• به انجمن شگفت انگیز رمان ایران بپیوندید و رمان های زیبای خود را در انجمن به اشتراک بگذارید
    به ما کمک کنید تا جامعه خود را توسعه دهیم :)
    ثبت نام ورود

**پیداکردن رمان‌های بی‌نام**

Fzrkarimi

مباشر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مباشر کل سایت
کاربر vip
عضویت
26 March 2020
ارسال ها
738
امتیاز واکنش
978
امتیاز
210
سن
13
محل سکونت
استادیو
کسی اسم این رمان رو نمیدونه؟
یه دختری بود که از خانواده ثروتمند و سرشناسی بود اما عاشق رفتن به جبهه! از جنگ خوشش میومد تا جایی که کچل میکنه میره جنگ ، اونجا اسیر عراقی ها میشه ، بعد از یه مدتی فرمانده ارشد عراقی ها میفهمه اون دختره ، اما ازش پشتیبانی میکنه و نمیزاره کسی جز اون بفهمه ، یه روز که دعواشون شده بود فکر کنم ، دختره سرش میخوره به جایی و حافظه اش رو از دست میده ، پسره هم از این فرصت استفاده میکنه میگه تو زن منی و این حرفا... واقعا با دختره ازدواج میکنه ... بعد از یه مدت دختره هم عاشق پسره میشه اما وقتی حافظه اش بر میگرده ، دلش برای پدر و مادرش تنگ میشه و موقعی که اون دوتا میخوان از مرز به صورت غیر قانونی رد شن و بیان ایران گیر می افتن ، اخرش به هم میرسن مشکلی نیست
اما کسی اسمش رو میدونه؟
رمان هویت پنهان هست
 

Vague

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
17 May 2020
ارسال ها
494
امتیاز واکنش
561
امتیاز
190
بچه ها میدونید اسم این رمان رو؟
دختره پلیس مخفی بوده ، نفوذی ،وارد باند یه پسره میشه ،خیلی اتفاقات می افته ، دختر و پسره از هم خوششون میاد ، اما چون پسره خلافکار هست ، دختره مجبوره سوگند کاریش رو انجام بده و پسره رو لو میده
بعد از یه مدت پسره برمیگرده و با دختره به خارج فرار میکنن ، پسره هم بخاطر دختره دیگه خلاف نمیکنه ، یادمه اخر رمان گفته بود جلد دو هم داره حالا دیگه چک نکردم واقعا داشت یا نه...
 

Vague

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
17 May 2020
ارسال ها
494
امتیاز واکنش
561
امتیاز
190
سلام دوستان یه رمان بود پسره خیلی دختر باز بود بعد با دختر خالش که عسل بود ازدواج میکنه بعد از گذشتش یه زنی میاد میگه حاملست بچه رو میدازه عسل میخواد جدا بشه میفهمه حاملست دوقلو تو اسم رمان عسل هم داشت نمیدونم چی بود خواهش میکنم کمکم کنید
رمان طعم شیرین عسل رو چک کنید
 

Parham

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
19 May 2020
ارسال ها
1
امتیاز واکنش
2
امتیاز
10
سلام من یک رمان خوندم در باره دختری که برادرش ناتنیش دوسش داره وبهش تجاوز میکنه و حامله میشه وپسره میگه که باید همه جوره مواظب بچم باشی تو شکمت ومادرش که پسره رو به اندازه پسر خودش دوست داره و فکر میکنه همه جوره پشت دخترش هست
 

Niaz.kh

Werewolf
عضو کادر مدیریت
دستیار مدیر کـل
کاربر vip
عضویت
16 August 2019
ارسال ها
214
امتیاز واکنش
1,242
امتیاز
190
سن
20
محل سکونت
عمق تخیلات
سلام دنبال ی رمانم ک دختره بخاطرقمار باباش ب ی پسره لااوبالی فروخته میشه ولی بعدش بابای پسره میفهمه و میاددختره رومیبره و بزرگش میکنه بعدم دختره میفهمه ک پدرخونده ش ی هکر بوده ازش هک یادمیگیره و هکرخیلی معروفی میشه و توهمین راه ی پسری وپیدامیکنه و بزرگش میکنه ولی بااینکه ازش کوچیکتربوده عاشق همدیگه میشن
اسم رمان ریما هستش
 

Vague

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
17 May 2020
ارسال ها
494
امتیاز واکنش
561
امتیاز
190
بچه ها ببینید اسم این رمان رو میدونید؟
چند صفحه شروع رمان ، در مورد دوست داشتن یه دختر و پسری بود که قصد ازدواج هم داشتن
اما بخاطر وضعیت مالی پسره ، پدر دختر موافق این ازدواج نبود
پسره بنا به دلایلی مجبور میشه بره خارج ، دقیقا در همون زمان پدر دختره توی یه دردسر بزرگی می افته که یادم نیست چیبود
دختره هم برای اینکه پدرش رو نجات بده از یه پسر گردن کلفتی که اگه اشتباه نکنم ، شریک یا دوست پدره باید باشه ، کمک میخواد
پسره هم میگه در صورتی قبول میکنم که باهام ازدواج کنی
اینا ازدواج میکنن ، اخر رمان در میاد برای نجات جون دختره از یه عده ای ، دوست پسره این پیشنهاد رو داده که برای محافظت ازش ، با دختره ازدواج کن تا کلا همیشه حواست بهش باشه
بعد از کلی اتفاقات این دختره با این پسره اوکی میشه ، اونیکی پسره هم بعد از اینکه میاد ایران و میبینه دختره باردار شده ، میگه به احترام بچت ولت کردم
و اینجوری همه چی اوکی میشه
لطفا اگه اسمش رو میدونید بگید...
 

Zedem

Zedem
کاربرسایت
عضویت
14 December 2019
ارسال ها
42
امتیاز واکنش
45
امتیاز
50
محل سکونت
Krj
یه رمان خوندم دو سه سال پیش، اسم رمان و اسم شخصیت دختر یادم رفته.
دختره و پسرعموش که اسمش علیِ همدیگه رو دوست دارن، عموش اینا میان خونشون خواستگاری. دختره که به خیالش علی اومده خواستگاریش زود بله رو میگه، بعدش میفهمه که واسه محمد پسرعموی بزرگش خواستگاریش کردن. با محمد که هیچکدوم همدیگه رو دوست ندارن عروسی میکنه.
چندسال بعد بچه‌ی کوچیکش توی حوض خفه میشه و علی با فریبا دختر عمه‌ش ازدواج میکنه و...
خیلی غمگین و قشنگه؛ اگه احیانا کسی خونده اسمش رو بگه.
 

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 0, کاربران: 0, مهمانان: 0)

بالا