ڪبوتر نیاز بہ حمام دارد

Daniall

مدیـــر تاݪآر زبآنــ | نویــسنده ے انجمــــن
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار زبان
نویسنده انجمن
عضویت
18 August 2018
ارسال ها
388
امتیاز
93
محل سکونت
تیمــ تــرور نــامـ آورانـ مرگـ
The pigeon needs a bath!
Hi. I don’t know if you’ve noticed but the pigeon is filthy. So I could use your help, because the pigeon needs a bath. That is a matter of opinion.

What a kidder! I don’t really need a bath! I took one last month. I think it was last month. “clean, dirty” they’ re just words. Right? I feel clean. Maybe you need a bath! Yeah… when was the last time you had a bath?

Oh! That was pretty recently.

Life is so short. Why waste it on unimportant things, Like taking a bath.

What smell?

I don’t smell anything. And if I do it’s a very normal smell for a pigeon. You know in some places it is very impolite to bathe. all of those flies buzzing around me are purely coincidental.

P.U. Yuck! Let’s get out of here! Take a bath dude.

OKEY, FINE! If it means sooo much to you, I’ll take a bath!

Whoa. I’m not going to like this one bit. The water is too hot. Too cold. Too lukewarm. Too hot. Too wet. Too cold. Not enough toys. too many toys. Too deep. Not deep enough. Too cold. No, it’s too hot again. Too reflective. That is still too hot. Well I guess this is OK.

Splash…

Hey this is fun. Wash, wash, wash, washyyyy. La la la la singing in the tub. This is the life. I love bubbles. Look at my wrinkly toes. Hello, hello. How are you? I’m fine. I’m a fish. I’m a fish.

10 hours later…

Can I stay in the tub forever?

کبوتر نیاز به حمام داره
توضیح مختصر

یه کبوتر که خیلی وقته حمام نرفته و علاقه‌ای هم به حمام رفتن نداره. بالاخره بعد از اینکه بهش می‌گن بو میده و باید بره حموم، تسلیم میشه و میره حموم. از حموم کردن لذت می‌بره و می‌بینه که چقدر خوشاینده.
  • زمان مطالعه2 دقیقه
  • سطحساده
ترجمه‌ی داستان
کبوتر نیاز به حمام داره

سلام. نمی‌دونم متوجه شدی یا نه، ولی کبوتر کثیفه. بنابراین من می‌تونم ازت کمک بگیرم، برای اینکه کبوتر نیاز به حمام داره. خوب این یه موضوعیه که هر کسی نظر خودش رو داره.
عجب جوکی! من واقعا به حمام نیاز ندارم. ماه قبل حموم کردم. فکر کنم ماه قبل بود. “تمیز یا کثیف،” اینها همش کلمه‌ان. درسته؟! من احساس تمیزی می‌کنم. شاید “تو” به حموم رفتن احتیاج داری! آره… آخرین باری که به حموم رفتی کی بود؟
خوب، همین اواخر بود.
زندگی خیلی کوتاهه، چرا باید با چیزهایی مثل حموم رفتن که مهم نیست، هدر بره؟!
چه بویی داره میاد؟
به نظر من که بویی نمیاد. حتی اگر هم بویی بیاد، یه بوی خیلی طبیعی برای یه کبوتره. می‌دونی تو بعضی جاها حموم کردن خیلی کار زشتیه. همه‌ی اون مگس‌هایی هم که اطراف من وزوز می‌کنن کاملاً تصادفی‌ان.
پی یو! اَه اَه! بیاین از اینجا بریم بیرون. یه دوشی بگیر رفیق.
خیلی خوب. باشه! اگه به نظر شما خیلی مهمه، من میرم حموم.
وای! من توی این حموم نمی‌کنم. آب خیلی گرمه! خیلی سرده! خیلی ولرمه! خیلی داغه! خیلی خیسه! خیلی سرده! اسباب‌بازی توی آب کمه! اسباب‌بازی توی آب زیاده! خیلی عمیقه! به اندازه‌ی کافی عمیق نیست! خیلی سرده! نه، دوباره خیلی داغه! خیلی زلاله! هنوز خیلی داغه! خوب، فکر کنم الان خوبه.
شالااااااپ…
هی! خیلی حال میده. بشور، بشور، بشور، بشووووووور…. لا لا لا توی وان آواز می‌خونم. زندگی اینه. من حباب‌ها رو خیلی دوست دارم. انگشت‌های چروکیده‌ی من رو ببین! سلام، سلام! چطوری؟ خوبم. من یه ماهی‌ام، من یه ماهی‌ام.
10 ساعت بعد…
می‌تونم برای همیشه توی وان بمونم؟
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

بالا