پاسخ امام مهدی به پرسشگران درباره دین خداوند که رحمت برای عالمیان است

جنود الهدى

کاربر تازه وارد
کاربرسایت
عضویت
29 July 2018
ارسال ها
9
لایک ها
7
امتیاز
3
#1
پاسخ امام مهدی به پرسشگران درباره دین خداوند که رحمت برای عالمیان است


الإمام ناصر محمد اليماني


18 - 11 - 1435 هـ
13 - 09 - 2014 مـ
1393-06-22ه.ش
03:29 صباحاً

ـــــــــــــــــــ


بسیار فوری ومهم

پاسخ امام مهدی به پرسشگران درباره دین خداوند که رحمت برای عالمیان است

بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله من أولهم إلى خاتمهم محمد رسول الله وجميع المؤمنين وأسلم تسليماً، أما بعد..

درکتاب خداوند قرآن عظیم نمی تواند تناقض وجود داشته باشد؛چون خداوند در آیات محکم کتاب خود به رسولانش امر نفرموده است که مردم را وادار کنند با زور و اجبار ایمان بیاورند؛ همانا که رسولان خداوند تنها مأمور به ابلاغ هستند و محاسبه –مردم- با خداوند است .گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ ۚ كَذَٰلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۚ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ (35)} صدق الله العظيم [النحل].
{ مشرکان گفتند: «اگر خدا می‌خواست، نه ما و نه پدران ما، غیر او را پرستش نمی‌کردیم؛ و چیزی را بدون اجازه او حرام نمی‌ساختیم!» کسانی که پیش از ایشان بودند نیز همین کارها را انجام دادند؛ ولی آیا رسولان وظیفه‌ای جز ابلاغ آشکار دارند}
اما خداوند به رسولان خود فرمان داده است که درصورت تمکین و رسیدن به فرمانروایی مردم را وادار به تسلیم در برابر حدودی نمایند که خداوند برای جلوگیری از ظلم انسان به برادر انسانش وضع نموده است چراکه اجرای حدود خداوند برای انسان مؤمن و کافر بصورت یکسان اجباری است؛ وبرای همین زکات برای مسلمان و کافربصورت مساوی و امری اجباری است ؛ نام این پرداخت برای مسلمانان زکات و برای کافران جزیه است و در بیت المال ذخیره شده و برای کافران نیز درست مانند مسلمانان خرج خواهد شد و برای مصالح و طرح های عمومی و صدقات مورد استفاده قرار می گیرد.
به هر حال ؛زمانی که خداوند نبی خود سلیمان را در زمین فرمانروایی و تمکین داد؛ بر او واجب شد تا امر به معروف و نهی از منکر نماید و ملکه سباء و مردمش را دعوت کند که تسلیم امرنازل شده از جانب خداوند گردند تا حدود نازل شده از جانب خداوند را به آنها اعلام نماید و از ایشان دعوت نمود به خداوند رحمن ایمان بیاورند تا هرکس که مایل باشد راه درست و مستقیم را درپیش گیرد. خداوند به او فرمان نداده بود مردم را وادار کند که ایمان بیاورند بلکه آوردن اسلام که همان سرفرود آوردن دربرابر حدود نازل شده از جانب خداوند است بر آنها واجب شد؛ چرا که نبی خداوند سلیمان در زمره کسانی بود که از جانب خداوند فرمانروایی بر زمین و تمکین به او عطا گردید لذا بر او واجب شد که امر به معروف و نهی از منکر انجام دهد تا ظلم انسان بر برادر انسانش را از میان بردارد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الأُمُورِ} صدق الله العظيم [الحج:41].
{ همان کسانی که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می‌دارند، و زکات می‌دهند، و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند، و پایان همه کارها از آن خداست!}
و اسلام به معنی تسلیم شدن است؛ خواه این تسلیم خالصانه و دربرابر پروردگار باشد و یا به صورت تسلیم شدن دربرابر خلیفه خداوند و اجرای اجباری حدود خدا و پرداخت جزیه باشد. مانند اعرابی که از دعوت نبی خداوند برای عبادت عاری از شرک خداوند یکتا روبرگرداندند و حاضر هم نشدند به نبی جزیه پرداخت کرده و در برابر حدود نازل شده از طرف خداوندگار تسلیم شوند وجنگ بر علیه مسلمانان را انتخاب کردند.برای همین خداوند تعالی می فرماید:
{قُل لِّلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَىٰ قَوْمٍ أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ تُقَاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ ۖ فَإِن تُطِيعُوا يُؤْتِكُمُ اللَّهُ أَجْرًا حَسَنًا ۖ وَإِن تَتَوَلَّوْا كَمَا تَوَلَّيْتُم مِّن قَبْلُ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا (16)} صدق الله العظيم [الفتح].
{ به متخلّفان از اعراب بگو: «بزودی از شما دعوت می‌شود که بسوی قومی نیرومند و جنگجو بروید و با آنها پیکار کنید یا اسلام بیاورند؛ اگر اطاعت کنید، خداوند پاداش نیکی به شما می‌دهد؛ و اگر سرپیچی نمایید -همان گونه که در گذشته نیز سرپیچی کردید- شما را با عذاب دردناکی کیفر می‌دهد!» }
زیرا در آن زمان نبی برای برقراری و اجرای حدود الهی در جزیرة العرب اعلان جهاد نمود و برای سران دولتهای بزرگ نامه ارسال فرمود.
به هرحال؛ ببینیم منظور خداوند از این فرموده چیست که : { تُقَاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ با آنها پیکار کنید یا سلام بیاورند } ؟آیا منظور اجبار کردن مردم به ایمان آوردن است؟ ما می گوییم خیر بلکه اجبار آنها به تسلیم در برابر حدود نازل شده الهی است که درآیات محکم کتابش آمده است.خداوند تعالی می فرماید:
{الأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلاَّ يَعْلَمُوا حُدُودَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [التوبة:97].
{ اعراب، کفر و نفاقشان شدیدتر است؛ و به ناآگاهی از حدود و احکامی که خدا بر پیامبرش نازل کرده، سزاوارترند؛ و خداوند دانا و حکیم است}
چون آنها در مورد حدود الهی از خود اختیاری ندارند و تطبیق این حدود بر مفسدان آنها اجباری است.
بدانید و جز این نیست که اسلام به دوحالت تقسیم می شود تسلیم به پروردگار و تسلیم به حدود نازل شده از جانب پروردگار؛ به این معنی که فرد با پرداخت جزیه و پذیرش حدود الهی دربرابر حاکم تسلیم شود.
ای پرسشگر داعشی، برتوست که بدانی اسلامی که مورد نظر سلیمان نبی خداوند بود؛ اجبار به ایمان نبود؛ بلکه او مردم را به تسلیم شدن در برابر خلیفه خداوند سليمان عليه الصلاة والسلام و برای اعمال حدود الهی دعوت می کرد و برای همین می گفت:{أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مُسْلِمِينَ ﴿٣١﴾} [النمل].{ بسوی من آیید در حالی که تسلیم حقّ هستید}
