شعر های طنز :)

Arezoo.D

دوستدار انجمن
کاربرسایت
عضویت
4 June 2018
ارسال ها
232
امتیاز
93
محل سکونت
رو تخت خواب
اگــــه یـه روز رفتی یــه جــــای دنیــــا
واسه خـودت ماشین خریدی اونجــــــا
یه چی بخر شبیه پیکـــــان بــــــــاشه
صندلیاش مدل جـــــوانـــــان بــــــاشه
وقتی کـــه پشت فـرمونش نشستـی
خواستی بفهمن کـه کجایی هستـی
اوّل کــــــــــار واســــــــه جـــلو پنجـره
یــــــه نعل اسب عــــالی یـــــادت نـره
یـــه وخ خیــــال نکن حـــاجیت جــواده
اون ورِ دنیـــــــــا بــد نظـــر زیـــــــــاده
تسبـیــــحتــو بـــپـیـــچ بدور شصــتـت
موبـــایلــــتم در آر بگیـــر تـــو دستــت
رعــــــــــــــــایت حــق تقــــدم بــــــده
گـــــــــازو بــگیر به هچکی ام راه نـــده
بـا هر کی خواس جلــــو بیفته لـج کن
برو جلوش فرمــونــــو فوری کـــج کـن
یـه دفـه مثــل اسـب وحشی رم کـــن
روی تـمــــــوم آدمـــــــا رو کـــم کـــن
همیشه دوبلـه واستـا راهـو ســـد کن
افسر اگــــــه نبــود چراغـــــــو رد کـن
سبقتو هر جور کــه دلـت خواس بگیـر
از چپ اگــــه مشکــــله از راس بگـیــر
تـــــا می بیـنی راه نمیـرن جمـــــاعت
لایی بکش بــــــرو بــا انـــد ســــرعت
نذار کسی تـــــــورو معـــطـل کنـــــــه
هیچکی نباید بـــا تـــو کـل کــل کنــــه
پشت چـــراغ اگه جلوت واســـــــتـادن
چــراغ که سبــز شد یــهو بـــــوق بـزن
تمــــــــوم آدمــــا بــــه جـــز تــــو خُـلن
نمیــــــــدونن چـــــــراغ چـــــیه مُنگُـلن
همه به جــز تو دست و پـــــــا چُلُـفتن
بـــــوق نـــزنی مـمـکــــنه راه نیــــفتن
راستی کــــــــمربنـــدتـو هــیچوخ نبـند
محل نده بـــــــــه این چیــزای چـــــرنـد
هر کی کمر بندشو بسته هــــــــو کـن
خودت فقـــط روی شکـم ولـــــــــو کـن
همینجوری کـــــه پشت رل نشـستی
بذار هـمه خیــــــــال کنن کــــه بستی
گشنه شدی یه مــــوقه پشــت فرمون
یــه چی بذار تــــــــــو دهنت بلمبــــون
دستــتو بیـــرون ببـــــــــــر از پنجـــــره
هر چقد آشغال داری شـــــوت کن بره
تخـمه اگـــه خوردی لُپاتـــــــــو پُف کن
پوستشو تـا هر جـــا که میره تُــف کن
 

Arezoo.D

دوستدار انجمن
کاربرسایت
عضویت
4 June 2018
ارسال ها
232
امتیاز
93
محل سکونت
رو تخت خواب
كنون رزم virus و رستم شنو
دگرها شنيدستي اين هم شنو
كه اسفنديارش يكي disk داد
بگفتا به رستم كه اي نيكزاد
در اين disk باشد يكي file ناب
كه بگرفتم از site افراسياب
 

Arezoo.D

دوستدار انجمن
کاربرسایت
عضویت
4 June 2018
ارسال ها
232
امتیاز
93
محل سکونت
رو تخت خواب
زاغکی قالب پنیری دید
از همان پاستوریزه های سفید!
پس به دندان گرفت و پر وا کرد
روی شاخ چنار مأوا کرد
اتفاقا ازان محل روباه
می گذشت و شد از پنیر آگاه
گفت: اینجا شده فشن تی وی
چه ویوئی! چه پرسپکتیوی!
محشری در تناسب اندام
کشته تیپ توست خاص و عوام!
دارم ام پی تریّ ِ آوازت
شاهکار شبیه اعجازت
ولی اینها کفاف ما ندهد
لطف اجرای زنده را ندهد
ای به آواز شهره در دنیا
یک دهن میهمان بکن ما را!
زاغ، بی وقفه قورت داد پنیر
آن همه حیله کرد بی تاثیر
گفت کوتاه کن سخن لطفا
پاس کردم کلاس دوم من
 

