اطلاعیه اعلام آمادگی برای نقد رمان

فاطمه انصاری

کاربر انجمن
کاربرسایت
عضویت
14 April 2018
ارسال ها
71
لایک ها
141
امتیاز
33
#21
نام رمان: سه نقطه ترس و وحشت
نویسنده: فاطمه انصاری
ژانر: معمایی، تخیلی، ترسناک
زاویده دید: سیال ذهن

«جلد اول»



خلاصه:

حکایت دختری به اسم ژینوس را روایت می کند که ناخواسته و طبق نقشه ای از پیش تعیین شده درگیر جریانات گودالِ گذشته ای سیاه می شود و...

 

Mohadeseh.f

مدیر تالار نقد+ نگارگر انجمن
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار نقد
عضویت
24 January 2018
ارسال ها
114
لایک ها
1,484
امتیاز
93
محل سکونت
تهـــــــــــــرون
#22
نام رمان: سه نقطه ترس و وحشت
نویسنده: فاطمه انصاری
ژانر: معمایی، تخیلی، ترسناک
زاویده دید: سیال ذهن

«جلد اول»



خلاصه:

حکایت دختری به اسم ژینوس را روایت می کند که ناخواسته و طبق نقشه ای از پیش تعیین شده درگیر جریانات گودالِ گذشته ای سیاه می شود و...

@Mohadeseh.f
 

NS.Z

مدیر انجمن
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار کودکانه
عضویت
7 September 2018
ارسال ها
46
لایک ها
55
امتیاز
18
محل سکونت
بوشهر
#23
سلام خدمت محدثه فارسی نویسنده و منتقد گلمون
درخواست نقد رمانمو دارم
نام:یتیم خانه مرگ
نویسنده:نرگس زنده بودی
ژانر:ترسناک
جیغ، خون، ترس و وحشت، همه و همه در یتیم خانه ای که از گوشه به گوشه اون بوی
مرگ میاد! یلدا آوا لیلی و توسکا، دخترانی که قربانی این یتیم خونه میشن؛
دخترانی که با تک تک سلول های بدنشون ترس رو تجربه میکنن!
یاشا برگشته!
خلاصه:
داستان در مورد چهار تا دختره یتیمه که توی یک یتیم خونه قدیمی زندگی میکنند.
اونا یه روزی متوجه میشن که داره اتفاقات عجیبی واسشون میافته، اونا تنها کسانی
بودن که شاهد این اتفاقا بودن تا این که یک روز، دو تا برادر دوقلو به بهانه بازدید و
تحقیق درباره یتیم خونه وارد اونجا میشن و به جمع دخترا میپیوندن.
بلاهایی سرشون میاد که حتی فکرشم نمیتونید بکنید!
آدرس-

صفحه نقد-
 
آخرین ویرایش:

♡~moon~♡

★~shouko~★
محرر انجمن
عضویت
22 May 2018
ارسال ها
56
لایک ها
160
امتیاز
33
محل سکونت
قلب ایران❤
#24
سلام درخواست نقد رمانم رو دارم و اینکه شما میگید پستی ارسال نکنم..یعنی فقط برا رمان پست جدید نزارم یا کلا چیزی نفرستم؟!!:|


نام رمان : پرتاب از فراز تپه ی عشق
نویسنده: ایناس.الف
ژانر : عاشقانه_اجتماعی
ناظر:mohadese.f

خلاصه :خورشید همیشه پشت ابر نمیماند!
اما آنجا کسی هست که لجوجانه سعی در پنهان کردن خورشیدش است ؛ غافل از اینکه هوای ابری ساختگی اش زندگی خیلی ها را به تباهی نشانده!
او ملوک است ! پیرزن اشرافی عرب !
اویی که برای انتقام از مرگ تک دخت زیبایش انگشت نشانه به سمت افسانه میگیرد؛ این تهمت نگرانیهای متین را به اوج میرساند! نگرانی برای از دست دادن زن رویاهایش؛ اما افسانه هم آدمی بود ! کاسه ی صبری داشت !
او یک زن بود ...حساس و رنجور ؛ زیبا و دلربا!
اما...
ناگهان کسی می آید ؛ از تبار سنگ! از نژاد بی رحم ها! سنگدل و شرور!
اسطوره ای می آید!
اسطوره ای که خورشید پنهان ملوک را به افسار میبندد و دنبال خود میکشد!
دختری می آید!
دختری که مرده رازهای متعفن و چرک آلود دل ملوک را زنده میکند !!

 

موضوعات

بالا