دلنوشته سکوت سیاه|tara.gn کاربر انجمن رمان ایران

جمله هام چطوره؟ ادامه بدم؟

  • خیلی خوبه، آره ادامه بده ^_^

  • خوبه، جای پیشرفت داره :)

  • افتضاحه، اصلا به فکر ادامه دادنش نباش :/


نتایج فقط بعد از شرکت در نظرسنجی قابل رویت است.

tara.gn

سرپرست بخش عکس + مدیر تالار نقد اشعار + سراینده انجمن
عضو کادر مدیریت
سرپرست بخش عکس
مدیر تالار نقد اشعار
#31
با بغض گفتی: دوستت دارم
من هم با بغض گفتم: دیر شد...
گاهی چقدر دیر به خودمان میآییم...
گاهی چه بی موقع به یاد احساسات خاموش میوفتیم...
گاهی...
 

tara.gn

سرپرست بخش عکس + مدیر تالار نقد اشعار + سراینده انجمن
عضو کادر مدیریت
سرپرست بخش عکس
مدیر تالار نقد اشعار
#33
تنم غبار گرفت و لحظه ای قلبم از تپش ایستاد...
مگر قرار نبود گرد و غبار ها با دستمالی پاک شونده؟
چرا دستمال در دستانم خونی ست؟
چرا صورتم می سوزد؟
چرا بغض هایم خفه است؟
چرا لالایی هایم را تکه تکه در قطره های خون میبینم؟
چرا دیده ام تار است؟
چرا...
بغض دارم اما نمی چکد...چرا؟!
 

tara.gn

سرپرست بخش عکس + مدیر تالار نقد اشعار + سراینده انجمن
عضو کادر مدیریت
سرپرست بخش عکس
مدیر تالار نقد اشعار
#39
گاهی باید به چشمای عزیزترینت نگاه کنی و با تمام وجود بگی:
تف به مرامت (:
 

tara.gn

سرپرست بخش عکس + مدیر تالار نقد اشعار + سراینده انجمن
عضو کادر مدیریت
سرپرست بخش عکس
مدیر تالار نقد اشعار
#40
گاهی وقتا اونقدر حالت بده که، حتی آغوش امن اون هم آرومت نمیکنه... از اون روز بترس...!