• به انجمن شگفت انگیز رمان ایران بپیوندید و رمان های زیبای خود را در انجمن به اشتراک بگذارید
    به ما کمک کنید تا جامعه خود را توسعه دهیم :)
    ثبت نام ورود

special مکالمات روزمره زبان انگلیسی

Aida.y

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
5 October 2017
ارسال ها
110
امتیاز واکنش
1,285
امتیاز
190
سن
16
محل سکونت
شیراز
246

به محض اینکه گوشی رو گذاشتی

این کار رو انجام بده

Do it as soon as you hang up.

As soon as = به محض اینکه

Hang = آویزان کردن

hang up = گوشی را گذاشتن

247

به ندرت وقت تلویزیون تماشا کردن پیدا میکنه. من هم همینطور

He hardly ever has time to watch TV.

(So do I = me too)

248

بهتره رزرو کنیم. (بیا رزرو کنیم)

Let’s make a reservation.

Let’s = let us
 
  • Like
Reactions: AAA

Aida.y

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
5 October 2017
ارسال ها
110
امتیاز واکنش
1,285
امتیاز
190
سن
16
محل سکونت
شیراز
246

به محض اینکه گوشی رو گذاشتی

این کار رو انجام بده

Do it as soon as you hang up.

As soon as = به محض اینکه

Hang = آویزان کردن

hang up = گوشی را گذاشتن

247

به ندرت وقت تلویزیون تماشا کردن پیدا میکنه. من هم همینطور

He hardly ever has time to watch TV.

(So do I = me too)

248

بهتره رزرو کنیم. (بیا رزرو کنیم)

Let’s make a reservation.

Let’s = let us
 
  • Like
Reactions: AAA

Aida.y

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
5 October 2017
ارسال ها
110
امتیاز واکنش
1,285
امتیاز
190
سن
16
محل سکونت
شیراز
246

به محض اینکه گوشی رو گذاشتی

این کار رو انجام بده

Do it as soon as you hang up.

As soon as = به محض اینکه

Hang = آویزان کردن

hang up = گوشی را گذاشتن

247

به ندرت وقت تلویزیون تماشا کردن پیدا میکنه. من هم همینطور

He hardly ever has time to watch TV.

(So do I = me too)

248

بهتره رزرو کنیم. (بیا رزرو کنیم)

Let’s make a reservation.

Let’s = let us
 
  • Like
Reactions: AAA

Aida.y

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
5 October 2017
ارسال ها
110
امتیاز واکنش
1,285
امتیاز
190
سن
16
محل سکونت
شیراز
246

به محض اینکه گوشی رو گذاشتی

این کار رو انجام بده

Do it as soon as you hang up.

As soon as = به محض اینکه

Hang = آویزان کردن

hang up = گوشی را گذاشتن

247

به ندرت وقت تلویزیون تماشا کردن پیدا میکنه. من هم همینطور

He hardly ever has time to watch TV.

(So do I = me too)

248

بهتره رزرو کنیم. (بیا رزرو کنیم)

Let’s make a reservation.

Let’s = let us
 

Aida.y

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
5 October 2017
ارسال ها
110
امتیاز واکنش
1,285
امتیاز
190
سن
16
محل سکونت
شیراز
249

بهترین چیز سفرت چی بود؟

گفتنش سخته

What was the best thing about your trip? It’s difficult to say.

250

بهترین خاطره دوران کودکیت کدومه؟

What’s your favorite childhood memory?

251

بیا انشاتو بخون

Come read your composition.

Composition = اثر، انشاء

252

بیا برویم خرید

میای با من بریم خرید؟

Let’s go shopping

Do you go shopping with me?
 

Aida.y

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
5 October 2017
ارسال ها
110
امتیاز واکنش
1,285
امتیاز
190
سن
16
محل سکونت
شیراز
253

بیا تاکسی بگیریم، اجازه بده تاکسی بگیریم.

Let’s take a taxi = Let’s catch a taxi.

254

بیایید تلفن کنیم چند تا پیتزا برای شام سفارش بدهیم

Let’s call and order some pizzas for dinner.

255

بیشتر از 10 دلار برای یک کادو خرج نکن

Don’t spend more than 10$ on a gift.

256

پاهاتو بشور، بو میدن!

Wash your feet. They smell.
 

Aida.y

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
5 October 2017
ارسال ها
110
امتیاز واکنش
1,285
امتیاز
190
سن
16
محل سکونت
شیراز
253

بیا تاکسی بگیریم، اجازه بده تاکسی بگیریم.

Let’s take a taxi = Let’s catch a taxi.

254

بیایید تلفن کنیم چند تا پیتزا برای شام سفارش بدهیم

Let’s call and order some pizzas for dinner.

255

بیشتر از 10 دلار برای یک کادو خرج نکن

Don’t spend more than 10$ on a gift.

256

پاهاتو بشور، بو میدن!

Wash your feet. They smell.
 

Aida.y

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
5 October 2017
ارسال ها
110
امتیاز واکنش
1,285
امتیاز
190
سن
16
محل سکونت
شیراز
257

پدر و مادرم به خاطر کارهای خونه به من نق میزنند

My parents nag about chores.

258

پدرت دیروز صبح داشت چه کار می کرد؟

What was your father doing yesterday morning?

259

پدرم اون رو دور انداخت

My father threw it out.

Throw = پرتاب کردن

Throw out = دور انداختن

260

پدرم برای یک شرکت معدن کار میکرد

My father was working for a mining company.
 

Aida.y

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
5 October 2017
ارسال ها
110
امتیاز واکنش
1,285
امتیاز
190
سن
16
محل سکونت
شیراز
257

پدر و مادرم به خاطر کارهای خونه به من نق میزنند

My parents nag about chores.

258

پدرت دیروز صبح داشت چه کار می کرد؟

What was your father doing yesterday morning?

259

پدرم اون رو دور انداخت

My father threw it out.

Throw = پرتاب کردن

Throw out = دور انداختن

260

پدرم برای یک شرکت معدن کار میکرد

My father was working for a mining company.
 

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 0, کاربران: 0, مهمانان: 0)

بالا