و این برای آن است که بدانند دین ربانی خداوند عادلانه است وهنگامی که ایمان خالصانه وارد قلب شود ، و مردم در قلبشان به پروردگار ایمان می آورند نه با زور و اکراه.
ای پرسشگر داعشی؛ بر توست که بدانی در قرآن آیات محکم و متشابه وجود دارد و آیات محکم قرآن نیز به آیات روشن (بینات ) و آیات روشنگرمطالب متشابه (مبینات ) تقسیم می شوند. از متشابهات قرآن پیروی نکنید چرا که ظاهر متشابه آن باعث گمراهی شما و دور شدن از راه خداوند می گردد؛ چون کسی که در قلبش از حق گمراهی و نارضایتی هست برخی از آیات متشابه را انتخاب کرده و به آنها چنگ زده و از آنها پیروی می کند؛ با اینکه به یقین می داند این آیه درظاهر باتمام آیات محکم و روشن کتاب تناقض دارد؛ از آن آیات محکم رو برمی گرداند گویا که اصلا چیزی درباره شان نشنیده است و تنها به متشابهات که نیاز به تفسیر و توضیح از جانب راسخان در علم کتاب دارند می آویزد.به همین جهت خداوند تعالی می فرماید:
{هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُوْلُوا الأَلْبَابِ} صدق الله العظيم [آل عمران:7].
{او کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن‌] است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛ و قسمتی از آن، «متشابه» است اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسیر (نادرستی) برای آن می‌طلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند. می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند}
و بخاطر آنکه متشابهات توضیح و تأویلی غیر از ظاهرشان دارند ؛ خداوند تعالی می فرماید:{فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ اما آنها که در قلبهایشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسیر (نادرستی) برای آن می‌طلبند }اما راسخان در علم کتاب تأویل و تفصیل آن را از آیات محکم قرآن عظیم بدون هیچ تناقضی ارائه می نمایند؛ و تفاوت علمای مسلمین با امام مهدی در همین جاست؛ چون هر گروهی آیاتی متشابه و آیاتی محکم را می گیرند وهر یک با جدیت دلیلی برای آن آورده و به سختی با یکدیگر جهاد می کنند؛ و گروه دیگر دلیلی دیگر از قرآن آورده و با نظر اینان با جدیت مبارزه می کنند و نه این آن را قانع می کند و نه آن این را! و همه به ادله قرآنی چنگ زده اند اما به قسمتی از قرآن ایمان دارند و نسبت به قسمتی دیگر کافرند.
برای مثال، سؤال کننده داعشی سخن نبی خداوند سلیمان خطاب به ملکه سبا و مردمش را به عنوان دلیل از قرآن برای ما می آورد که: {أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مُسْلِمِينَ ﴿٣١﴾}{ بسوی من آیید در حالی که تسلیم حقّ هستید}و فکر می کند منظور این است که آنها را به زور وادار نماید که ایمان بیاورند!آیا نمی دانی نام مسلم هم به تسلیم دربرابر خداوند اطلاق می شود و هم به کافری که تسلیم حدود نازل شده از جانب خدا شده است؟ و خداوند تعالی می فرماید:
{قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (14)} صدق الله العظيم [الحجرات].
{اعراب گفتند: «ایمان آورده‌ایم» بگو: «شما ایمان نیاورده‌اید، ولی بگویید اسلام آورده‌ایم، امّا هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است! و اگر از خدا و رسولش اطاعت کنید، چیزی از پاداش کارهای شما را فروگذار نمی‌کند، خداوند، آمرزنده مهربان است}
چون نام ایمان تنها بر کسانی اطلاق می شود که بدون اجبار و اکراه و با میل خود به پروردگارشان ایمان آورده اند؛ اما اسلام هم به مسلمانانی که تسلیم پروردگارشان شده اند و هم به کسانی که در برابر حاکم سر تسلیم فرود آورده و جزیه پرداخت کرده و اجرای حدود الهی را قبول کرده اند گفته می شود. حدود احکامی است که برای جلوگیری ظلم انسان به برادر انسانش باید اجرا شوند.
برای مثال حد قتل برای کسی که با ظلم مرتکب قتل شده است؛ و حد سارق برای کسی که مال برادر انسانش را به سرقت برده است و حد تعدی گر به آبروی برادر انسانش و اعمال حدود به صورت عام برای تمام مفسدان در زمین برای ممانعت از اینکه به مردم ظلم کنند.
ای سؤال کننده داعشی؛ براستی که خداوند، امام مهدی ناصر محمد یمانی را امام مردم قرار داده است و اطرافیان من مرا انتخاب نکرده اند و این در حد آنها نیست؛ بلکه این خداوند است که ائمه کتاب را برگزیده و به آنها پیرامون کتاب دانش بیشتری نسبت بر تمام علمای امت عطا می نماید و آنها را از راسخان در علم کتاب قرار می دهد.پس ما به متشابهات آن ایمان داشته و آنها را به تفصیل بیان می کنیم و به محکم قرآن چنگ زده و به شدت پای بندیم و اینطور نیست که برخی آیات کتاب ایمان داشته و نسبت به برخی دیگر کافر شویم. خداوند تعالی می فرماید:
{أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:85].
{ آیا به بعضی از دستورات کتاب آسمانی ایمان می‌آورید، و به بعضی کافر می‌شوید؟! برای کسی از شما که این عمل را انجام دهد، جز رسوایی در این جهان، چیزی نخواهد بود، و روز رستاخیز به شدیدترین عذابها گرفتار می‌شوند. و خداوند از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست}
ای پرسشگر داعشی آیا به این فرموده خداوند تعالی ایمان داری: {وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ ۚ كَذَٰلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۚ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ (35)} صدق الله العظيم [النحل]؟
{مشرکان گفتند: «اگر خدا می‌خواست، نه ما و نه پدران ما، غیر او را پرستش نمی‌کردیم؛ و چیزی را بدون اجازه او حرام نمی‌ساختیم!» کسانی که پیش از ایشان بودند نیز همین کارها را انجام دادند؛ ولی آیا رسولان وظیفه‌ای جز ابلاغ آشکار دارند؟!}
آیا این فتوا دربرگیرنده تمام انبیاء و رسولان خداوند نیست؟ آیا نمی فرماید که چیزی جز ابلاغ دعوت خداوند از مردم برای عبادت عاری از شرک خداوند یکتا بر عهده آنان نیست و خداوند به آنها فرمان نداده است مردم را به زور وادار کنند تا مؤمن شوند ؟ گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنْ الغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدْ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ(256)} صدق الله العظيم [البقرة].
