شعر و متن

کیمیا_رح

مدیر تالار ادبیات
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار ادبیات
از دردرامدی و من از خود به درشدم

گویی کزین جهان به جهان دگر شدم
 

K.D.H

عضو سایت
کاربرسایت
کاشکی جز تو کسی داشتمی
یا به تو دسترسی داشتمی
یا در این غم که مرا هر دم هست
هم‌دم خویش کسی داشتمی
کی غمم بودی اگر در غم تو
نفسی، هم‌نفسی داشتمی
خاقانی
 

K.D.H

عضو سایت
کاربرسایت
خیال آشنائی بر دلم نگذشته بود اول
نمیدانم چه دستی طرح کرد این آشنائی را
 

K.D.H

عضو سایت
کاربرسایت
اگر کسی
احساست را نفهمید
مهم نیست...
سرت را بالا بگیر و لبخند بزن
فهمیدن احساس
کار هرآدمی نیست...
احمد شاملو
 

کیمیا_رح

مدیر تالار ادبیات
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار ادبیات
از قول من به باران بی امان بگو:
دل اگر دل باشد اب از اسیاب علاقه اش نمی افتد
 

کیمیا_رح

مدیر تالار ادبیات
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار ادبیات
بی تو بودن را معنا میکنم با تنهایی و اسمان گرفته
اسمان پر باران چشم هایم
بی تو بودن را معنا میکنم با شمع
با سوزش ناگریز شمعی بی پروانه
بی تو بودن را چگونه میتوان تفسیر کرد؟
وقتی که بی تو بودن خیلی دشوار است...
 

کیمیا_رح

مدیر تالار ادبیات
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار ادبیات
گاهی...
دور از چشم ابرها هم میتوان عاشق شد
میتوان بغض کرد
میتوان بارید
گاهی...
دور از چشم مداد رنگی هاهم میتوان نقاش شد
میتوان اسمان داشت...
میتوان ابی شد
اما گاهی...
دور از چشم گذشته نمیتوان امروز را پشت هیچ فردایی پنهان کرد..
 

کیمیا_رح

مدیر تالار ادبیات
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار ادبیات
وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست
عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست
ناگهان-دریا تورا دیدم حواسم پرت شد
کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست
در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید
هی صدا در کوه.هی"من عاشقت هستم"شکست
بعد تو ایینه های شعر سنگم میزنند
دل به هر ایینه.هر ایینه ای بستم شکست
عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد
قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست
وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد؟
پپیش رویت انچه را یک عمر نشکستم شکست..
 

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 8) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 0, کاربران: 0, مهمانان: 0)

موضوعات


بالا