نقد رمان نقد و معرفی رمان مرگ در بالکن|انجمن رمان ایران

  • شروع کننده موضوع Mohadeseh.f
  • تاریخ شروع
Mohadeseh.f

Mohadeseh.f

مدیریت کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیریت کل سایت
عضویت
24 January 2018
ارسال ها
450
Reaction score
5,359
امتیاز
93
محل سکونت
پایتخت وطنم
@tara.gn
نقد رمان مرگ در بالکن:

به نام خدایی که در همین نزدیکی است...

اول از همه سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده عزیز!

امیدوارم از نقد رمانتون راضی باشید و خشنود!

پس به یاری خداوند شروع می کنیم:

نام رمان:

اسم رمانتون به اندازه کافی زیباست ولی تنها چیزی که خیلی مهم است اینه که آیا به موضوع داستان ربط دارد یا نه؟ " مرگ در بالکن " یک واژه ی خیلی جالبه ولی شاید خواننده ای باشد که از این اسم نتیجه ای نگیرد، بیشتر کنجکاوی می کنن تا ببین این اسمی رو که برای داستان انتخاب کردید و هیجان انگیزه آیا به داستان هم مربوطه؟ " مرگ دربالکن " به خوبی با ژانر ها ارتباط برقرار کرده و این جای تبریک داره برای شما.

جلد:

جلد رمانتون بسیار جذاب هست، من از دیدگاه یک منتقد می تونم بگم این دختری که در بالکن ایستاده بیانگر اسم رمان" مرگ در بالکن " است.

از نظر بنده خیلی زیباست ولی می توانست یکم هیجانی تر باشه عکسريال مثل موضع داستان ترسناک یا تخیلی باشه، این عکس بیشتر به ژانر ها تراژدی نزدیکه ولی بازم اینکه به اسم داستان ربط داره جای امتیاز مثبت داره!

خلاصه:

آنچه از خلاصه بر می آید و در ادامه ی داستان به وقوع می پیوندد، نثر محاوره است. خلاصه نیز معرف خوبی برای روند داستان است و اگر اشکالات تایپی و نگارشی و اشکال پاراگراف بندی اصلاح شود، به خوبی خواهد درخشید.

خلاصه خوبی هستش ولی بهتر از این هم می تونست باشه... مثلا کمی ساده تر و هیجان انگیز ترش می کردید، مطمئنا زیبا تر می شد ولی یکم که دقت می کنیم می بینیم قسمتی از خلاصتون مثل مقدمه است یا یک تبلیغ! به گونه ای که انگار در یک مکانی هستید و می خواهید تبلیغ " مرگ در بالکن " رو کنید! " خلاصه " از اسمش پیداست یعنی کل داستان رو جمع کنی در دو یا سه خط و به طور هیجان انگیزی خلاصش کنید، ولی خلاصتون خوب بود .

مقدمه:

ما در این داستان با ۲ داستان مجزا سر و کار داریم،) زندگی عادی امیلی) همراه با دل مشغولی ها و دغدغه های زندگی ( کنجکاوی امیلی( همراه با نگرانی های دیگر، مقدمه ای برای ورود به زندگی عادی نداشتیم و خودهمین بی مقدمه پیش رفتن، مقدمه ای بر داستان اصلی شد، نکته ی زیبایی بود.

راستی یه نکته دیگه، من بالا در مورد مقدمه شروع داستان حرف زدم ولی مقدمه ای در داستانتون مشاهده نکردم، به نظرتون زیبا تر نمی شد داستان اگه یه مقدمه هیجانی براش می نوشتید؟

شروع رمان:

شروع رمانتون رو همانطور که در موضع قبلی گفتم بی مقدمه بود و همینطور از زبان امیلی آغاز کردید ولی اتفاقی هیجان انگیر در آن وجود نداشت و این به نظر خوب هستش و به قول معروف بی مقدمه پیش رفتید و داستان رو بسیار زیبا کردید.

سیر داستان:

سیر داستان هم خوب بود البته زیاد به اون صورت کار نشده بود که بخواهیم در مورد سیر رمان هم حرف بزنیم... بعضی جاها بسیار هیجان انگیر بود و بعضی جاها بسیار کنجکاو کننده و این خودش امتیاز خیلی بالایی دارد، امیدوارم به همین روند پیش برید .