{در دین، اکراهی نیست. راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت] کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست.}
این ناموس و قاعده ربانی است که تمام رسولان پروردگار اجرا کرده اند و مردم را به زور وادار نمی کنند که به خداوند رحمن ایمان بیاورند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است: {فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ولی آیا رسولان وظیفه‌ای جز ابلاغ آشکار دارند} صدق الله العظيم
چون خداوند رحمن به بندگان خود اختیار داده است که اگر بخواهند به او ایمان بیاورند و هیچ بنده ای حق ندارد بنده دیگر را در باره ایمان به خدا مورد حساب رسی قرار دهد چرا که این محاسبه تنها برعهده خداوند یکتا و یگانه است و اوست که بهشت را برای شکر گذاران و آتش را برای کافران مقرر داشته است . گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{وَإِنْ مَا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ} صدق الله العظيم [الرعد:40].
{ و اگر پاره‌ای از مجازاتها را که به آنها وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم، یا (پیش از فرا رسیدن این عذاب) تو را بمیرانیم، در هر حال تو فقط مأمور ابلاغ هستی؛ و حساب (آنها) برماست.}
چراکه پایداری در امر خداوند برای بندگان اختیاری است وگواه آن نیز فرموده خداوند تعالی است که :
{وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ (25) فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ (26) إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ (27) لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ (28) وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ (29)} صدق الله العظيم [التكوير].
{ این گفته شیطان رجیم نیست! (۲۵) پس به کجا می‌روید؟! (۲۶) این قرآن چیزی جز تذکّری برای جهانیان نیست، (۲۷) برای کسی از شما که بخواهد راه مستقیم در پیش گیرد! (۲۸) و شما اراده نمی‌کنید مگر اینکه خداوند -پروردگار جهانیان- اراده کند و بخواهد! (۲۹)}
و همان طور که گفتیم؛ خداوند بندگانش را بین انتخاب ایمان به حضرت رحمن و یا کافر شدن به او مختار گذاشته است و هیچ بنده ای حق دخالت و محاسبه مردم در امر ایمان یا کفر به خداوند را ندارد چرا که این محاسبه تنها و تنها بر عهده خداوند یگانه است و بهشت را برای شکرگذاران و آتش را برای کافران گذارده است و گواه آن نیز فرموده خداوند تعالی است که:
{وَقُلِ الحقّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا} صدق الله العظيم [الكهف:29].
{ بگو: «این حقّ است از سوی پروردگارتان! هر کس می‌خواهد ایمان بیاورد و هر کس میخواهد کافر گردد!» ما برای ستمگران آتشی آماده کردیم که سراپرده‌اش آنان را از هر سو احاطه کرده است! و اگر تقاضای آب کنند، آبی برای آنان میاورند که همچون فلز گداخته صورتها را بریان می‌کند! چه بد نوشیدنی، و چه بد محل اجتماعی است}
چه کسی به شما اجازه داده است مردم را درمورد ایمانشان مورد محاسبه قرار دهید! اگر راست می گویید دلیلتان چیست آن را ارائه کنید؟
ممکن است این فرد داعشی بخواهد بگوید:" آیا خداوند از زبان ذوالقرنین نفرموده است که :{وَيَسْأَلُونَكَ عَن ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَيْكُم مِّنْهُ ذِكْرًا﴿٨٣﴾ إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا ﴿٨٤﴾ فَأَتْبَعَ سَبَبًا ﴿٨٥﴾ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا قُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًا ﴿٨٦﴾ قَالَ أَمَّا مَن ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلَىٰ رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذَابًا نُّكْرًا ﴿٨٧﴾ وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاءً الْحُسْنَىٰ وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا يُسْرًا ﴿٨٨﴾} صدق الله العظيم [الكهف]"؟
{و از تو درباره «ذو القرنین» می‌پرسند؛ بگو: «بخشی از سرگذشت او را برای شما بازگو خواهم کرد.» (۸۳)ما به او در روی زمین، قدرت و حکومت (تمکین ) دادیم؛ و اسباب هر چیز را در اختیارش گذاشتیم. (۸۴) او از این اسباب بهره برد(۸۵) تا به غروبگاه آفتاب رسید؛ احساس کرد که خورشید در چشمه تیره فرو می‌رود؛ و در آن جا قومی را یافت؛ گفتیم: «ای ذو القرنین! آیا می‌خواهی (آنان) را مجازات کنی، و یا روش نیکویی در مورد آنها انتخاب نمایی؟» (۸۶) گفت: «اما کسی را که ستم کرده است، مجازات خواهیم کرد؛ سپس به سوی پروردگارش بازمی‌گردد، و خدا او را مجازات شدیدی خواهد کرد! (۸۷) و اما کسی که ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پاداشی نیکوتر خواهد داشت؛ و ما دستور آسانی به او خواهیم داد.» (۸۸)}
حال امام مهدی ناصر به حق حجت آورده و می گوید: آیا گفته است اگر کسی کافر است او را عذاب می کنیم یا گفته است: {أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلَى رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذَابًا نُكْرًااماکسی را که ستم کرده است،مجازات خواهیم کرد؛ سپس به سوی پروردگارش بازمی‌گردد، و خدا او را مجازات شدیدی خواهد کرد}؟ منظور کسانی است که درحق مردم ظلم کرده و مفسد فی الأرض هستند ؛ که در اینجا منظور همان یأجوج و مأجوج است که در دروازه شمالی بودند ؛ چون خداوند به ذوالقرنین قدرت و فرمانروایی در زمین را عنایت فرموده بود و او نیز برای امر به معروف و نهی از منکر اقدام به انجام سفری جهادی در سراسر دنیا نمود تا مردم را به ایمان به خداوند رحمن دعوت کرده و ظلم بندگان بر بندگان را از بین ببرد؛ خداوند به او فرمان نداده بود تا مردم را به زور وادار کند که ایمان بیاورند.
آیا می دانی چرا خداوند به رسولان خود دستور نداده است که مردم را به اجبار وادار کنند که به خداوند رحمن ایمان بیاورند؟ علت آن است که ایمان و عبادتی که از روی اجبار و اکراه باشد مقبول درگاه او نخواهد بود؛ عبادت باید خالصانه واز عمق جان برای پروردگار و از ترس خداوند و معبودشان باشد نه از ترس بندگان . گواه آن نیز فرموده خداوند تعالی است :
{إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ ۖ فَعَسَىٰ أُولَٰئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ} صدق الله العظيم[التوبة:18].
{مساجد خدا را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را بر پا دارد، و زکات را بپردازد، و جز از خدا نترسد؛ امید است چنین گروهی از هدایت‌یافتگان باشند.}
آیا منافقین را دیده ای، همان کسانی که برای آنکه بتوانند از راویان احادیث نبی بشمار آیند تظاهر به ایمان کرده و کفر خود را پنهان می کردند؟ آنها با سستی و کسالت نماز بجا می آوردند نه از کسالت وخستگی بلکه بخاطر اینکه مجبور بودند نماز بگذارند تا حقیقت شان فاش نشود.انفاق اموالشان به رسول خداوند نیز از روی اکراه بود چون نمی خواستند چیزی در راه خداوند بدهند و مجبور بودند برای جلوگیری از فاش شدن هدفشان به زور انفاق کنند، آیا اثری از اینکه خداوند اعمالشان را بپذیرد می بینی؟ جواب را در آیات محکم کتاب پیدا می کنی که خداوند تعالی می فرماید:
{قُلْ أَنفِقُوا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَّن يُتَقَبَّلَ مِنكُمْ ۖ إِنَّكُمْ كُنتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ (53) وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلَا يَأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَهُمْ كُسَالَىٰ وَلَا يُنفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَارِهُونَ (54)} صدق الله العظيم [التوبة].
{بگو: «انفاق کنید؛ خواه از روی میل باشد یا اکراه، هرگز از شما پذیرفته نمی‌شود؛ چرا که شما قوم فاسقی بودید!» (۵۳) هیچ چیز مانع قبول انفاقهای آنها نشد، جز اینکه آنها به خدا و پیامبرش کافر شدند، و نماز بجا نمی‌آورند جز با کسالت، و انفاق نمی‌کنند مگر با کراهت! (۵۴)}
برای همین خداوند به رسولان خود دستور نداده است که مردم را به زور وادار کنند تا با اکراه خداوند رحمن را عبادت نمایند؛ چون عبادت با زور و اکراه از آنها پذیرفته نمی شود؛ و عبادت باید خالصانه برای خداوند و از ترس و خشیت معبود باشد نه از ترس بندگان . گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ ۖ فَعَسَىٰ أُولَٰئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ} صدق الله العظيم [التوبة:18].
{مساجد خدا را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زکات را بپردازد، و جز از خدا نترسد؛ امید است چنین گروهی از هدایت‌یافتگان باشند.}
ای جماعت داعشیان؛ و ای تمام کسانی که دین شان را پاره پاره کرده و به فرقه های مختلف تقسیم شده اید؛ من امام مهدی ناصر محمد یمانی به حق سخن گفته و بجز حق به خداوند نسبت نمی دهم و شما را و تمام گروه های مختلف اسلامی و مسیحی و یهودی را به پذیرش حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم فرا می خوانم تا با احکام آن در موارد اختلاف بین تان داوری نموده و پراکندگی و تشتتان دربرابر مسیح کذاب و سپاهش را به وحدت مبدل سازم ؛ از خدا بترسد باشد که مورد رحمت او قرار گیرید.
تمام علمای مسلمین و مسیحی و یهودی حتی اگر به یاری هم نیز بیایند نمی توانند در قرآن و با دلایل قرآنی بر امام مهدی ناصر محمد یمانی غلبه کنند؛ می دانید چرا؟ برای اینکه من از آیات محکم قرآن آگاه ترم و علم تأویل متشابهات آن را می دانم و ممکن نیست درباره آن با من به مجادله برخیزید و با دانش قاطع من نسبت به آن شکست نخورید و من زعیم کتاب بوده (و بر تفسیر آن توانا هستم ) و بوسیله آن راه راست صراط مستقیم را نشان می دهم.
عمر دعوت مهدویت درحال رسیدن به ده سال است و از علمای مسلمین که مؤمن به قرآن هستند بجز کسانی که خداوند به آنها رحم کند باقی به دعوت به پذیرش احکام آن پاسخ نداده اند! پس از عذاب روز بی فرجام و عقیم و سیاره عذاب که بر دروازه ها است به کجا می گریزید؟ همان که نام سیاره دهم نیبیرو به آن داده شده است؛ این کوکب سقر است که خداوند با دود آشکار آن (دخان المبین) هریک از شما را که بخواهد عذاب خواهد کرد و یکی از نشانه ها و اشراط (علائم ) بزرگ ساعت - قیامت- است و عذاب دردناک آن شما را فرو خواهد گرفت؛ ای کسانی که از پذیرش دعوت به حکمیت خداوند یگانه و بی شریک رو برمی گردانید به کجا می روید؟ و بر امام مهدی ناصر محمد چیزی جز این نیست که حکم خداوند را برایتان از آیات محکم قرآن استباط کند؛ اگر به آن ایمان داشته باشید.. به فراخوان این دعوت کننده؛ امام مهدی ناصر محمد یمانی پاسخ دهید.
شاید داعشی بخواهد بگوید:" صبرکن ناصر محمد؛ چگونه می گویی امام مهدی هستی؛ ما معتقدیم نام امام مهدی "محمد بن عبدالله "است و گواه آن نیز حدیث محمد رسول الله عليه الصلاة والسلام درباره نام امام مهدی است که فرموده است: [يواطئ اسمه اسمي] ،و برای همین ما معتقدیم اسم مهدی منطبق با اسم نبی است". پس امام مهدی برای پرسشگران حجت می آورد و می گوید: از علمای امت در تعجبم در حالی که همگی به یقین می دانند منظور از "تواطؤ" تطابق نیست؛ بلکه مقصود همراهی و همپوشانی است و علیرغم آگاهی شان از این امر نام امام مهدی را منطبق و یکسان با نام نبی اعلام می کنند! پس به حق برایشان حجت آورده و می گوییم : معنای لغوی "تواطؤ"همراهی است یعنی اسم محمد همراه نام امام مهدی ناصر محمد می آید؛ و خداوند این همراهی نام محمد در نام مرا در اسم پدر من نهاده است و این برای آن است که خداوند امام مهدی منتظر را به عنوان یک رسول یا نبی جدید برنمی انگیزد ؛ بلکه مهدی منتظر ناصر محمد برای یاری محمد (ناصر محمد) برانگیخته می شود ؛ یعنی برای یاری به محمد ٍرسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم .به این ترتیب من شما را به پیروی از مسیر اولیه نبوت یعنی کتاب خداوند و سنت نبوی حق فرا می خوانم که هر دو از جانب خداوند است ؛ مگر احادیثی از سنت بیان که مخالف محکم قرآن باشند که در این صورت باید بدانید این احادیث از جانب غیر خداست یعنی از جانب شیطان رانده شده. برای مثال این حدیث دروغین که به نبی صلى الله عليه وآله وسلم نسبت داده شده است:
[ به من امر شده با مردم بجنگم تا شهادت بدهند لا اله الا الله و محمد رسول الله و نماز گذارده و زکات بدهند؛ اگر چنین کردند خون و اموالشان بجز به حق اسلام از من در امان است و حسابشان باخداست].
