تازه چه خبر
انجمن رمان ایران

سلام مهمان عزیز برای عضویت در انجمن رایگان ثبت نام کنید! پس از وارد شدن، می توانید با اضافه کردن موضوعات و پست های خود، و همچنین تماس با دیگر اعضا از طریق صندوق پستی خصوصی خود، در این سایت شرکت کنید!

جادوی هنر در دل طبیعت

Hasna

معاونت کل سایت
عضو کادر مدیریت
معاونت کل سایت
b97af6e7-c373-4ddf-9b4f-11de3eb512d7.jpg
طبیعت الهام‌بخش هنرمندان بسیاری بوده و هست. هنرمندانی که در حوزه‌های کاری مختلف، یا طبیعت را دست مایه کار خود قرار داده و یا با الهام از ویژگی‌های آن، خالق آثار ارزشمندی بودند. دنیای هنرمندی که با مرور آثارش همراه شما هستیم نیز ملهم از جادوی طبیعت است.
اندی گُلدزورثی" (Andy Goldsworthy)، عکاس، مجسمه‌ساز و پیکر تراش بریتانیایی دست به تحولی جالب در تخصص خود زده است. این بار او به جای تراشیدن سنگ و فلز، برگ، شاخه‌های درختان، سنگ‌های رودخانه، گلوله‌های برفی و خلاصه هر شیء جالب توجهی که در طبیعت به آن برخورد کرده است را به عنوان لوازم و اسباب کارش به کار گرفته و جادوی پرنقش و نگار هنر را در دامان طبیعت به جریان انداخته است.
3c20ab67-ba68-46c0-b77c-56ea2e9a4981.jpgcd525db7-b249-45d4-ab82-ade65d9a7929.jpg
به عنوان فرزند یک ریاضی‌دان، اندی با کار کردن در مزارع بزرگ شد؛ اما بعدا مدرک خود را در رشته‌ی مورد علاقه‌اش از "دانشگاه مرکزی لَنکِشِر" (Lancashire) دریافت کرد. او در مورد آن دوران به "گاردین" چنین گفته است:

" بخش قابل توجهی از کار من شامل بیرون آوردن و برداشت سیب‌زمینی بود؛ کاری که نیازمند ریتم خاصی است."9225befb-3324-434a-986f-2815645c73d4.jpg94b2ef0a-8fba-4d3f-bb76-d6c9b821c77f.jpg
بخش قابل توجهی از آثار این هنرمند خوش ذوق، بی‌دوام بوده و خیلی زود از بین می‌روند؛ در واقع آنها همچون یک دیدگاه بر لوح دستخوش تغییر و تحول زمین ثبت می‌شوند. اما برای هنرمند تصویر اصلی بسیار پیچیده‌تر از این چیزها است.
aba30a13-a880-4a04-b6a8-5053a8918973.jpg
او در ادامه می‌گوید:

"وقتی من یک اثر هنری را در خیابان یا طبیعت ایجاد می‌کنم، شاید خیلی زود از نظر محو شود؛ اما همچنان به عنوان بخشی از تاریخ آن منطقه باقی می‌ماند. روزهای نخستی که کارم را شروع کرده بودم، در نگاه اول گویی همه چیز در حال فروریختن و نابودی بود. اما اکنون تغییرات زیبایی رخ داده است. تغییراتی که شاید نابودی خواندن آنها، اندکی کم لطفی باشد.

روزی صبح زود از خواب برخاستم و برای نقشی دیگر رهسپار طبیعت شدم. آنجا تخته سنگی را با گلبرگ‌های ظریف شقایق پوشاندم. روز آرامی بود و جریان آب به نرمی و به ملایمت گلبرگ‌های گل را می‌شست و تخته سنگ را نوازش می‌کرد. آنجا امواج آب با حضور گلبرگ‌ها، رنگ سرخ دلفریبی پیدا کرده بودند و در پس زمینه‌ی تصویری که پیش چشمم گسترده شده بود، بندری دیده می‌شد که گویی با لشکری از سپاهیان باقی مانده، در انتظار نبردی دیگر بو
د."
 

پیوست ها

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)

موضوعات


بالا