نقد رمان معرفی و نقد رمان فصل تازه زندگی|محبوبه دهقانی انجمن رمان ایران

Mohadeseh.f

مدیر تالار نقد+ ترجمه + نگارگر انجمن
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار نقد
سرپرست بخش دارالترجمه
نگارگر انجمن
عضویت
24 January 2018
ارسال ها
207
لایک ها
1,873
امتیاز
93
محل سکونت
تهـــــــــــــرون
#1
@دهقانی
به نام خدایی که در همین نزدیکی است...

اول از همه سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده عزیز!

امیدوارم از نقد رمانتون راضی باشید و خشنود!

پس به یاری خداوند شروع می کنیم:

نام رمان:

اسم رمانتون به اندازه کافی زیباست ولی تنها چیزی که خیلی مهم است اینه که آیا به موضوع داستان ربط دارد یا نه؟ " فصل تازه زندگی " یک واژه ی خیلی جالبه ولی شاید خواننده ای باشد که از این اسم نتیجه ای نگیرد، بیشتر کنجکاوی می کنن تا ببین این اسمی رو که برای داستان انتخاب کردید و هیجان انگیزه آیا به داستان هم مربوطه؟ " فصل تازه زندگی" به خوبی با ژانر ها ارتباط برقرار کرده و این جای تبریک داره برای شما.

جلد:

جلد رمانتون بسیار جذاب هست، من از دیدگاه یک منتقد می تونم بگم برای جلد رمانتون بهتر بود از عکس های دیگه ای استفاده کنید، عکستون جذاب هست ولی به داستان ربطی نداره، شما می تونید دختری رو انتخاب کنید در طبیعت یا فصل بهار که تازگی و طراوت داره، ممنون میشم به این نکته بیشتر توجه کنی عزیزم!

خلاصه:

آنچه از خلاصه بر می آید و در ادامه ی داستان به وقوع می پیوندد، نثر محاوره است. خلاصه نیز معرف خوبی برای روند داستان است و اگر اشکالات تایپی و نگارشی و اشکال پاراگراف بندی اصلاح شود، به خوبی خواهد درخشید.

خلاصه خوبی هستش ولی بهتر از این هم می تونست باشه... مثلا کمی ساده تر و هیجان انگیز ترش می کردید، مطمئنا زیبا تر می شد ولی یکم که دقت می کنیم می بینیم قسمتی از خلاصتون مثل مقدمه است! " خلاصه " از اسمش پیداست یعنی کل داستان رو جمع کنی در دو یا سه خط و به طور هیجان انگیزی خلاصش کنید، ولی خلاصتون خوب بود.

مقدمه:

ما در این داستان با 3 داستان مجزا سر و کار داریم، مقدمه ای برای ورود به زندگی عادی نداشتیم و خود همین بی مقدمه پیش رفتن، مقدمه ای بر داستان اصلی شد، نکته ی زیبایی بود.

شروع رمان:

شروع رمانتون رو همانطور که در موضع قبلی گفتم با مقدمه زیبایی شروع کردید و همینطور از زبان سوم شخص آغاز کردید، نکته جالت در داستانتون این بود که داستان رو از همون ابتدا با هیجان شروع کردید و خواننده رو ترغیب به خوندن بیشتر کردید، احسنت!

سیر داستان:

سیر داستان هم خوب بود البته زیاد به اون صورت کار نشده بود که بخواهیم در مورد سیر رمان هم حرف بزنیم... بعضی جاها بسیار هیجان انگیر بود و بعضی جاها بسیار احساسی و این خودش امتیاز خیلی بالایی دارد، امیدوارم به همین روند پیش برید .

دیالوگ و مونولوگ:

دیالوگ به اندازه و مونولوگ هم به اندازه... یک نکته عالی در رمانتون مشاهده کردم، مونولوگتون خیلی زیبا کار شده بود، به گونه ای روی وضعیت هرشخص کار کردید که خواننده خودش رو در فضای داستان قرار میده، تبریک میگم به این ابتکار.