اما این حدیث از جانب شیطان بوده و خداوند رحمن آن را نفرستاده است ؛ چون با آیات محکم کتاب خداوند در تناقض است و بین این حدیث و محکمات قرآن اختلاف زیادی وجود دارد.پس بیایید تا قاعده ی کتاب خداوند برای پیدا کردن احادیث دروغ نسبت داده شده به نبی را اعمال کنیم .خداوند تعالی می فرماید:
{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا (81) أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا (82)} صدق الله العظيم [النساء].
{و آنان (در حضور تو) می گویند:«فرمانبرداریم» و چون از نزد تو بیرون روند؛ گروهی از آنان بر خلاف گفته های تو را نزد خود نگه میدارند. و آنچه (در آنجا) که در خفا تدارک می بینند را خداوند می نویسد. پس از آنان روی بگردان، و بر خدا توکل کن، و او یار و مدافع تو باشد کافی است.(81)آیا در قرآن نمی اندیشند؟ که اگر (احادیث رسیده)از سوی غیر خدا بود، قطعاً در آن اختلاف بسیار(با قرآن) می یافتند.}
از خلال این آیات ان حکم حق استنباط می شود که احادیث نبوی از جانب خداوند است فقط مانند قرآن عظیم از تحریف و دستکاری مصون نیست.برای همین نیز خداوند آیات محکم قرآن عظیم را مرجع و اصل قرار داده و آنها را حافظ احادیث نبوی قرار داده است. خداوند به شما آموخته است اگر دیدید احادیث بر خلاف محکمات قرآن عظیم هستند بدانید آن حدیث دروغ بوده و از جانب غیر خدا به ناحق به نبی نسبت داده شده است و اگر ایشان چنان چیزی را بیان نکرده باشند بین آن حدیث و محکمات قرآن به کلی تفاوت زیادی پیدا خواهید کرد. برای مثال همین حدیثی که تمام علما مسلمین آن را قبول دارند درحالی که به ظلم و با بهتان به نَّبيّ عليه الصلاة والسلام نسبت داده شده و ایشان چنین چیزی را نفرموده اند؛ چگونه ممکن است فرمان داده شود که مردم به زور وادار شوند که ایمان بیاورند در حالی که خداوند تعالی می فرماید:
{لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنْ الغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدْ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ(256)} صدق الله العظيم؟
{در دین، اکراهی نیست. راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت] کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست.}
که مخالف این فرموده خداوند تعالی است:
{فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ (35)} صدق الله العظيم
{ولی آیا پیامبران وظیفه‌ای جز ابلاغ آشکار دارند}؟
مخالف این فرموده خداوند تعالی:
{وَقُلِ الحقّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا} صدق الله العظيم
{ بگو: «این حقّ است از سوی پروردگارتان! هر کس می‌خواهد ایمان بیاورد و هر کس میخواهد کافر گردد!» ما برای ستمگران آتشی آماده کردیم که سراپرده‌اش آنان را از هر سو احاطه کرده است! و اگر تقاضای آب کنند، آبی برای آنان میاورند که همچون فلز گداخته صورتها را بریان می‌کند! چه بد نوشیدنی، و چه بد محل اجتماعی است}؟
ومخالف این فرموده خداوند تعالی:
{إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ (27) لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ (28) وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ (29)} صدق الله العظيم.
{ این قرآن چیزی جز تذکّری برای جهانیان نیست، (۲۷) برای کسی از شما که بخواهد راه مستقیم در پیش گیرد! (۲۸) و شما اراده نمی‌کنید مگر اینکه خداوند -پروردگار جهانیان- اراده کند و بخواهد! (۲۹)}
ومخالف این فرموده خداوند تعالی:
{وَإِنْ مَا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ} صدق الله العظيم.
{ و اگر پاره‌ای از مجازاتها را که به آنها وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم، یا (پیش از فرا رسیدن این عذاب) تو را بمیرانیم، در هر حال تو فقط مأمور ابلاغ هستی؛ و حساب (آنها) برماست.}
با وجود اینکه این حدیث برخلاف تعداد زیادی ازآیات محکم و روشن کتاب است علمای امت و عامه مسلمانان همگی بدون هیچ اختلافی بر روی آن توافق دارند! چگونه خود و امتشان را به بیراهه می کشانند؟ نگاه کنید که چگونه راویان بر صحت این حدیث توافق دارند:
ابن عمر که خداوند از آنها راضی باشد از قول رسول الله صلى الله عليه وسلم گفته است[ به من امر شده با مردم بجنگم تا شهادت بدهند لا اله الا الله و محمد رسول الله و نماز گذارده و زکات بدهند؛ اگر چنین کردند خون و اموالشان بجز به حق اسلام از من در امان است و حسابشان باخداست] و همه بر درستی این حدیث توافق دارند.
چقدر موجب ناامیدی و حسرت است! چگونه از حدیثی که شیاطین بشر به دروغ به خداوند و رسولش نسبت داده پیروی کرده و به راوی استناد می کنید؟ شاید او این حدیث را نگفته باشد؛ آن وقت شما آن را پذیرفته اید؟ ولو اینکه واقعا راویان آن را نقل کرده باشند؛ شاید تصور کرده باشند این روایت از جانب نبی است و درک نکرده باشند این روایت حکمتی شیطانی دارد تا انسان ها را به جنگ با اسلام و مسلمانان برانگیزد . چون بخاطر این حدیث خواهند گفت : " اگر بر آنها غلبه نکنیم، حتما ما را مجبور خواهند کرد دین شان را بپذیریم .مجبورمان می کنند مانند آنها نماز گذارده و روزه بگیریم در غیر این صورت خون ما را ریخته و به اموال و زنان و اطفال ما دست اندازی می کنند". واین حکمت خبیثانه این حدیث دروغین است و باعث اتحاد کافران و جنگ با مسلمانان می شود و راویان متوجه مکر نهفته در این حدیث شیطانی نشده اند.
به هر حال ما بر هیچ یک از راویان احادیث نبوی خرده نمی گیریم. بلکه امام مهدی ناصر محمد هر حدیثی را به آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم عرضه می کند و احادیث دروغ را با محکمات قرآن درهم کوبیده وذره ذره کرده و دور می ریزد و باکی ندارد.امام مهدی تنها یک شرط برای علمای امت قائل می شود : در موارد اختلاف فی مابین حکم خداوند را بپذیرند؛ چون بر امام مهدی ناصر محمد یمانی چیزی بیش ازآن نیست که در بین شان با حکم برگرفته شده از ایات محکم قرآن عظیم داوری نماید که اگر چنین نکنم امام مهدی منتظر نیستم و این شرط بین من و شما باشد.
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين ..
أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.


