• سلام دوستان سایت را می فروشم هر کسی خواست در تلگرام پیام بده
    @milad193
    ثبت نام ورود

**پیداکردن رمان‌های بی‌نام**

baran

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
15 October 2020
ارسال ها
1
امتیاز واکنش
0
امتیاز
10
سلام دوستان
دنبال اسم دوتا رمانم دیوونه شدم اسماشون یادم رفته
اولی:یه دختر که دوتا داداش داره اونا میرن خارج اون دختر هم میره ومیخواد اقامت بگیره و واسه همین با دوست برادراش نقش بازی میکنن که انگار زن و شوهر هستن تا به اون دختر اقامت بدن دختره یه مدتی رو خونه ی اون پسر میمونه و اخرش هم عاشق همدیگه میشن
دومی:دختری که با پسر همسایش فکر کنم اسمش علی بود ازدواج میکنه ولی خونواده ی شوهرش از اون بدشون میاد و باهاش بد رفتاری میکنن ولی این دختر خیلی اروم و هیچی نمیگه
اسم هردوتا یادم رفته خواهشا اگه میدونید بگید
 

Neg

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
25 September 2020
ارسال ها
5
امتیاز واکنش
2
امتیاز
10
سلام من دنبال یه رمانم که دختره باپدرناتنیش ک وکیله زندگی میکنن بعد بخاطر ی قضیه هایی میرن خونه مادر پدره دختره اونجا عمویه ناتنیشو ک پسرکوچیک خانواده بودرو میبینه دراخر باهم ازدواج میکنن بعدمیرن خارج چون پسره کاباره داشته بعد رستوران میزنن دختره حانله میشه بش میگن بچت معلوله مشکل داره ولی بدنیاش میاره بعده چندوقت میمیره بچهه بعد دراخردختره بخاطر پسره ک میخاسه اعدام شه روز اعدامش میادجلوزندان برای رضایت گرفتن از پدرمقتول بعدیهو دختر میمیره قلبش وایمیسته لطفن لطفن لطفن زودجوابموبدید خیلی دنبال اسم این رمانم
فقط این رمان گمشدسو کسی نمیدونه؟وایی من دنبالشم واقعاکسی نمیدونه اسمشو
 

Green Guy

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
15 October 2020
ارسال ها
1
امتیاز واکنش
1
امتیاز
10
ی رمان هس اسمش یادم نی ولی خلاصش:ی دختری۱۳ ساله ک ب اجبار ب خاطر بدهکاری پدرش ب عمارت ارباب میره و پسر ارباب باهاش رابطه های خیلی سخت میرود بعد مادربزرگ پسره بخاطر اینکع دختر مریض شدع بوده و حالش خیلی بد بودع و خونریزی داشتع میبردش ب بیمارستان برای مداوا ولی قانونی در اون عمارت بوده ک هیچ زنی حق بیرون رفدن از اون خونع رو ندارع و هنگامی ک اون پسر میفهمع ک دختر رفده بیرون اون رو پیدا میکنه و اونقدر با کمربند میزنه و بعدش باهاش رابطه سختی میرع تا سه روز ییهوش بوده.
اسم این رمان چیه؟!
 

Atiyeh

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
16 October 2020
ارسال ها
2
امتیاز واکنش
0
امتیاز
10
سلام
من یه رمان خوندم که دختره با پسری که تو دانشگاه باهاش اشنا شده بود ازدواج کرده بود وپسره رو دوست داشت اما پسره عاشق دوست دختره بوده و برای نزدیک شدن به اون دختر با این دختر ازدواج میکنه
 

BTS

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
20 September 2020
ارسال ها
5
امتیاز واکنش
3
امتیاز
10
رمانی می خوام که دختره پرستار پسره بشه. پرستار‌ خود پسره. (پرستار من) و (عشق با اعمال شاقه) رو خوندم. هر چی میشناسین معرفی کنین چون من همه رو می خونم.
رمان (پرستار دوست داشتنی) قشنگه من خوندم
 

Nazaaanin

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
17 October 2020
ارسال ها
2
امتیاز واکنش
0
امتیاز
10
سلام یه رمان خوندم که توش دختر و پسر تو یه دانشگاه موسیقی درس می خوندن استاد ازشون میخواد یه کار دو صدا بدن بیرون یه روز دم استودیو یا دانشگاه خانواده پسره با پدر دختر منتظرشون بودن بعد دختره که میاد برادر پسره عاشقش میشه و ازدواج میکنن و بعد شوهر دختره میمیره و دختره باید با برادر شوهرش ازدواج کنه رمان دو جلدی هم هست.
 

shh

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
4 October 2020
ارسال ها
2
امتیاز واکنش
1
امتیاز
10
سلام من دنبال یه رمان میگردم که خانمه بعد از چند سال زندگی با شوهرش که از فامیلاشون هم بوده درگیر طلاقن اما شوهرش مدام ازراه دور چکش میکنه و دوسش داره نمیخواد ازش جدا بشه یه دختر پنج ساله هم دارن فک کنم اسمش صدف بود اسم مرد داستان هم کوروش ولی دقیق یادم نیست
کسی اینو نمیدونست ؟
 

New

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
18 October 2020
ارسال ها
1
امتیاز واکنش
0
امتیاز
10
سلام من دنبال یه رمانم که شخصیت اصلی داستان یه پسره که میره معلم یه روستایی میشه که یه منطقه ی ممنوعه داره اون روستا افرادی که جزام دارن زندگی میکنن این پسر خیلی به بهبود شرایطشون کمک میکنه بعد بخاطر یسری مسائل به زندان میوفته
 

Nazaaanin

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
17 October 2020
ارسال ها
2
امتیاز واکنش
0
امتیاز
10
سلام یه رمان خوندم که توش دختر و پسر تو یه دانشگاه موسیقی درس می خوندن استاد ازشون میخواد یه کار دو صدا بدن بیرون یه روز دم استودیو یا دانشگاه خانواده پسره با پدر دختر منتظرشون بودن بعد دختره که میاد برادر پسره عاشقش میشه و ازدواج میکنن و بعد شوهر دختره میمیره و دختره باید با برادر شوهرش ازدواج کنه رمان دو جلدی هم هست.
 

MaHSa.a.a

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
4 October 2020
ارسال ها
2
امتیاز واکنش
1
امتیاز
10
یه رمان خوندم اسمشو یادم نمیاد درباره یه دختر بود اسمش پانیذ نامزدم داشته اسمش فکر کنم پوریا بود اسم پدر پانیذم فواد بود از وقتی وارد دانشگاه میشه باهوش ترین پسر دانشگاه هی بهش گیر میداده که معادله من و تو یکی شده و ما باهم ازدواج میکنیم ولی دختره بهش اهمیت نمیدادو اینا
یعنی هیچ کی نمیدونهههه
 

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 0, کاربران: 0, مهمانان: 0)

بالا