• سال نو می شود، زمین نفسی دوباره می کشد، برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند پرنده های خسته بر می گردند و در این رویش سبز دوباره... من... تو... ما... کجا ایستاده ایم سهم ما چیست؟ نقش ما چیست؟ پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟ زمین سلامت می کند و ابرها درودتان سال نو مبارک...

درحال تایپ رمان هانیه|نازگل احمدی کاربر انجمن ایران رمان

Nazgool

ناظر رمان
ناظر رمان
عضویت
17 February 2019
ارسال ها
33
امتیاز
18
رمان هانیه


»به نام ایزد یزدان«

نام رمان: هانیه
نام نویسنده:نازگل احمدی
ژانر: عاشقانه، پلیسی-جنایی، درام
تایید كننده: حسنا (هكرقلب)

خلاصه:
می شود عاشق شد. بهانه اش هم جور خواهد شد.

گاهی برای رسیدن به معشوق باید دل را به دریا زد.

جنگیدن در این راه زیباست؛ اما این نبرد آسان نیست.

مهم نیست كه تو پیروز نبردی یا روزگار بی مروت .

مهم این است قلب عاشق تا ابد میتپد .

مقدمه:

عاشق ها دو دسته اند:
دسته اول كسایین كه ...
وقتی كلمه عشق رو میشنونن....
یه لبخند ی عمیق روی لباشون شكوفه میزنه ویه تصویر زیبا تو ذهنشون نقش میبنده كه اونا رو غرق لذت و آرامش میكنه.

اما دسته دوم ....
با شنیدن كلمه عشق ، سراسر وجودشون به رعشه میفته و تنها تصویر مرگِ كه جلو چشمای ترسیدشون پرده انداخته ؛ واز عشق جزء سیاهی و رنج چیزی بیاد نمیارن.
روایت ما، روایت دسته دوم از عاشقاس.....
 
آخرین ویرایش:

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 6) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)


بالا