توجه: بر تمام انصار پیشگام برگزیده که شب و روز به نشر دعوت مهدوی مشغولند و کوتاهی نمی کنند واجب است این بیان را بخاطر اهمیت آن به هر وسیله ای که می توانند در پایگاه ها منتشر کنند تا در اختیار مردم قرار گیرد.


 

جنود الهدى

کاربر تازه وارد
کاربرسایت
عضویت
29 July 2018
ارسال ها
9
لایک ها
7
امتیاز
3
#2
امام مهدی منتظر اعلان می‌کند نسبت به تعدد مذهبی دردین خداوند کافر است..



الإمام ناصر محمد اليماني
26 - 03 - 1433 هـ
19 - 02 - 2012 مـ
04:36 صباحاً
ــــــــــــــــــ


امام مهدی منتظر اعلان می‌کند نسبت به تعدد مذهبی دردین خداوند کافر است..

بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدي محمد رسول الله وآله الأطهار وجميع الرسل من ربهم وآلهم الأطهار وجميع المسلمين في الأولين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين، أمّا بعد..

ما با حفظ و مراقبت خداوند چند روز قبل بازگشتیم و منتظریم که خداوند چه خواهد کرد و بازگشت امور به خداوند است؛ چه در دوران گفتگو قبل از ظهور و چه بعد از ظهور تا روزآخر(یوم الآخر)؛ امورگذشته و آینده با خداست و پروردگار امر خود را کامل و بالغ می‌گرداند ولی اکثر مردم نمی‌دانند.


عزیز من نجیب العقبی؛ اگر از انصار پیشگام برگزیده در دوران گفتگو قبل از ظهور هستی؛ اعلان کن که نسبت به تعدد مذهبی در دین خدا کافری تا خداوند تو را از عذاب خود نجات دهد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:


{وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ} صدق الله العظيم [آل عمران:105].


{مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردندپس از آنکه نشانه‌های روشن (پروردگار) به آنان رسید! و آنها عذاب عظیمی دارند.}
العقبی؛ از کسانی مباش که :


{مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ} [الروم:32]؛


{ از کسانی که دین خود را پراکنده ساختند و به دسته‌ها و گروه‌ها تقسیم شدند! و هر گروهی به آنچه نزد آنهاست (دلبسته و) خوشحالند!}


من نصیحت کننده امین تو هستم؛ چون می‌بینم نسبت به مذهب قرآنی تعصب داری و همچنین فتوا می‌دهی که شیعه و سنی؛ "مغضوب علیهم "هستند!روش تو غلط است و باعث دوری و تنفر شیعیان و اهل سنت از پیروی ازمهدی منتظر می‌گردد؛ از خدا بترس. آنها برادران دینی ما هستند؛ آیا به نظرت روش تو آنها را به سوی صراط مستقیم هدایت خواهد کرد؟ حاشا لله... در دعوت به سوی خدا؛ این کار به هیچ وجه حکیمانه نیست؛ ای مرد فرعون ادعای ربوبیت و خدایی کرد و گفت:


{فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى} [النازعات:24]،


{ و گفت: «من پروردگار برتر شما هستم!}


با این وجود می‌بینی خداوند به نبی خود موسی و برادرش هارون علیهم الصلاة و السلام توصیه می‌فرماید با نرمی و ملایمت با فرعون سخن بگویند. خداوند تعالی می‌فرماید:


{فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى} صدق الله العظيم [طه:44].


{ اما به نرمی با او سخن بگویید؛ شاید متذکّر شود، یا (از خدا) بترسد!}


چون درروش دعوت به سوی خدا؛ فراری دادن و متنفر کردن مردم مجاز نیست؛ این هیچ حکیمانه نیست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:


{ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ} صدق الله العظيم [النحل:125].


{با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسی بهتر می‌داند چه کسی از راه او گمراه شده است؛ و او به هدایت‌یافتگان داناتر است.}
عزیز من از خدا تقوا کن و پیرو امام مهدی باشد و اعلان کن نسبت به تعدد مذهبی در دین خدا کافری و نسبت به مذهب قرآنیون یا نسبت به مذهب اهل سنت و یا مذهب شیعیان تعصب نداشته ؛بلکه مسلمانی حنیف باش.


عزیزمن نجیب علی العقبی؛ نمی‌توانید مردم را به دین اسلام قانع کنید در حالی که شاهدند مسلمانان یک دیگر را لعن کرده و نسبت کفر به هم می‌دهند؛ همان طور که تو به اهل سنت و شیعیان چنین نسبتی داده و آنها را مغضوب علیهم می‌خوانی و پناه برخدا از غضبش؛ اما امام مهدی ناصر محمد یمانی می‌گوید: عزیزان من؛ ای اهل تسنن و شیعیان و قرآنیون و تمام مذاهب اسلامی؛ به سوی این کلام که میان همه ما و تمام مردم عالم یکی است؛ روبیاورید. و آن کلام این است:خداوند یکتا را بدون شریک عبادت کنیم. از من پیروی کنید تا بر اساس بصرتی که ازنزد پروردگارم آمده شما را به راه درست هدایت کنم. امام مهدی از قرآنیون نیست؛ امام مهدی از اهل سنت و یا از شیعیان نیست؛ بلکه مسلمان حنیف است و از مشرکین و کسانی که دین خود را فرقه فرقه کرده‌اند نیست؛گروه‌هایی که هر کدام به داشته خود دلخوش و شادند.


من اعلان می‌کنم که پیرو کتاب تورات و انجیل و قرآن عظیم و احادیث بیان در سنت نبوی هستم؛ مگرآن چه درتورات و انجیل و احادیث نبوی که برخلاف قرآن عظیم باشند و خدا را به شهادت می‌گیرم و شاهد بودن خداوند کافی است که مهدی منتظر ناصر محمد یمانی نسبت به هرچه که برخلاف آیات محکم قرآن عظیم باشد به صورت مطلق کافر است؛ فرقی ندارد در تورات و انجیل باشد یا در احادیث سنت نبوی. چون هرچه که خلاف آیات محکم قرآن عظیم باشد؛ بدانید حدیثی دروغ است که از نزد خدا نیامده؛ بلکه از نزد شیطان و از زبان اولیای او نقل شده؛ کسانی برای باز داشتن بشریت از پیروی از آیات محکم ذکرـ قرآن عظیم ـ تظاهرمی‌کنند ایمان دارند و کفر و مکر خود را پنهان می‌کنند.ممکن است عزیز من نجیب علی العقبی بخواهد سخنم را قطع کرده و بگوید:" صبرکن صبرکن امام من ناصر محمد یمانی؛ همانا که خداوند به محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- امر نموده که فقط پیرو قرآن باشد ؛ فرمان نداده که از تورات هم پیروی کند". مهدی منتظر ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: خیر بلکه خداوند به محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- فرمان پیروی از تورات را داده است. خداوند تعالی می‌فرماید:


{قُلْ فَأْتُوا بِكِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَى مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم [القصص:49].


