تازه چه خبر
انجمن رمان ایران

سلام مهمان عزیز برای عضویت در انجمن رایگان ثبت نام کنید! پس از وارد شدن، می توانید با اضافه کردن موضوعات و پست های خود، و همچنین تماس با دیگر اعضا از طریق صندوق پستی خصوصی خود، در این سایت شرکت کنید!

  • سال نو می شود، زمین نفسی دوباره می کشد، برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند پرنده های خسته بر می گردند و در این رویش سبز دوباره... من... تو... ما... کجا ایستاده ایم سهم ما چیست؟ نقش ما چیست؟ پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟ زمین سلامت می کند و ابرها درودتان سال نو مبارک...

متن تصنیف دیدی ای دل از ایرج

_tark.chan_

معاونت کل سایت
عضو کادر مدیریت
معاونت کل سایت
دیدی آخر دل ما را شکستی
رفتی و رشته الفت گسستی
دیده دریا شد از دوری رخت ای صنم
قطره قطره بشد دل ز دیده روشنم

عشقت زده آتش به مغز استخوانم
سوزد ز تاب دوریت جانا روانم
تا کی پوید دل ره غمت آرام جانم
تا چند از دستت رسد به مه آه و فغانم

آفتاب با نما ابروی هلالت
دیده کن روشن از پرتو جمالت
روی بنما که جان دهم
موی بگشا که وار هم
از شکنج غمت نگارم

دور از ماه روی تو
آفتابا چو موی تو
تیره گردیده روزگارم


بر رهت نهاده ام هر دو دیده چون یعقوب
در غمت نشسته بس نمودم صبر ایوب

چون بر بستان ابر آذاری
یا چون بلبلی از عشق نو گلی بنمایم زاری
شور شیرینی همچون فرهاد
جان شیرینم دادی بر باد
از تیشه غم کندم بنیاد

دوستان به هم آمیزید
و ز قدح شرر انگیزید
از حسود همه بگریزید
خاک غم به سرش ریزید
سالک به جهان از جور زمان ایمن نتوان ز قدح می زن شادان و خندان
 
آخرین ویرایش:

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)

موضوعات


بالا