• سال نو می شود، زمین نفسی دوباره می کشد، برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند پرنده های خسته بر می گردند و در این رویش سبز دوباره... من... تو... ما... کجا ایستاده ایم سهم ما چیست؟ نقش ما چیست؟ پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟ زمین سلامت می کند و ابرها درودتان سال نو مبارک...

درحال تایپ رمان پرتاب از فراز تپه ی عشق| moon کاربر انجمن رمان ایران

♡~moon~♡

★~shouko~★
نویسنده انجمن
عضویت
22 May 2018
ارسال ها
56
امتیاز
43
محل سکونت
قلب ایران❤
0utc_پرتاب_از_فراز_تپه_عشق.jpgبه نام خدا

نام رمان : پرتاب از فراز تپه ی عشق
نویسنده: ایناس.الف
ژانر : عاشقانه_اجتماعی
ناظر:mohadese.f


خلاصه :خورشید همیشه پشت ابر نمیماند!
اما آنجا کسی هست که لجوجانه سعی در پنهان کردن خورشیدش است ؛ غافل از اینکه هوای ابری ساختگی اش زندگی خیلی ها را به تباهی نشانده!
او ملوک است ! پیرزن اشرافی عرب !
اویی که برای انتقام از مرگ تک دخت زیبایش انگشت نشانه به سمت افسانه میگیرد؛ این تهمت نگرانیهای متین را به اوج میرساند! نگرانی برای از دست دادن زن رویاهایش؛ اما افسانه هم آدمی بود ! کاسه ی صبری داشت !
او یک زن بود ...حساس و رنجور ؛ زیبا و دلربا!
اما...
ناگهان کسی می آید ؛ از تبار سنگ! از نژاد بی رحم ها! سنگدل و شرور!
اسطوره ای می آید!
اسطوره ای که خورشید پنهان ملوک را به افسار میبندد و دنبال خود میکشد!
دختری می آید!
دختری که مرده رازهای متعفن و چرک آلود دل ملوک را زنده میکند !!
 
آخرین ویرایش:

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)

موضوعات


بالا