Arezoo.D

دوستدار انجمن
کاربرسایت
عضویت
4 June 2018
ارسال ها
232
امتیاز
93
محل سکونت
رو تخت خواب
نفس باد صبا آفت جان خواهد شد
عید می آید و اجناس گران خواهد شد
قیمت میوه و شیرینی و آجیل و لباس
باز سرویس گر فک و دهان خواهد شد
همسرم چند ورق لیست به من خواهد داد
و سرا پای وجودم نگران خواهد شد
می زنم ساز مخالف دو سه روزی اما
عاقبت هرچه که او گفت همان خواهد شد
 

Arezoo.D

دوستدار انجمن
کاربرسایت
عضویت
4 June 2018
ارسال ها
232
امتیاز
93
محل سکونت
رو تخت خواب
آن روزی که اینترنت بنا شد
زن خونه ز مرد خود جدا شد
نه چای آماده و نه استکانی
دریغ از پختن یک لقمه نانی
سر صبحی که پی جو تا سحرگاه
موبایلش روشنه هر گاه و بی گاه
گهی اینترنت و واتس آپ و گه چت
پیامک میزنه این خط به اون خط
خیالش نی بچه ش داره میمیره
خوراکش خورده یا اینکه نخورده
خیالش نی که مردش خسته و زار
میاد خونه شبانگاهان سر کار
سرش توی موبایلش هی میخنده
پیامک میزنه خالی میبنده
بجای همدمی با مرد خونه
موبایلا روز و شب همدمشونه
الهی این موبایلا را تو بشکن
دل بیچاره ی مردا رو نشکن
قدیما مرد و زن همراه و همدل
حالا همدم شده خط ایرانسل
الهی کابل اینترنت جدا شه
موبایلا از دست زن ها رها شه
از آن روزی که این تانگو بنا شد
زن خونه ز مرد خود جدا شد
 

Arezoo.D

دوستدار انجمن
کاربرسایت
عضویت
4 June 2018
ارسال ها
232
امتیاز
93
محل سکونت
رو تخت خواب
ازدحام و فشار از هر سو
زور آرنج و ضربه زانو
بدترین بوی عالم است الحق
بوی سیر و پیاز و عطر و عرق
کارمند و محصل و عملی
کامبیز و غضنفر و مملی
تاجر و دزد و دکتر و بیکار
لاغر و چاق و سالم و بیمار
گاه دعوای عده ای سالار
فحش های به شدت کش دار
یک نفر غرق در سطور کتاب
یک نفر هم کنار او در خواب
 

Arezoo.D

دوستدار انجمن
کاربرسایت
عضویت
4 June 2018
ارسال ها
232
امتیاز
93
محل سکونت
رو تخت خواب
دختری با مادرش در رختخواب





درددل می کرد با چشمی پر آب





گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست





زندگی از بهر من مطلوب نیست





گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟





روی دستت باد کردم مادرم!





سن من از بیست وشش افزون شد





دل میان سینه غرق خون شد





هیچ کس مجنون این لیلا نشد





شوهری از بهر من پیدا نشد





غم میان سینه شد انباشته





بوی ترشی خانه را برداشته!





مادرش چون حرف دختش را شنفت





خنده بر لب آمدش آهسته گفت:





دخترم بخت تو هم وا می شود





غنچه ی عشقت شکوفا می شود




غصه ها را از وجودت دور کن





این همه شوهر یکی را تور کن!





گفت دختر ،مادر محبوب من!





ای رفیق مهربان و خوب من!





گفته ام با دوستانم بارها





من بدم می آید از این کارها





در خیابان یا میان کوچه ها





سر به زیر و با وقارم هر کجا





کی نگاهی می کنم بر یک پسر





مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟





غیر از آن روزی که گشتم همسفر





با سعیدو یاسر و ایضا صفر





با سه تاشان رفته بودم سینما





بگذریم از مابقی ماجرا!





یک سری هم صحبت صادق شدم





او خرم کرد آخرش عاشق شدم





یک دو ماهی یار من بود و پرید





قلب من از عشق او خیری ندید





مصطفای حاج علی اصغر شله





یک زمانی عاشق من شد،بله





بعد جعفر یار من عباس بود





البته وسواسی وحساس بود





بعد ازآن وسواسی پر ادعا





شد رفیقم خان داداش المیرا





بعد او هم عاشق مانی شدم





بعد مانی عاشق هانی شدم





بعدهانی عاشق نادر شدم





بعد نادر عاشق ناصر شدم





مادرش آمد میان حرف او





گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!





