قشنگ ترین و زیباترین اشعار و قطعات کوتاه ناصح و آموزنده

K.D.H

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
1 March 2018
ارسال ها
79
لایک ها
452
امتیاز
53
محل سکونت
شمال ...
#11
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده در افتد نه تو مانی و نه من
ابوسعید ابوالخیر
 

K.D.H

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
1 March 2018
ارسال ها
79
لایک ها
452
امتیاز
53
محل سکونت
شمال ...
#12
ترازوی فلک، ای دوست، راستی نکند
گه موازنه، یاقوت و سنگ یکسانند ...
اعتصامی
 

K.D.H

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
1 March 2018
ارسال ها
79
لایک ها
452
امتیاز
53
محل سکونت
شمال ...
#13
خیال کژ به کار کژ گواهی است
سیاهی هر کجا باشد، سیاهی است
به از پرهیزکاری، زیوری نیست
چو اشک دردمندان، گوهری نیست
مپوش آئینه کس را به زنگار
دل آئینه است، از زنگش نگهدار
اعتصامی
 

K.D.H

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
1 March 2018
ارسال ها
79
لایک ها
452
امتیاز
53
محل سکونت
شمال ...
#14
درویش و غنی بنده این خاک درند
و آنان که غنی ترند محتاج ترند ...
سعدی
 

K.D.H

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
1 March 2018
ارسال ها
79
لایک ها
452
امتیاز
53
محل سکونت
شمال ...
#15
به بازوان توانا و قوت سر دست
خطاست پنجه مسکین ناتوان بشکست
نترسد آن که بر افتادگان نبخشاید
که گر ز پای در آید کسش نگیرد دست
هر آن که تخم بدی کشت و چشم نیکی داشت
دماغ بیهده پخت و خیال باطل بست
ز گوش پنبه برون آر و داد خلق بده
وگر تو می‌ندهی داد روز دادی هست
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
سعدی
 

K.D.H

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
1 March 2018
ارسال ها
79
لایک ها
452
امتیاز
53
محل سکونت
شمال ...
#16
به غمخوارگی چون سرانگشت من
نخارد کس اندر جهان پشت من
مکن، بر کف دست نه هرچه هست
که فردا به دندان بری پشت دست
به پوشیدن ستر درویش کوش
که ستر خدایت بود پرده پوش
مگردان غریب از درت بی نصیب
مبادا که گردی به درها غریب
بزرگی رساند به محتاج خیر
که ترسد که محتاج گردد به غیر
به حال دل خستگان در نگر
که روزی دلی خسته باشی مگر
درون فروماندگان شاد کن
ز روز فروماندگی یاد کن
نه خواهنده‌ای بر در دیگران
به شکرانه خواهنده از در مران
سعدی
 

K.D.H

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
1 March 2018
ارسال ها
79
لایک ها
452
امتیاز
53
محل سکونت
شمال ...
#17
گفت دانایى که گرگى خیره سر ، هست پنهان در نهاد هر بشر
لاجرم جارى است پیکارى بزرگ ، روز و شب مابین این انسان و گرگ
زور بازو چاره این گرگ نیست ، صاحب اندیشه داند چاره چیست
اى بسا انسان رنجور و پریش ، سخت پیچیده گلوی گرگ خویش
اى بسا زور آفرین مردِ دلیر ، مانده در چنگال گرگ خود اسیر
هرکه گرگش را دراندازد به خاک ، رفته رفته می شود انسان پاک
هرکه با گرگش مدارا مى‌کند ، خلق و خوی گرگ پیدا می کند
هرکه از گرگش خورد دائم شکست ، گرچه انسان می نماید، گرگ هست
در جوانى جان گرگت را بگیر ، وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیرى گر که باشى همچو شیر ، ناتوانی در مصاف گرگ پیر
اینکه مردم یکدگر را مى‌درند ، گرگهاشان رهنما و رهنبرند
اینکه انسان هست این سان دردمند ، گرگها فرمان روایی می کنند
این ستمکاران که با هم همرهند ، گرگهاشان آشنایان همند
گرگها همراه و انسانها غریب ، با که باید گفت این حال عجیب
فریدون مشیری
 
آخرین ویرایش:

K.D.H

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
1 March 2018
ارسال ها
79
لایک ها
452
امتیاز
53
محل سکونت
شمال ...
#18
چندان که تو اسرار حقیقت خواهی
ز آنجا سخنی نیست به از کوتاهی
آگاه ز سِرْ اوست ز مه تا ماهی
کس را سر مویی نرسد آگاهی
عطار
 

K.D.H

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
1 March 2018
ارسال ها
79
لایک ها
452
امتیاز
53
محل سکونت
شمال ...
#19
چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
چون هست بهرچه هست نقصان و شکست
انگار که هرچه هست در عالم نیست
پندار که هرچه نیست در عالم هست
خیام
 

K.D.H

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
1 March 2018
ارسال ها
79
لایک ها
452
امتیاز
53
محل سکونت
شمال ...
#20
از چرخ فلک گردش یکسان مطلب
وز دور زمانه عدل سلطان مطلب
ابوسعید ابوالخیر
 
بالا