سهراب سپهری

elaarefi

کاربر تازه وارد
کاربرسایت
عضویت
10 February 2019
ارسال ها
4
امتیاز
3
سن
13
محل سکونت
مشهد
آب

آب را گل نکنیم:
در فرودست انگار، کفتری می‌خورد آب.

یا که در بیشه دور سیره‌ای پر می‌شوید
یا در آبادی کوزه‌ای پر می‌گردد.

آب را گل نکنیم:
شاید این آب روان، می‌رود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی
دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب.

رزن زیبایی آمد لب رود،
آب را گل نکنیم:
روی زیبا دو برابر شده است.

چه گوارا این آب!
چه زلال این رود!
مردم بالا دست، چه صفایی دارند!
چشمه‌هاشان جوشان، گاوهاشان شیرافشان باد!

من ندیدم دهشان
بی‌گمان پای چپرهاشان جا پای خداست
ماهتاب آنجا، می‌کند روشن پهنای کلام
بی‌گمان در ده بالا دست، چینه‌ها کوتاه است
مردمش می‌دانند، که شقایق چه گلی است
بی گمان آنجا آبی، آبی است
غنچه‌ای می‌شکفد، اهل ده باخبرند
چه دهی باید باشد!

کوچه باغش پر موسیقی باد!

مردمان سر رود، آب را می‌فهمند
گل نکردندش ما نیز
آب را گل نکنیم
 

elaarefi

کاربر تازه وارد
کاربرسایت
عضویت
10 February 2019
ارسال ها
4
امتیاز
3
سن
13
محل سکونت
مشهد
پشت دریاها

قایقی خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب...

پشت دریاها شهری است
که در آن پنجره‌ها رو به تجلی باز است

بام‌ها جای کبوترهایی است، که به فواره هوش بشری می‌نگرند
دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتی است
مردم شهر به یک چینه چنان می‌نگرند
که به یک شعله، به یک خواب لطیف
خاک، موسیقی احساس تو را می‌شنود
و صدای پر مرغان اساطیر می‌آید در باد

پشت دریا شهری است
که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
شاعران وارث آب و خرد و روشنی‌اند.

پشت دریاها شهری ست
قایقی باید ساخت
 

elaarefi

کاربر تازه وارد
کاربرسایت
عضویت
10 February 2019
ارسال ها
4
امتیاز
3
سن
13
محل سکونت
مشهد
زندگی خالی نیست
مهربانی هست سیب هست ایمان هست
آری تا شقایق هست زندگی باید کرد
 

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 2) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)

موضوعات


بالا