آنچنان
می‌روند، که حتی
اثری از خود به جای نمی‌گذارند...
آنها مانند باد لطیف صبح‌گاهی می‌وزند و
می‌روند!
جوری که تو، تا آخر آن نسیم را فراموش نخواهی کرد...
یک نسیم لطیف صبح‌گاهی!
 

Albatross

ناظر رمان
ناظر رمان
کاربر خاص
عضویت
17 May 2020
ارسال ها
973
امتیاز واکنش
4,014
امتیاز
690
محل سکونت
یک‌جای مبهم!
حس زیبایی‌ست، دوست داشتن!
آدم‌ها وقتی دوست می‌دارند، قویتر می‌شوند
احساس قدرتمند است!
چه بسا که آن حس، عشق باشد!
دوست داشتن مخرب است!
آدم‌ها وقتی دوست می‌دارند، حسود می‌شوند
احساس خودخواه است!
دوست داشتن آفت است!
آدم‌ها وقتی دوست می‌دارند، دست به هرکاری می‌زنند
احساس منطق ندارد!
و من
حیران مانده‌ام
که او را دوست بدارم یا خیر؟
درحالی که جوابش شفاف است!

او خیلی وقت پیش، پا به قلبم نهاده بود!​
 

Albatross

ناظر رمان
ناظر رمان
کاربر خاص
عضویت
17 May 2020
ارسال ها
973
امتیاز واکنش
4,014
امتیاز
690
محل سکونت
یک‌جای مبهم!
من میروم!
با لبخندی تلخ و بغضی در گلویم!
من میروم، تا نبینم نخواسته شدنم را
میروم تا پس زده شدنم را نبینم
بودن من، که فایده‌ای ندارد!
نه کسی "مرا" میخواهد، نه "بودنم" را...
پس ترجیح میدهم بروم، تا بمانم!
من آرام
از میان خاطرات آنها
محو میشوم و در آخرین لحظات، نگاه چشمان اشکی‌ام خواهد بود که با خاطرات خداحافظی میکند!
نمی‌دانم اگر بروم، کسی غمگین خواهد شد یا نه؟
اما از ترس بیخیالی احتمالی آنها، حتی نمی‌خواهم بدانم!
من میروم!
با لبخندی بغض آلود و چشمانی پر از اشک!
و داوری را می‌سپارم به خدا...
 

Albatross

ناظر رمان
ناظر رمان
کاربر خاص
عضویت
17 May 2020
ارسال ها
973
امتیاز واکنش
4,014
امتیاز
690
محل سکونت
یک‌جای مبهم!
من به تمام آرزوهایم می‌رسم!
حتی اگر قانون جهان، ناکامی باشد!
من به هیچکس اجازه سد شدن در مقابل خواسته‌هایم را نمی‌دهم!
من، بیشتر از افکار پوچ و بی ارزش دیگران، محترم هستم!
من یک تنه، جلوی هرکسی که بخواهد سد راهم شود می ایستم و هشدار می‌دهم!
سر راه من ایستادن، پایانی برایت ندارد، حتی پایانی غمگین!
چون، من تمام کسانی که جلویم بیاستند را به اشد مجازات، محکوم می‌کنم!
مردگی در عین زنده بودن!
پس، جلوی من و خواسته‌هایم نیاستید!!!
 

Albatross

ناظر رمان
ناظر رمان
کاربر خاص
عضویت
17 May 2020
ارسال ها
973
امتیاز واکنش
4,014
امتیاز
690
محل سکونت
یک‌جای مبهم!
زندگی زیباست، دوست داشتن‌ها در جریان است!
اما گاهی، باید دل کند!
احساس را جدا کرد و منطقِ راحتی را انتخاب کرد!
گاهی برای زیبا ماندن زندگی، باید منطقِ احساسِ خودمان را انتخاب کنیم و برویم!
چون،
گاهی ماندن،
چنان تخریبمان می‌کند، که هزار سال دوری نمی‌کند!
 

Albatross

ناظر رمان
ناظر رمان
کاربر خاص
عضویت
17 May 2020
ارسال ها
973
امتیاز واکنش
4,014
امتیاز
690
محل سکونت
یک‌جای مبهم!
بعضی‌ها، ارزش ماندن شما را نمی‌فهمند!
هرچه سعی کنید، ازخود بگذرید و با تمام درد و رنج‌ها بمانید، بازهم آنها معنی ماندن شما را نمی‌فهمند!
نه می خواهند بفهمند، نه می‌فهمند!
گاهی ماندن، دیگر حکم سابق را ندارد...
دیگر ماندن ها با ارزش نیست!
چون کسی نیست که
ارزش ماندن شما را با تمام وجود درک کند!
پس گاهی باید بروی.
بروی تا مردم بدانند، تویی که همیشه ماندی، رفتن را هم بلد بودی!
برو...
چون گاهی باید رفت!
 

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 21) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 0, کاربران: 0, مهمانان: 0)

بالا