{ بگو: «اگر راست می‌گویید کتابی هدایت‌بخش‌تر از این دو از نزد خدا بیاورید، تا من از آن پیروی کنم}
و همین طور فرمان پیروی از انجیل را نیز به ایشان داده است؛ ولی چون در اینجا خداوند از تورات سخن می‌گوید و برای همین می‌فرماید:


{قُلْ فَأْتُوا بِكِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَى مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم [القصص:49].


{ بگو: «اگر راست می‌گویید کتابی هدایت‌بخش‌تر از این دو از نزد خدا بیاورید، تا من از آن پیروی کنم}
ولی در آیاتی که در این جا آمده تدبر کن. خداوند تعالی می‌فرماید:


{فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَىٰ أَوَلَمْ يَكْفُرُ‌وا بِمَا أُوتِيَ مُوسَىٰ مِن قَبْلُ قَالُوا سِحْرَ‌انِ تَظَاهَرَ‌ا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُ‌ونَ ﴿٤٨﴾ قُلْ فَأْتُوا بِكِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّـهِ هُوَ أَهْدَىٰ مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٤٩﴾ فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَاءَهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ‌ هُدًى مِّنَ اللَّـهِ إِنَّ اللَّـهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿٥٠﴾ وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُ‌ونَ ﴿٥١﴾ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِن قَبْلِهِ هُم بِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿٥٢﴾ وَإِذَا يُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّ‌بِّنَا إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ ﴿٥٣﴾ أُولَـٰئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَ‌هُم مَّرَّ‌تَيْنِ بِمَا صَبَرُ‌وا وَيَدْرَ‌ءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَ‌زَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿٥٤﴾ وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَ‌ضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ ﴿٥٥﴾} صدق الله العظيم [القصص].


{ ولی هنگامی که حقّ از نزد ما برای آنها آمد گفتند: «چرا مثل همان چیزی که به موسی داده شد به این پیامبر داده نشده است؟!» مگر بهانه‌جویانی همانند آنان، معجزاتی را که در گذشته به موسی داده شد، انکار نکردند و گفتند: «این دو نفر [= موسی و هارون‌] دو ساحرند که دست به دست هم داده‌اند و ما به هر دو کافریم»؟! (۴۸) بگو: «اگر راست می‌گویید کتابی هدایت‌بخش‌تر از این دو از نزد خدا بیاورید، تا من از آن پیروی کنم!» (۴۹) اگر این پیشنهاد تو را نپذیرند، بدان که آنان تنها از هوسهای خود پیروی می‌کنند! و آیا گمراهتر از آن کس که پیروی هوای نفس خویش کرده و هیچ هدایت الهی را نپذیرفته، کسی پیدا می‌شود؟! مسلّماً خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی‌کند! (۵۰)ما آیات قرآن را یکی پس از دیگری برای آنان آوردیم شاید متذکّر شوند! (۵۱) کسانی که قبلاً کتاب آسمانی به آنان داده‌ایم به آن [= قرآن‌] ایمان می‌آورند! (۵۲) و هنگامی که بر آنان خوانده شود می‌گویند: «به آن ایمان آوردیم؛ اینها همه حق است و از سوی پروردگار ماست؛ ما پیش از این هم مسلمان بودیم!» (۵۳) آنها کسانی هستند که بخاطر شکیبایی‌شان، اجر و پاداش‌شان را دو بار دریافت می‌دارند؛ و بوسیله نیکی‌ها بدی‌ها را دفع می‌کنند؛ و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم انفاق می‌نمایند؛ (۵۴) و هرگاه سخن لغو و بیهوده بشنوند، از آن روی می‌گردانند و می‌گویند: «اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان؛ سلام بر شما .ما خواهان جاهلان نیستیم!» (۵۵)}
خداوند به یهود و نصاری هم فرمان می‌دهد از تورات و انجیل و قرآن عظیم پیروی کنند. خداوند تعالی می‌فرماید:


{قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّىَ تُقِيمُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلاَ تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ} صدق الله العظيم [المائدة:68].


{ای اهل کتاب! شما هیچ آیین صحیحی ندارید، مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا دارید. ولی آنچه بر تو از سوی پروردگارت نازل شده، بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‌افزاید. بنابر این، از این قوم کافر، غمگین مباش!}
می‌بینیم خداوند به رسولش فرمان نداده که نسبت به تورات و انجیل کافر شود؛ بلکه امر می‌فرماید نسبت به هر آن چه که در آنها مخالف آیات محکم قرآن عظیم است؛ کافر باشد و سپس از آنان-یهود و نصاری- دعوت می‌کند برای حل اختلافاتی که بر سر تورات و انجیل دارند به حکمیت قران عظیم سرنهند تا میانشان حکم شود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:


إِنَّ هَـٰذَا الْقُرْ‌آنَ يَقُصُّ عَلَىٰ بَنِي إِسْرَ‌ائِيلَ أَكْثَرَ‌ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿٧٦﴾وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَ‌حْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ﴿٧٧﴾ إِنَّ رَ‌بَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُم بِحُكْمِهِ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ ﴿٧٨﴾} صدق الله العظيم [النمل].


{این قرآن اکثر چیزهایی را که بنی اسرائیل در آن اختلاف دارند برای آنان بیان می‌کند؛ (۷۶)و مایه هدایت و رحمت برای مؤمنان است! (۷۷) پروردگار تو میان آنها به حکم خود داوری می‌کند؛ و اوست قادر دانا. (۷۸)}
و همانا که خداوند قرآن عظیم را مرجع و حکم آن را مهیمن بر تورات و انجیل قرار داده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:


{وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ}صدق الله العظيم [المائدة:48].