دیالوگ و مونولوگ:

دیالوگ به اندازه و مونولوگ هم به اندازه... ولی متاسفانه یک ضعف کوچک دارید، زیاد وضع حال شخصیتا رو بیان نمی کنید و بهتره برای هر مکالمه وضعیت حال شخص مقابل را بیشتر بیان کنید... عادی کار شده بود و خوب به وزن داستان می خورد و تا آخر هم عادی کار کردید خیلی خوبه! پس پیشنهاد می کنم راجع به مونولوگ بیشتر تلاش کنید!

علائم و نکات نگارشی:

علائم خوب کار شده بود؛ نه زیاد به کار رفته بود نه کم... میان جملات نقطه نگذارید و در پایان جمله بگذارید زیرا نقطه متعلق به پایان جمله است. در بعضی از جملاتتون بیهوده از علائم نگارشی استفاده کردید به عنوان مثال:

-همون که میگفت: دخترم کوچک شده پسرم معتاد شده؟

این بسیار غلطه دوست من، پیشنهاد میدم اینگونه بنویسی:

-همون که میگفت"دخترم کوچک شده پسرم معتاد شده؟"

یک نکته دیگر، استفاده از علائم نگارشی در بعضی جاها هم اشتباه بود، نه اینکه منظورم مثل مورد قبلی باشه نه، درست سره جایشان نذاشته بودید:

-آره همون، خیلی عجیبه. نه؟

-من روزنامه رو نخوندم .فقط تیترش رو دیدم. روزنامه داری؟

-اوهوم! بیا، بگیرش.

روزنامه رو از ماریا گرفتم و به صفحه ی مورد نظر رفتم . بعد از تشکر کردن از ماریا به دفتر کارم رفتم.

اون هایی که زیرشون رو خط کشیدم رو دقت کن عزیزم، اصل جایگذاری علائم رو به جا نیاوردی، یا فاصله بیش از اندازه می گذاشتی یا کلا اشتباه عمل می کرد، بهتره اینگونه بنویسی:

-من روزنامه رو نخوندم. فقط تیترش رو دیدم. روزنامه داری؟

دقت کردی؟ علائم باید به کلمه چسبیده و با فاصله ادامه ی جمله رو بنویسی!

بازم تاکید می کنم عزیزم از نقطه میان جملات استفاده نکن.

شخصیت پردازی:

شخصیت پردازیتون خوبه... ولی شخصیت پردازی اون نیست که فقط در موردش حرف بزنید و معرفی کنید اول یا دوم فرد شخصیت داستان هستن... باید از ظواهر و لباس های به تنشون هم بگید؛ اینطوری خواننده خودش و در قالب شخصیت رمان فرو می بره! از آنجا که پیداست شخصیت " امیلی " یک شخصیت خوب و ساده است و البته کنجکاو ؛ شخصیت " کیت " به نظر یک شخصیت شاد و پر انرژی هستش!

توصیف:

توصیف کردنتون یکم ضعیفه ولی نه آن قدر که زننده باشد، بهتره هر مکان و هرشخص رو بیشتر توصیف کنید تا خواننده خود را در آن مکان قرار دهد و حس کند که دارد آن مکان و آن شخص را می بیند .

توصیف در سه بخش قرار دارد:

1 _ حالات و احساسات: خیلی کم به چشم می خورد، که من در بخش دیالوگ و مونولوگ حتی براتون مثال زدم، بهتره شما حالات شخص را هنگام شنیدن یک حرف یا انجام کاری بیشتر بیان کنید نه اینکه اصلا نبودا، ولی بهتره که بیشتر از این باشه .

2 _ مکان: توصیف مکانتون بسیار بهتر از حالات و احساسات بود، امیدوارم به همین روند پیش برید.

3 _ چهره: توصیف چهره در رمان شما زیاد به چشم نمی خورد و امیدوارم که حتما رسیدگی کنید.

زاويه ديد و بافت:

در داستان شما " بافت " خیلی کم به چشم می خورد نه اینکه اصلا نخورد ولی کم بود که الان براتون مثال می زنم، می تونم بگم در داستان شما در بعضی موارد خلل ایجاد شده بود، انگار زیاد نمی توانید از زبان یک فرد خارجی بنویسید... در حوضه ادبیات اون ها خب معمولا رک هستند و کلمات رایج در ایران رو استفاده نمی کنن، نه اینکه من خودم اونجا بوده باشم و دیده باشما نه، طبق تمام داستان های خارجی و فیلم هاشون دارم این رومیگم عزیزم!