علائم و نکات نگارشی:

علائم خوب کار شده بود؛ نه زیاد به کار رفته بود نه کم... میان جملات نقطه نگذارید و در پایان جمله بگذارید زیرا نقطه متعلق به پایان جمله است. در بعضی از جملاتتون بیهوده از علائم نگارشی استفاده کردید به عنوان مثال:

-وای خدا!... مینو حالت خوبه؟

یا

-خانم بهترید؟... الان آمبولانس می آد

این هایی که زیرش خط کشیدم به قطع یقین اشتباه هستن، اصلا همچین صورت گذاشتن علامت نداریم، شما باید از یک علامت استفاده کنید و آمدن دو علامت که شبیه به هم نیستن پشت سر هم اشتباهه، ممنون میشم رعایت کنی عزیزم.

بازم تاکید می کنم از نقطه میان جملات استفاده نکن.

شخصیت پردازی:

شخصیت پردازیتون خوبه... ولی شخصیت پردازی اون نیست که فقط در موردش حرف بزنید و معرفی کنید اول یا دوم فرد شخصیت داستان هستن... باید از ظواهر و لباس های به تنشون هم بگید؛ اینطوری خواننده خودش و در قالب شخصیت رمان فرو می بره! از آنجا که پیداست شخصیت " مینو " یک شخصیت خوب و ساده است و البته کنجکاو ؛ شخصیت " آزاده" به نظر یک شخصیت نگران و البته دلسوزه!

توصیف:

توصیف کردنتون یکم ضعیفه ولی نه آن قدر که زننده باشد، بهتره هر مکان و هرشی رو بیشتر توصیف کنید تا خواننده خود را در آن مکان قرار دهد و حس کند که دارد آن مکان و آن شی را می بیند .

توصیف در سه بخش قرار دارد:

1 _ حالات و احساسات: خیلی عالی به چشم می خورد، تبریک.

2 _ مکان: توصیف مکانتون بسیار کمتر از حالات و احساسات بود، امیدوارم به این نکته توجه کنید.

3 _ چهره: توصیف چهره در رمان شما زیاد به چشم نمی خورد و امیدوارم که حتما رسیدگی کنید.

زاويه ديد و بافت:

در داستان شما " بافت " خیلی کم به چشم می خورد نه اینکه اصلا نخورد ولی کم بود که الان براتون مثال می زنم، می تونم بگم در داستان شما در بعضی موارد خلل ایجاد شده بود انگار که نمی تونستید از پس توصیف اماکن بربیاید که در موارد قبل هم ذکر کردم!

خود این یک خلل بود و حالت داستان رو بهم ریخته بود، امیدوارم ناراحت نشی عزیزم.

ایده رمان:

کلیشه ای بود، کلیشه ای یعنی " حاشیه "، در رمانتون به چشم می خورد و واقعا جذاب بود، به طور مثال همان ماجرای " تصادف " خودش یک نوع حاشیه است، تبریک میگم .

باور پذیری:

باور پذیری از اسمش معلومه... یعنی داستانی که بشه باورش کرد... همون طور که در موضوع بهش اشاره شده اجتماعی، عاشقانه، مذهبی، حماسی هست و واقعا خوب کار شده ولی یک نکته در بعضی جاها باور پذیری بود و در بعضی جاها خواننده رو مجبور به باور پذیری می کردید و این فوق العاده امتیاز مثبت داره، آفرین به استعداد شما!

غلط های املایی:

غلط املایی در رمانتون زیاد به چشم می خورد که بیشتر باید روی نگارش کار کنید:

1 _ کلماتی که " ترین" چسبیدنش واقعا بی معناست رو هم همینطور ولی نه کلماتی مثل "بهترین " و چیزهایی به مانندش، مثلا:

وحشتناکترین، ترسناکترین، بی ادبترین و...

این ها بهتره فاصله ایجاد شه بینشون و تبدیل شن به چنین چیزی:

"می‌دونم، ترسناک ترین."

2_ درخلاصتون"دیده گان" اشتباهه و بهتره بنویسید"دیدگان".

3_ " تورفته گی" غلطه و "تورفتگی"

4_ "می آد" غلطه و "میاد"

5_ " نمی ری" غلطه و " نمیری"

6_ "چرخواند" غلطه و "چرخاند"

7_ "سیبک گلو" غلطه و "سیب گلو"

خیلی خیلی تاکید می کنم روی املاتون بیشتر دقت کنید، موارد دیگه هم بود ولی به علت زیادی نمی تونستم یک جاش کنم، پس بهتره با تحقیق و مطالعه بیشتر این موارد رو اصلاح کنی عزیزم!

