(:☆ویترین رمان ایران☆:)

roro nei30

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
24 May 2018
ارسال ها
129
لایک ها
951
امتیاز
93
#1
بسم الله الرحمن الرحیم

اون روز یهو به فکرم رسید یه بخشی بزنم و رمانای انجمن رو معرفی کنم:)
خوب خودم به شخصه خیلی دوست دارم رمانم خونده بشه و اینو هم از بقیه متوجه شدم:)
ایمجا رمانای انجمن معرفی میشن.
امیدوارم خوشتون بیاد
دوستانی که رمانشون معرفی میشه می تونن بهترین جای رمان رو انتخاب کنن و تو خصوصی بنده بفرستن که اینجا بذارم.
خواشها هیچ پیامی اینجا نفرستید.

باتشکر
 

roro nei30

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
24 May 2018
ارسال ها
129
لایک ها
951
امتیاز
93
#2
به نام خداوندی که در این نزدیکی است ...
نام رمان : کافه کاغذی
نویسندگان : محدثه فارسی و rooro nie30
ژانر : عاشقانه ، طنز

خلاصه :
داستان از یک عشق ، یک نگاه ، یک قهوه ، ویک کافه شروع میشه !
داستان پسرک کافه داری که دلباخته دخترکی می شود ، که هرروزدر گوشه ترین جای کافه می نشنید و با آن چشمان دریاییش گاه به هواپیماهای کاغذی آویزان به سقف و گاه به مردمانی که پرهیاهو به این ور و آنور می روند ،می شود !
شاید روزی برسد که دخترک عاشق پسرک بشود ؟
آینده تو این داستان جریان داره ...
اگه دوستداری می تونی این داستان و دنبال کنی تا ببینی سرنوشت این دو چی میشه !
مقدمه :
روزمره های تکراری برایم شیرین می شود
وقتی گوشه ای می نشینی و به افق خیره میشوی و من
به تو...
قهوه هایم این روز ها از تلخی در آمده اند
این روز ها دانه های قهوه زندگی ام شیرین شده اند.
و این کافه بازار روز هایم‌پر شده از انسان های که میایند قهوه می نوشند و می روند...
قهوه های پرماجرا!
اما تو یک رهگذری نباش که یک قهوه می نوشی و می روی.
#roro nei30


@Mohadeseh.f
@roro nei30

(یه رمان با روش نوشاری عجیب غریب 0_0 حتما بخونید وگرنه از کفتون رفته هااا)
 

roro nei30

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
24 May 2018
ارسال ها
129
لایک ها
951
امتیاز
93
#3
رمان:زيرچترعاشقي
نويسنده:آناهيتاهنرجو
ژانر:عاشقانه
شروع عشقي ازجنس باران
برروي چتري ازجنس عاشقي
خلاصه: همه چيز از يك باران پاييزي شروع شدآنديا دختر داستان ما بخاطر قلب مريض مادرش و نداشتن پول براي درمان آن از خدا خيلي گله داشت و زير باران پاييزي اشك ميريخت واعتراض ميكرد تا اينكه خدا صداي دل مظلوم و كوچيك بنده اش را شنيد......يك پسر متشخص با يك چتر كناردخترك نشست و چترش را روي سرش گرفت دختركي كه خيس شده بود زير باران و از شدت گريه هق هق ميكرد ومثل گنجشكي ميلرزيد و اين دل پسر مغرور داستان مارا به درد اورد و شد شروع داستان عاشقانه ما كه از قضا اين آشنايي از زير يك چتر شروع شد،چتري كه شروع پيوند بين دو قلب بود.



@Anahita_h
 

roro nei30

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
24 May 2018
ارسال ها
129
لایک ها
951
امتیاز
93
#4
بسم الذی خلق الربیع
(به نام خدایی که بهار را خلق کرد)


شما باید ثبت نام کنید تا عکس را ببینید.


نام رمان: بهاران بی باران
نام نویسنده: roro nei30 (رضوان نیسی)
ژانر: عاشقانه، تراژدی، اجتماعی
خلاصه:

یک جابجایی ناگهانی که می‌تواند تمام معادلات را بهم بزند، می‌تواند پایین را بالا بکشد و کمی از ناعدالتی جهان بکاهد. این داستان، داستان عشقی اشتباه است، داستان عشقی با نام باران اما با وجود بهاران. بهارانی که در نبود باران، باران شد!