گرچه من هم در زمان دختری





روز و شب بودم به فکر شوهری





لیک جز آن که تو را باشد پدر





دل نمی دادم به هرکس اینقدر





خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی





واقعا که پوز مادر را زدی
 

Arezoo.D

دوستدار انجمن
کاربرسایت
عضویت
4 June 2018
ارسال ها
232
امتیاز
93
محل سکونت
رو تخت خواب
عشق یعنی اینکه تو باور کنی

می توانی یک نفر را خر کنی

کذب را هنگام فعل مخ زنی

آنچنان گویی که خود باور کنی

با دروغی جور شد گر امر خیر

راست را هرگز مبادا شرکنی

عشق همچون طایری توخالی است

راست گر در آن رود پنچر کنی

می شود چون موم در دستت اگر

از خودت حرف قلمبه در کنی

می توانی گر چه هستی بی سواد

شعرهای خوشگلی از برکنی

خیز و جهدی کن چو حافظ تا مگر

وصف جام و باده و ساغر کنی

بعد یک مقدار تمرین، کذب محض

می شود جاری چو لب را تر کنی

می شود او عا شق تعریف هات

اندکی لب را اگر ترتر کنی!

نزد اختر چون که بنشینی مباد

وصف چشم و ابرو ی زیور کنی

پیش زیور نیز چون هستی مباد

نقل رنگ گیسوی آذر کنی

روی هم رفته نباید پیش زن

صحبت از معشوقه ای دیگر کنی

از دروغت خار گل می گردد و

می شود تقدیم یک بهتر کنی

گر پسر هستی بیابی دختری

یا اگر هم دختری، شوهر کنی

اینچنین عشقی است عشق پرفروغ

زندگی روی ستون ها ی دروغ
 

Arezoo.D

دوستدار انجمن
کاربرسایت
عضویت
4 June 2018
ارسال ها
232
امتیاز
93
محل سکونت
رو تخت خواب
خری آمد به سوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش

برو امشب برایم خواستگاری اگر تو بچه ات را دوست داری

خر مادر بگفتا ای پسر جان تو را من دوست دارم بهتر از جان

ز بین این همه خرهای خوشگل یکی را کن نشان چون نیست مشگل

خرک از شادمانی جفتکی زد کمی عرعر نمود و پشتکی زد

بگفت مادر به قربان نگاهت به قربان دو چشمان سیاهت

خر همسایه را عاشق شدم من به زیبایی نباشد مثل او زن

بگفت مادربرو پالان به تن کن برو اکنون بزرگان را خبر کن

به آداب و رسومات زمانه شدند داخل به رسم عاقلانه

دو تا پالان خریدند پای عقدش به افسار طلا با پول نقدش

خریداری نمودند یک طویله همانطوری که رسم است در قبیله

خر عاقد کتاب خود گشایید وصال عقد ایشان را نمایید

دوشیزه خر خانم آیا رضایی؟ به عقد این خر خوشتیپ درآیی؟

یکی از حاضرین گفتا به خنده عروس خانم به گل چیدن برفته

برای بار سوم خر بپرسید که خر خانم سرش یکباره جنبید

خران عرعرکنان شادی نمودند به یونجه کام خود شیرین نمودند

به امید خوشی و شادمانی برای این دو خر در زندگانی

کزین پس هیچ خری دپرس نماند فقط کانکت شود و جوک بخواند
 

Arezoo.D

دوستدار انجمن
کاربرسایت
عضویت
4 June 2018
ارسال ها
232
امتیاز
93
محل سکونت
رو تخت خواب
گفته بودم که تو را می خواهم

آری،آری، به خـدا می خواهــم

عاشقــم،جرم من این است فـقط

ذره ای مهر و وفا می خـواهـم

آن قدَر خوشــگل و خوش اطواری
که یکی نه ، دو سه تا می خواهم!

چشــم نامحرم اگــر دید تو را

چشمش از کاسه جدا می خواهــم

کاش یــک ذره تـپل تر بــودی

تا بگویم که چرا می خواهـم؟!

بنده از جنـس بـشر بـــیزارم

بلکه یک مرغ دو پا می خواهم!
 

موضوعات

بالا