ژانر های انتخابی:

(اجتماعی، عاشقانه، مذهبی، حماسی) به خوبی تونستید از پس این ژانر ها بر بیاید و واقعا آفرین دارید نویسنده عزیز!

متفرقه رمان:

بهتره به این یک نکته توجه کنی تا رمان زیبات، زیبا و زیباتر بشه:

1 _ از کشیدن حروف جدا خودداری کنید و از نوشتن این گونه ای هم خودداری کنید:

( کجااااایییی؟ )

پس بهتره به صورت عادی یا با کمی کشیدگی بنویسید! به عنوان مثال گفتم وگرنه همچین اشتباهی ندیدم .

ممنون میشم این نکته رو توجه کنید دوست عزیزم!

از اینکه این نکات رو گفتم امیدوارم رنجیده خاطر نشید چون خیلی از موضوعات در رمانتون واقعا درخشش داشت و باعث قوی تر شدن داستانتون میشه و زیاد اشتباهاتتون معلوم نمیشه، داستان " فصل تازه زندگی " شخصیتی هایی دارن که میشه از همشون به عنوان قهرمان یاد کرد، به نظر بنده داستانتون ارزش چند بار خواندن را دارد و یک نکته ی بسیار خوب و جالب این است که رمانتون برای رده تمام سنین مناسب است و واقعا عالیه!

نقد کوتاه می کنم ولی تمام نکات رو بهتون میگم ولی واقعا قصدم کمک بهتون هست!

رمانتون بسیار بسیار زیبا و دل نشینه... امیدوارم از نقدتون راضی باشید... بنده در رمانتون، هنگام نقد هم انرژی دادم هم نقطه ضعفاتون رو گفتم گلم!

به امید مراتب بالاتر و قلمی مانا!

منتقد: محدثه فارسی

" تيم نقد رمان ایران "
 

دهقانی

مدیر تالار طراحی جلد
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار طراحی جلد
عضویت
29 January 2018
ارسال ها
144
لایک ها
923
امتیاز
93
محل سکونت
استان اصفهان
#2
@دهقانی
به نام خدایی که در همین نزدیکی است...

اول از همه سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده عزیز!

امیدوارم از نقد رمانتون راضی باشید و خشنود!

پس به یاری خداوند شروع می کنیم:

نام رمان:

اسم رمانتون به اندازه کافی زیباست ولی تنها چیزی که خیلی مهم است اینه که آیا به موضوع داستان ربط دارد یا نه؟ " فصل تازه زندگی " یک واژه ی خیلی جالبه ولی شاید خواننده ای باشد که از این اسم نتیجه ای نگیرد، بیشتر کنجکاوی می کنن تا ببین این اسمی رو که برای داستان انتخاب کردید و هیجان انگیزه آیا به داستان هم مربوطه؟ " فصل تازه زندگی" به خوبی با ژانر ها ارتباط برقرار کرده و این جای تبریک داره برای شما.

جلد:

جلد رمانتون بسیار جذاب هست، من از دیدگاه یک منتقد می تونم بگم برای جلد رمانتون بهتر بود از عکس های دیگه ای استفاده کنید، عکستون جذاب هست ولی به داستان ربطی نداره، شما می تونید دختری رو انتخاب کنید در طبیعت یا فصل بهار که تازگی و طراوت داره، ممنون میشم به این نکته بیشتر توجه کنی عزیزم!

خلاصه:

آنچه از خلاصه بر می آید و در ادامه ی داستان به وقوع می پیوندد، نثر محاوره است. خلاصه نیز معرف خوبی برای روند داستان است و اگر اشکالات تایپی و نگارشی و اشکال پاراگراف بندی اصلاح شود، به خوبی خواهد درخشید.

خلاصه خوبی هستش ولی بهتر از این هم می تونست باشه... مثلا کمی ساده تر و هیجان انگیز ترش می کردید، مطمئنا زیبا تر می شد ولی یکم که دقت می کنیم می بینیم قسمتی از خلاصتون مثل مقدمه است! " خلاصه " از اسمش پیداست یعنی کل داستان رو جمع کنی در دو یا سه خط و به طور هیجان انگیزی خلاصش کنید، ولی خلاصتون خوب بود.