{ و این کتاب [= قرآن‌] را به حق بر تو نازل کردیم، در حالی که کتب پیشین را تصدیق می‌کند، ومهیمن برآنهاست؛ پس بر طبق احکامی که خدا نازل کرده، در میان آنها حکم کن!}
با این که تورات و انجیل تحریف و دست‌کاری شده‌اند؛ ولی خداوند به شما فرمان نمی دهد که نسبت به آنها- حق و باطل- کافر شوید؛ بلکه باید نسبت به آن چه که باطل است و از نزد خدا نیست و به دروغ به آنها اضافه شده، کافر باشید. خداوند تعالی می‌فرماید:


{وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقاً يَلْوُنَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتَـابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَـابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَـابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم [آل عمران:78].
{در میان آنها [= یهود] کسانی هستند که به هنگام تلاوت کتاب (خدا)، زبان خود را چنان می‌گردانند که گمان کنید از کتاب (خدا) است؛ در حالی که از کتاب (خدا) نیست! می‌گویند: «آن از طرف خداست!» با اینکه از طرف خدا نیست، و به خدا دروغ می‌بندند در حالی که می‌دانند!}


و خداوند تعالى می‌فرماید:
{وَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:79].


{ پس وای بر آنها که نوشته‌ای با دست خود می‌نویسند، سپس می‌گویند: «این، از طرف خداست.» تا آن را به بهای کمی بفروشند. پس وای بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند؛ و وای بر آنان از آنچه از این راه به دست می‌آورند!}
و از آنجایی که تورات و انجیل از تحریف محفوظ نیستند؛ خداوند قران عظیم را مرجع تورات و انجیل قرار داده و هرچیزی که در این دو کتاب بر خلاف آیات محکم قرآن عظیم باشد؛ دروغ و افترایی که توسط قومی دیگر به خداوند نسبت داده شده است. به همین ترتیب خداوند آیات محکم قرآن عظیم را مرجع احادیث سنت نبوی هم قرار داده چرا که احادیث حق سنت نبوی برای بیان و توضیح بیشتر آیات قرآن آمده‌اند و آنها هم از نزد خدا هستند و رسول خداوند که سلام و صلوات بر او و خاندانش باد؛ در دین خدا- نه در کتاب و نه در سنت- از روی ظن و گمان سخن نگفته‌اند. اما احادیث سنت نبوی از تحریف و دست‌کاری محفوظ نیستند و لذا خداوند و پروردگار عالمیان به شما فتوا داده که اگر احادیثی را یافتید که از نبی نقل شده ولی برخلاف آیات محکم قرآن است؛ بدانید حدیث نبوی که از نزد خداوند الرحمن آمده نیست:؛ بلکه دروغ و افترای شیطان است واز نزد خدا نیست. خداوند به شما فتوا می‌دهد که برای حفظ احادیث نبوی از تحریف و دست‌کاری، وعده‌ای به شما نداده است. خداوند تعالی می‌فرماید:


{مَّن يُطِعِ الرَّ‌سُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّـهَ وَمَن تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْ‌سَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ﴿٨٠﴾ وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ‌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَ‌دُّوهُ إِلَى الرَّ‌سُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ‌ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [النساء].


{کسی که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده؛ و کسی که سرباز زند، تو را نگهبان او نفرستادیم (80)و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(81)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا مسلمانان در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(82) و هنگامی که (کلامی) از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می گویند و اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند قطعا از ميان آنان كسانى‏ اند كه [مى‏ توانند درست و نادرست] آن را دريابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندكى از شيطان پيروى مى‏ كرديد(83)}
عزیز من نجیب؛ از خردمندان باش ونسبت به کل سنت نبوی که حاوی حق و باطل است کافر مشو تا از جاهلان نباشی؛ بلکه اعلان کن نسبت به آن چه که در سنت نبوی برخلاف آیات محکم قران عظیم است؛ کافری. اعلان کن که پیرو کتاب خدا و سنت حق رسولش هستی و نسبت به سنت رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- کافر مباش؛ که از عذاب شوندگان خواهی بود. چون وقتی نسبت به حدیث حقی که در سنت آمده کافر باشی: حتما نسبت به آیه‌ای از قرآن عظیم کافر شده‌ای .برایت مثالی می‌زنم. محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- می‌فرماید:


[يا فاطمة بنت محمد اعملي فإني لا أغني عنك من الله شيئاً]


{ای فاطمه دختر محمد؛ خود عمل کن که از من در برابر خدا کاری برای تو برنمی‌آید} صدق عليه الصلاة والسلام


جناب عقبی؛ اگر تو نسبت به این حدیث جدم کافر شوی؛ نسبت به حدیث پروردگارم در آیات محکم کتابش کافر شده‌ای که می‌فرماید:


{لَن تَنفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلا أَوْلادُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ} صدق الله العظيم [الممتحنة:3]،


{هرگز بستگان و فرزندانتان روز قیامت سودی به حالتان نخواهند داشت؛ میان شما جدایی می‌افکند؛ و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست.}


وبرای همین محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم می‌فرماید:


[يا فاطمة بنت محمد اعملي فإني لا أغني عنك من الله شيئاً]

{ای فاطمه دختر محمد؛ خود عمل کن که از من در برابر خدا کاری برای تو برنمی‌آید}صدق عليه الصلاة والسلام.
نجیب علی العقبی؛ عزیز من! آیا نمی‌بینی که قرآن و سنت نبوی حق نور علی نورند ؛ پس به خاطر این که خداوند تو را در امتی قرار داده که مهدی منتظر را در میانشان برانگیخته؛ شکرگزار باش؛ شاکر باش که خداوند تو را از دعوت مهدی منتظر در دوران گفتگو قبل از ظهور آگاه کرده است؛ و شاکر باش که خداوند تو را از انصار پیشگام برگزیده در دوران گفتگو قبل از ظهور قرار داده است. شایسته نیست امام مهدی حق پروردگارتان؛پیرو خواست و امیال شما باشد تا راضی‌تان کند؛ اگر به خدا وروز آخر ایمان دارید؛ بدانید که حق این است که خدا راضی باشد. پس سنت حق نبوی را انکار مکن و از کتاب خدا و سنت رسولش صلى الله عليه وآله وسلم پیروی کن....

وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.



معجزه امام مهدی در بیان اسرار مخفی قرآن وبیان تفصیلی درباره ذوالقرنین ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن آزر..





اعلان مکان تابوت سکینه و اصحاب کهف و رقیم





کره زمین توخالی است؛ ودرباطن آن جنت خداوند در زیر خاک قرار دارد، خداوند پدرمان آدم و مادرمان حواء را در این جنت آفرید....




پاسخ امام به یک پرسشگر:
{لا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم :اساس عقیده شیعی دوازده امامی بر پایه این آیه است
پاسخ به سؤال یکی از انصار( الأنصار السابقين الأخيار) درباره قاعده گزینش ائمه وجانشینان انبیاء در ذکر(قرآن) :این شأن تنها در اختیار خداوند است و بس...













 
بالا