• سال نو می شود، زمین نفسی دوباره می کشد، برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند پرنده های خسته بر می گردند و در این رویش سبز دوباره... من... تو... ما... کجا ایستاده ایم سهم ما چیست؟ نقش ما چیست؟ پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟ زمین سلامت می کند و ابرها درودتان سال نو مبارک...

درحال تایپ رمان محکوم به من | MAEE_A کاربر انجمن رمان ایران

MAEE_A

یــه دیـــوونــه از دنــیـــای تــاریــکــش :‌)
کاربرسایت
عضویت
29 October 2018
ارسال ها
224
امتیاز
63
نام رمان: محکوم به من
نام نویسنده:MAEE_A
ژانر:اجتماعی-تراژدی-عاشقانه
نام تأیید کننده:ღM¡ss☆Fat¡ღ
خلاصه:این داستان روایت‎گرِ زندگیِ دختری مزدیسنا*ست که با وجودِ مخالفت‎های خانواده‎اش، دینش را عوض می‎کند. داستان، از آن‎جا شروع می‎شود که ایدا[EEDA] به ایران بازمی‎گردد و غریبه‎ی آشنایی را پیدا می‎کند.
بافت:ادبی
زاویه دید:اول شخص

[*به زرتشتی معروف است.]
 
آخرین ویرایش:

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 9) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)

موضوعات


بالا