مقدمه:

ما در این داستان با 3 داستان مجزا سر و کار داریم، مقدمه ای برای ورود به زندگی عادی نداشتیم و خود همین بی مقدمه پیش رفتن، مقدمه ای بر داستان اصلی شد، نکته ی زیبایی بود.

شروع رمان:

شروع رمانتون رو همانطور که در موضع قبلی گفتم با مقدمه زیبایی شروع کردید و همینطور از زبان سوم شخص آغاز کردید، نکته جالت در داستانتون این بود که داستان رو از همون ابتدا با هیجان شروع کردید و خواننده رو ترغیب به خوندن بیشتر کردید، احسنت!

سیر داستان:

سیر داستان هم خوب بود البته زیاد به اون صورت کار نشده بود که بخواهیم در مورد سیر رمان هم حرف بزنیم... بعضی جاها بسیار هیجان انگیر بود و بعضی جاها بسیار احساسی و این خودش امتیاز خیلی بالایی دارد، امیدوارم به همین روند پیش برید .

دیالوگ و مونولوگ:

دیالوگ به اندازه و مونولوگ هم به اندازه... یک نکته عالی در رمانتون مشاهده کردم، مونولوگتون خیلی زیبا کار شده بود، به گونه ای روی وضعیت هرشخص کار کردید که خواننده خودش رو در فضای داستان قرار میده، تبریک میگم به این ابتکار.

علائم و نکات نگارشی:

علائم خوب کار شده بود؛ نه زیاد به کار رفته بود نه کم... میان جملات نقطه نگذارید و در پایان جمله بگذارید زیرا نقطه متعلق به پایان جمله است. در بعضی از جملاتتون بیهوده از علائم نگارشی استفاده کردید به عنوان مثال:

-وای خدا!... مینو حالت خوبه؟

یا

-خانم بهترید؟... الان آمبولانس می آد

این هایی که زیرش خط کشیدم به قطع یقین اشتباه هستن، اصلا همچین صورت گذاشتن علامت نداریم، شما باید از یک علامت استفاده کنید و آمدن دو علامت که شبیه به هم نیستن پشت سر هم اشتباهه، ممنون میشم رعایت کنی عزیزم.

بازم تاکید می کنم از نقطه میان جملات استفاده نکن.

شخصیت پردازی:

شخصیت پردازیتون خوبه... ولی شخصیت پردازی اون نیست که فقط در موردش حرف بزنید و معرفی کنید اول یا دوم فرد شخصیت داستان هستن... باید از ظواهر و لباس های به تنشون هم بگید؛ اینطوری خواننده خودش و در قالب شخصیت رمان فرو می بره! از آنجا که پیداست شخصیت " مینو " یک شخصیت خوب و ساده است و البته کنجکاو ؛ شخصیت " آزاده" به نظر یک شخصیت نگران و البته دلسوزه!

توصیف:

توصیف کردنتون یکم ضعیفه ولی نه آن قدر که زننده باشد، بهتره هر مکان و هرشی رو بیشتر توصیف کنید تا خواننده خود را در آن مکان قرار دهد و حس کند که دارد آن مکان و آن شی را می بیند .

توصیف در سه بخش قرار دارد:

1 _ حالات و احساسات: خیلی عالی به چشم می خورد، تبریک.

2 _ مکان: توصیف مکانتون بسیار کمتر از حالات و احساسات بود، امیدوارم به این نکته توجه کنید.

3 _ چهره: توصیف چهره در رمان شما زیاد به چشم نمی خورد و امیدوارم که حتما رسیدگی کنید.

زاويه ديد و بافت:

در داستان شما " بافت " خیلی کم به چشم می خورد نه اینکه اصلا نخورد ولی کم بود که الان براتون مثال می زنم، می تونم بگم در داستان شما در بعضی موارد خلل ایجاد شده بود انگار که نمی تونستید از پس توصیف اماکن بربیاید که در موارد قبل هم ذکر کردم!

خود این یک خلل بود و حالت داستان رو بهم ریخته بود، امیدوارم ناراحت نشی عزیزم.