سخنی با خواننده:
درود!
من در این رمان می خواهم فقط یک چیز را نشان دهم، آن هم این است، «اِذا اَرادَ شیً فَ یَقول لَهُم کیفَ یَکون» خداوند همیشه چیزی را که می خواهد انجام میدهد. می تواند همه را خوشبخت کند و یا شخصی را از عرش به فرش بکشد! من با خوشبختی می نویسم به امید اینکه همه خوشبخت شوند و قبل از خوشبختی نقش های اول مشکلاتی را قرار می دهم به امید اینکه ما بعد از هزاران مشکل بتوانیم به خوشبختی برسیم.
امیدوارم خوشتون بیاد، هرچند برای ژانر اجتماعی چندان از من توقع نداشته باشید اولین رمان رئال منه!
پیشاپیش از همراهیتون ممنونم...

(یه رمان بدور از کلیشه و واقعا با داستانی جدید!)

 

roro nei30

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
24 May 2018
ارسال ها
129
لایک ها
951
امتیاز
93
#5
به نام خدا
نام رمان: پرتره
نویسنده:mohamad_h
ژانر:عاشقانه،تراژدی
خلاصه ای از رمان:
ماجرای اتفاقات عاشقانه بین دو دانشجوی عکاسی به نام های پدرام وهستی است که با به وجود امدن مریضی هستی و ورود یک زن به داستان رابطه ی پدرام و هستی دچار مشکلاتی میشود و...


شما باید ثبت نام کنید تا عکس را ببینید.



_ تقدیم به مادربزرگم.
_با تشکر از تمام کسانی که مرا در نوشتن این رمان یاری کردند.

(بخدا این رمان رو نخونید یعنی باید به سلیقتون شک کنم :| رمان خیلی شیرین تو فضای بیش از اندازه شیرین تر :)



@mohamad_h
 

roro nei30

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
24 May 2018
ارسال ها
129
لایک ها
951
امتیاز
93
#6
شما باید ثبت نام کنید تا عکس را ببینید.
بسمه تعالی
نام رمان:لیانای من
نام نویسنده:مهدیه مومنی
نام تائیدکننده رمان:Nirvana#
ژانر:عاشقانه,اجتماعی
خلاصه:
زندگی پراز فراز ونشیب هاس...لیانای داستان ماهم گذشته ی بسیار سختی رو پشت سر گذاشته وبه امید اینکه آینده ی روشن تری داشته باشه روزهاشو میگذرونه اما تقدیر همیشه هم قرار نیست فقط وفقط ضربه بزنه بلکه گاهی هم یهویی یه چیزایی رو بهت میده که همیشه توی رویاهات میدیدی,لیانا هم طی اتفاقاتی معجزه ی واقعی رو حس میکنه ودراین راه با افرادی خاص آشنا میشه که آینده اشو رقم میزنن خصوصا کسی که میشه عشق لیانا...
پایان خوش*

@مهدیه*

 

roro nei30

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
24 May 2018
ارسال ها
129
لایک ها
951
امتیاز
93
#7
نام رمان:تاریکی من
نویسنده:Ghazal17
ناظر:#Nirvana
ژانر:پلیسی_عاشقانه_تراژدی_اجتماعی

خلاصه:تاریکی من روایتگر دختری است که در ابتدا خیلی مغرور و سرد است و به دلایلی شروع به دزدی میکند و با حقایقی از گذشته اش رو به رو میشود که زندگی اش زیر و رو میشود و...

شما باید ثبت نام کنید تا عکس را ببینید.


@Ghazal17

 

roro nei30

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
24 May 2018
ارسال ها
129
لایک ها
951
امتیاز
93
#8
به نام خدا
نام نویسنده:AvRiNa
نام ناظر :@Nirvana
نام رمان:ستاره ی سوزان
ژانر:جنایی_عاشقانه
خلاصه :
داستان زندگی دختری که سنگی شده
قبل از از دست دادن مهمترین چیز زندگیش، یخ بود. با یکم محبت آب میشد اما الان
یه آدم از جنس سنگ
نه اینکه غرور کاذب داشته باشه
این یعنی خودخواهی مطلق!
****
پ.ن: زمان رمان ثابت نیست یعنی گاهی سیر داستان در گذشته است و گاه در حال!

***********
قسمت انتخابی :
به زخم های افتاده بر روی دلم نگاه نکن!
قلب من سنگی است ،
حس ندارد ...
نمیسوزد.
به دروغ میگویند من ستاره ای سوزان هستم !
من همانم ،
که با تو، در میان ابرها زندگی میکند .
در آسمان می‌درخشم
همه را مجذوب خود میکنم ...
شجاعتم، جسارتم و مقاومتم دل ها را می رباید.
و من در دلم حسی ندارم برای پاسخ به آنها...


@AvRiNa
 
بالا