بهتره بیشتر به فیلم ها و نوع حرف زدناشون دقت کنی عزیزم، این داستان اگر از زبان فرد ایرانی بود انگار بهتر بود!

خود این یک خلل بود و حالت داستان رو بهم ریخته بود، امیدوارم ناراحت نشی عزیزم.

ایده رمان:

کلیشه ای بود، کلیشه ای یعنی " حاشیه "، در رمانتون به چشم می خورد و واقعا جذاب بود، به طور مثال همان ماجرای " تیتر روزنامه " خودش یک نوع حاشیه است، تبریک میگم .

باور پذیری:

باور پذیری از اسمش معلومه... یعنی داستانی که بشه باورش کرد... همون طور که در موضوع بهش اشاره شده تخیلی، ترسناک، تراژدی هست و واقعا خوب کار شده ولی یک نکته در بعضی جاها باور پذیری بود و در بعضی جاها خواننده رو مجبور به باور پذیری می کردید و این فوق العاده امتیاز مثبت داره، "تخیلی" وجود نداره ولی شما وادار می کردید خواننده رو باور کنه! آفرین به استعداد شما!

غلط های املایی:

غلط املایی در رمانتون زیاد به چشم نمی خورد به جز چند مورد که بیشتر باید روی نگارش کار کنید:

1 _ بهتره کلماتی که "می" به صورت "میـ" چسبیده به عنوان مثال:

میدونم، میکنم، میکرد، میتونم، میخوابم، میخندم و...

رو با نیم فاصله یا یک فاصله از هم جداشون کنی، یا کلماتی که " ترین" چسبیدنش واقعا بی معناست رو هم همینطور ولی نه کلماتی مثل "بهترین " و چیزهایی به مانندش، مثلا:

وحشتناکترین، ترسناکترین، بی ادبترین و...

این ها بهتره فاصله ایجاد شه بینشون و تبدیل شن به چنین چیزی:

"می‌دونم، ترسناک ترین."

ژانر های انتخابی:

(تخیلی، ترسناک، عاشقانه )... به خوبی تونستید از پس این ژانر ها بر بیاید و واقعا آفرین دارید نویسنده عزیز! به عنوان مثال ژانر " تخیلی " بیشتر حس می شد تا ترسناک... بهتره یکم روی ترسناک هم کار کنید عزیزدل.

متفرقه رمان:

بهتره به این یک نکته توجه کنی تا رمان زیبات، زیبا و زیباتر بشه:

1 _ از کشیدن حروف جدا خودداری کنید و از نوشتن این گونه ای هم خودداری کنید:

( کجااااایییی؟ )

پس بهتره به صورت عادی یا با کمی کشیدگی بنویسید! به عنوان مثال گفتم وگرنه همچین اشتباهی ندیدم .

ممنون میشم این نکته رو توجه کنید دوست عزیزم!

از اینکه این نکات رو گفتم امیدوارم رنجیده خاطر نشید چون خیلی از موضوعات در رمانتون واقعا درخشش داشت و باعث قوی تر شدن داستانتون میشه و زیاد اشتباهاتتون معلوم نمیشه، داستان " مرگ در بالکن " شخصیتی دارد به اسم " امیلی " که قهرمان و شخصیت اصلی داستان است، به نظر بنده داستانتون ارزش چند بار خواندن را دارد و یک نکته ی بسیار خوب و جالب این است که رمانتون برای رده تمام سنین مناسب است و واقعا عالیه!

نقد کوتاه می کنم ولی تمام نکات رو بهتون میگم ولی واقعا قصدم کمک بهتون هست!

رمانتون بسیار بسیار زیبا و دل نشینه... امیدوارم از نقدتون راضی باشید... بنده در رمانتون، هنگام نقد هم انرژی دادم هم نقطه ضعفاتون رو گفتم گلم!

به امید مراتب بالاتر و قلمی مانا!

منتقد: محدثه فارسی

" تيم نقد رمان ایران "
 

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)


بالا