ایده رمان:

کلیشه ای بود، کلیشه ای یعنی " حاشیه "، در رمانتون به چشم می خورد و واقعا جذاب بود، به طور مثال همان ماجرای " تصادف " خودش یک نوع حاشیه است، تبریک میگم .

باور پذیری:

باور پذیری از اسمش معلومه... یعنی داستانی که بشه باورش کرد... همون طور که در موضوع بهش اشاره شده اجتماعی، عاشقانه، مذهبی، حماسی هست و واقعا خوب کار شده ولی یک نکته در بعضی جاها باور پذیری بود و در بعضی جاها خواننده رو مجبور به باور پذیری می کردید و این فوق العاده امتیاز مثبت داره، آفرین به استعداد شما!

غلط های املایی:

غلط املایی در رمانتون زیاد به چشم می خورد که بیشتر باید روی نگارش کار کنید:

1 _ کلماتی که " ترین" چسبیدنش واقعا بی معناست رو هم همینطور ولی نه کلماتی مثل "بهترین " و چیزهایی به مانندش، مثلا:

وحشتناکترین، ترسناکترین، بی ادبترین و...

این ها بهتره فاصله ایجاد شه بینشون و تبدیل شن به چنین چیزی:

"می‌دونم، ترسناک ترین."

2_ درخلاصتون"دیده گان" اشتباهه و بهتره بنویسید"دیدگان".

3_ " تورفته گی" غلطه و "تورفتگی"

4_ "می آد" غلطه و "میاد"

5_ " نمی ری" غلطه و " نمیری"

6_ "چرخواند" غلطه و "چرخاند"

7_ "سیبک گلو" غلطه و "سیب گلو"

خیلی خیلی تاکید می کنم روی املاتون بیشتر دقت کنید، موارد دیگه هم بود ولی به علت زیادی نمی تونستم یک جاش کنم، پس بهتره با تحقیق و مطالعه بیشتر این موارد رو اصلاح کنی عزیزم!

ژانر های انتخابی:

(اجتماعی، عاشقانه، مذهبی، حماسی) به خوبی تونستید از پس این ژانر ها بر بیاید و واقعا آفرین دارید نویسنده عزیز!

متفرقه رمان:

بهتره به این یک نکته توجه کنی تا رمان زیبات، زیبا و زیباتر بشه:

1 _ از کشیدن حروف جدا خودداری کنید و از نوشتن این گونه ای هم خودداری کنید:

( کجااااایییی؟ )

پس بهتره به صورت عادی یا با کمی کشیدگی بنویسید! به عنوان مثال گفتم وگرنه همچین اشتباهی ندیدم .

ممنون میشم این نکته رو توجه کنید دوست عزیزم!

از اینکه این نکات رو گفتم امیدوارم رنجیده خاطر نشید چون خیلی از موضوعات در رمانتون واقعا درخشش داشت و باعث قوی تر شدن داستانتون میشه و زیاد اشتباهاتتون معلوم نمیشه، داستان " فصل تازه زندگی " شخصیتی هایی دارن که میشه از همشون به عنوان قهرمان یاد کرد، به نظر بنده داستانتون ارزش چند بار خواندن را دارد و یک نکته ی بسیار خوب و جالب این است که رمانتون برای رده تمام سنین مناسب است و واقعا عالیه!

نقد کوتاه می کنم ولی تمام نکات رو بهتون میگم ولی واقعا قصدم کمک بهتون هست!

رمانتون بسیار بسیار زیبا و دل نشینه... امیدوارم از نقدتون راضی باشید... بنده در رمانتون، هنگام نقد هم انرژی دادم هم نقطه ضعفاتون رو گفتم گلم!

به امید مراتب بالاتر و قلمی مانا!

منتقد: محدثه فارسی

" تيم نقد رمان ایران "
ممنون از وقتی که گذاشتی. چشم روی چشم بهش رسیدگی می کنم.
اما لازم دیدم یه توضیحی درباره جلد بدم
به نظر من لازم نیست تو یه رمان چون شخصیت اول دختره عکس دختر باشه یا اگه پسر عکس پسر باشه.
من بر این باورم جلد یه رمان می تونه عکسی باشه که پیام کلی رمان و در بر داشته باشه و کمک کنه به رسوندن اون مفهومی که قرار با خوندن رمان به دست بیاری
می تونه یه عکس مفهومی باشه
سپاس
 
بالا