**پیداکردن رمان های گمنام**

Hilda

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
21 September 2017
ارسال ها
106
امتیاز
93
محل سکونت
دنیا
با سلام خدمت تمامی عزیزان

هدف این تاپیک پیدا کردن رمان هایی هست که اسمش رو فراموش کردید، به قوانین پایبند باشید در غیر این صورت تاپیک بسته میشه.
قوانین :

●تاپیک برای پیدا کردن رمان های گمنام میباشد پس لطفا معرفی یا درخواست رمان نداشته باشید!

●برای پیدا کردن رمان مد نظرتون فقط کافی خلاصه ای از رمان یا نکته های بولد اون‌ رمان که یادتون هست رو بنویسید.

●دوستانی که میخوان کمک کنند و اسم رمان رو میدونند اول نگاه کنند ببینن قبلا پاسخ داده نشده باشه .

●برای پاسخ دادن از*نقل قول کردن* پست شخص مذکور استفاده کنید و از بیان کردن احساسات شخصی (وای عالی بود رمانش ...بهترین‌رمانی ک من خوندم حتما بخون و...)
جدا خوددداری کنید!

●لطفا در صورتی نقل قول کنید که اسم رمان رو میدونید و از زدن پست اسپم(پست بیهوده) بپرهیزید.

●برای تاکید بر پیدا کردن رمان لازم نیست ۱۰ بار خلاصتون بفرستید و یا پست خواهش بزنید اگر‌کسی بدونه حتما پاسختون رو خواهد داد.

با تشکر از همکاری شما عزیزان
مدیریت تالار رمان
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

Mahtab

کاربر تازه وارد
کاربرسایت
عضویت
30 March 2018
ارسال ها
1
امتیاز
1
یه رمان بود چیززیادی ازش یادم نمیادفقط یه دختربود که مجردبودامایه بیماری چیزی داشت که باعث میشود سینه هاش شیرترشح کنندمثل زن بچه داربعدپرستاریه بچه ی میشه که مادرنداشته وباباباش زندگی میکرده اینم به بچه شیرمیداد
لطفا بگین اسمش چیه
 

کوکیッ

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
عضویت
21 September 2017
ارسال ها
1,857
امتیاز
113
سن
21
محل سکونت
✘Mutluluk Yolu✘
یه رمان بود چیززیادی ازش یادم نمیادفقط یه دختربود که مجردبودامایه بیماری چیزی داشت که باعث میشود سینه هاش شیرترشح کنندمثل زن بچه داربعدپرستاریه بچه ی میشه که مادرنداشته وباباباش زندگی میکرده اینم به بچه شیرمیداد
لطفا بگین اسمش چیه
اسم رمان⬅ سرنوشت و جریان زندگی من
 

Donya

کاربر تازه وارد
کاربرسایت
عضویت
7 April 2018
ارسال ها
1
امتیاز
3
سلام
ببخشید من یه رمانی چند ماه پیش خوندم درباره یه دختری بود که تک فرزند بود مادرش فوت کرده بود و پیش پدرش بود.دختره با دختر عموش خیلی صمیمی بود یه روز پدرش بهش میگه میخواد خواستگار برات بیاد.خواستگارش که میاد دختره جواب منفی بهشون میده پدر دختره هم عصبانی میشه و به دختره میگه تا اخر این ماه باید ازدواج کنی وگرنه دیگه نمیذارم دانشگاه بری دختره هم میگه اولین خواستگاری که تا اخر این ماه بیاد بهش جواب مثبت میدم.دختره با دختر عموش میرن کافیشاپ کنار میزشون دو تا پسر نشستن دختره جریان باباشو برای دختر عموش میگه دختر عمو هم میگه باید یه پسر رو پیدا کنیم که بیاد برای یه مدت کوتاه صیغه تو بشه.بعد یکی از پسرها میگه من میشم.چون منم به یه دختر برای یه مدت کوتاه نیاز دارم.
 

Nima

کاربر تازه وارد
کاربرسایت
عضویت
19 April 2018
ارسال ها
1
امتیاز
3
سلام یه رمان قبلا خوندم ک پسره بخاطر یه اتفاق تو بچگیش دیگ نمیتونه حرف بزنه و یه دختر پرستارشه ک اخرش باهم ازدواج میکنن و پسره کم کم میتونه حرف بزنه لطفا اسمشو اگ میدونید بگید ممنون
 

FARNIA

مدیریت کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیریت کل سایت
عضویت
17 September 2017
ارسال ها
41
امتیاز
83
محل سکونت
تهران
سلام دوستان خوبید
کسانی که رمان خوانده اند و با رمان های زیادی آشنایی دارند. به پیدا کردن رمان های گمنام کاربران عزیز رمان ایران کمک کنند.
 
آخرین ویرایش:

بهار شایگان فرد

دوستدار انجمن
کاربرسایت
عضویت
3 April 2018
ارسال ها
189
امتیاز
93
سن
15
محل سکونت
مشهد
زیاد یادم نیست، ولی یک دختری بود که با دایی و مادر بزرگش زندگی می کرد و داییش _ که خلبان بود به نظرم _ فوت می کنه ولی این نمی تونه به مادر بزرگش بگه حقیقتو.
یه جایی که می ره فکر کنم محل کارشه، مردی که رییس اونجاست و دختره متوجه می شه صدای مرده شبیه صدای داییشه و ازش می خواد زنگ بزنه خونشون و با مادر بزرگش به جای داییش حرف بزنه.
 

elahe

کاربر تازه وارد
کاربرسایت
عضویت
11 July 2018
ارسال ها
1
امتیاز
3
ي رماني بود كه اسم دوست دختره پسره صدف بود بعد ي شب پسره مست ميكنه به دختر داييش تجاوز ميكنه بعد مجبور ميشه با اون ازدواج كنه
 

R.O.S.E

کاربر تازه وارد
کاربرسایت
عضویت
25 September 2018
ارسال ها
1
امتیاز
1
سلام دنبال یک رمانم که دختره فکر میکنم اسمش باران بود میره امریکا بعد اونجا به دلایلی محافظتی با یک سرگرد پلیس ازدواج صوری میکنه بعد جفتشون فراموشی میگیرن و دختره هم که صورتش داغون شده بوده با عمل جراحی صورتش رو تغییر میدن بعدش وقتی بر میگرده ایران بهش میگن قرار بوده با پسر عمویی که تا به حال ندیده ازدواج بکنه تا ثروت خانوادگی رو بدست بیارن ولی چون اون مرده ازش میخوان با یکی دیگه ازدواج کنه که البته همون پسریه که عاشقش بوده و حافظه اش رو از دست داده.
راستی دختره رگه های طلایی هم فکر کنم داشته باشه تو موهاش
 

دختر خشن

✴M✴
ویرایشگر آزمایشی انجمن
عضویت
15 August 2018
ارسال ها
23
امتیاز
33
سلام دنبال یک رمانم که دختره با دوستاش میره اردو بعد داخل اردو میدزدنش یکی از اون دزد ها پلیس بوده بعد اسم پلیسه هم فکر کنم سامان بود وقتی پلیس ها میخوان دنبال دزد ها برن تا مخفیگاهشون رو پیدا کنند گمشون میکنند دزد ها هم اون دختر رو به یه مرد داخل پاریس می فروشند اون مرده هم دختره رو دختر خونده اش میکنه اونجا یه مرد عاشقش میشه ولی میمیره پدر خونده اش هم میمیره و تمام ثروتش رو به دختره میده بعد پلیس ها دختره رو پیدا میکنند دختره هم با سامان ازدواج میکنه
 

بالا