شعر و متن

K.D.H

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
1 March 2018
ارسال ها
84
امتیاز
83
محل سکونت
شمال ...
تو گفتی راه عشق از فتنه پاکست
چو دیدم ، پرتگاهی خوفناکست ...
 

Kimia_Rh

مدیر تالار ادبیات
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار ادبیات
عضویت
4 February 2018
ارسال ها
430
امتیاز
93
محل سکونت
MHD
از دردرامدی و من از خود به درشدم

گویی کزین جهان به جهان دگر شدم
 

K.D.H

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
1 March 2018
ارسال ها
84
امتیاز
83
محل سکونت
شمال ...
کاشکی جز تو کسی داشتمی
یا به تو دسترسی داشتمی
یا در این غم که مرا هر دم هست
هم‌دم خویش کسی داشتمی
کی غمم بودی اگر در غم تو
نفسی، هم‌نفسی داشتمی
خاقانی
 

K.D.H

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
1 March 2018
ارسال ها
84
امتیاز
83
محل سکونت
شمال ...
خیال آشنائی بر دلم نگذشته بود اول
نمیدانم چه دستی طرح کرد این آشنائی را
 

K.D.H

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
1 March 2018
ارسال ها
84
امتیاز
83
محل سکونت
شمال ...
اگر کسی
احساست را نفهمید
مهم نیست...
سرت را بالا بگیر و لبخند بزن
فهمیدن احساس
کار هرآدمی نیست...
احمد شاملو
 

Kimia_Rh

مدیر تالار ادبیات
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار ادبیات
عضویت
4 February 2018
ارسال ها
430
امتیاز
93
محل سکونت
MHD
از قول من به باران بی امان بگو:
دل اگر دل باشد اب از اسیاب علاقه اش نمی افتد
 

Kimia_Rh

مدیر تالار ادبیات
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار ادبیات
عضویت
4 February 2018
ارسال ها
430
امتیاز
93
محل سکونت
MHD
بی تو بودن را معنا میکنم با تنهایی و اسمان گرفته
اسمان پر باران چشم هایم
بی تو بودن را معنا میکنم با شمع
با سوزش ناگریز شمعی بی پروانه
بی تو بودن را چگونه میتوان تفسیر کرد؟
وقتی که بی تو بودن خیلی دشوار است...
 

Kimia_Rh

مدیر تالار ادبیات
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار ادبیات
عضویت
4 February 2018
ارسال ها
430
امتیاز
93
محل سکونت
MHD
گاهی...
دور از چشم ابرها هم میتوان عاشق شد
میتوان بغض کرد
میتوان بارید
گاهی...
دور از چشم مداد رنگی هاهم میتوان نقاش شد
میتوان اسمان داشت...
میتوان ابی شد
اما گاهی...
دور از چشم گذشته نمیتوان امروز را پشت هیچ فردایی پنهان کرد..
 

Kimia_Rh

مدیر تالار ادبیات
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار ادبیات
عضویت
4 February 2018
ارسال ها
430
امتیاز
93
محل سکونت
MHD
وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست
عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست
ناگهان-دریا تورا دیدم حواسم پرت شد
کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست
در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید
هی صدا در کوه.هی"من عاشقت هستم"شکست
بعد تو ایینه های شعر سنگم میزنند
دل به هر ایینه.هر ایینه ای بستم شکست
عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد
قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست
وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد؟
پپیش رویت انچه را یک عمر نشکستم شکست..
 

موضوعات

بالا