تازه چه خبر
انجمن رمان ایران

سلام مهمان عزیز برای عضویت در انجمن رایگان ثبت نام کنید! پس از وارد شدن، می توانید با اضافه کردن موضوعات و پست های خود، و همچنین تماس با دیگر اعضا از طریق صندوق پستی خصوصی خود، در این سایت شرکت کنید!

دلنوشته پناهگاه مخروب | شاینا توکلی کاربر انجمن رمان ایران

Shine Bright

مدیر تالار پالایش
عضو کادر مدیریت
مدیر پالایشگاه رمان
ناظر رمان
ویرایشگر آزمایشی انجمن
گوینده آزمایشی انجمن
پالایشگر رمان
پلیس انجمن
.:.یه لبخند دروغین
یه چشم پر اشک هنگام قهقهه
یه دست لرزون
یه پک به سیگار
یه خشم طوفانی تو یه ظاهر نسبتا آروم
یه روح خسته
همه اینا به‌علاوه هم...
میشه جسم و روح من!.:.
 

Shine Bright

مدیر تالار پالایش
عضو کادر مدیریت
مدیر پالایشگاه رمان
ناظر رمان
ویرایشگر آزمایشی انجمن
گوینده آزمایشی انجمن
پالایشگر رمان
پلیس انجمن
.:.اگر از اولش این اتفاق برام افتاده بود،
شاید اینقدر برام مهم نبود و باهاش کنار میومدم...
اما دیگه با این وضعیتی که من دارم، یه راه‌حل برام مونده... جنون!.:.
 

Shine Bright

مدیر تالار پالایش
عضو کادر مدیریت
مدیر پالایشگاه رمان
ناظر رمان
ویرایشگر آزمایشی انجمن
گوینده آزمایشی انجمن
پالایشگر رمان
پلیس انجمن
.:.من پس از تو نبود.
من دیگر هیچ‌چیزم مثل قبل نیستند.
حتی فعل و نهاد و مفعول‌های جمله‌هایمان!.:.
 
آخرین ویرایش:

Shine Bright

مدیر تالار پالایش
عضو کادر مدیریت
مدیر پالایشگاه رمان
ناظر رمان
ویرایشگر آزمایشی انجمن
گوینده آزمایشی انجمن
پالایشگر رمان
پلیس انجمن
.:.-اگه ازت متنفر بشم چی کار می‌کنی؟
-مثل خودت، ازت متنفر میشم... چون وقتی که عاشقت شدم، عاشقم شدی و مثل هم شدیم!.:.
 

Shine Bright

مدیر تالار پالایش
عضو کادر مدیریت
مدیر پالایشگاه رمان
ناظر رمان
ویرایشگر آزمایشی انجمن
گوینده آزمایشی انجمن
پالایشگر رمان
پلیس انجمن
.:.هرچی چیزای کمتری داشته باشی، شکست‌ناپذیرتر میشی!
چون، دیگه نمی‌تونن از اونا به‌عنوان نقطه‌ضعفت استفاده کنن!.:.
 

Shine Bright

مدیر تالار پالایش
عضو کادر مدیریت
مدیر پالایشگاه رمان
ناظر رمان
ویرایشگر آزمایشی انجمن
گوینده آزمایشی انجمن
پالایشگر رمان
پلیس انجمن
.:.همون‌طور که فشنگ‌ها رو از اسلحم در میاوردم، باهاش حرف زدم:
-اوممم... گفتی که نمی‌تونم هیچ‌وقت از مرگ فرار کنم! درسته؟
-خب، آره!
کنجکاوش کرده بودم!
-اما می‌تونم! من می‌تونم هرکاری رو انجام بدم!
-نمی‌تونی!
همه فشنگ‌ها را در آورده بودم!
اونا رو به زمین انداختم. صداشون رو مخم رژه می‌رفت!
اسلحه رو روی شقیقم گذاشتم.
ماشه رو کشیدم. هیچ تیری نبود تا تو مغز زنگ‌زده‌ام رها بشه و زندگیم رو تموم کنه!
گفتم:
-حالا دیدی می‌تونم از مرگ فرار کنم؟!.:.
 
آخرین ویرایش:

Shine Bright

مدیر تالار پالایش
عضو کادر مدیریت
مدیر پالایشگاه رمان
ناظر رمان
ویرایشگر آزمایشی انجمن
گوینده آزمایشی انجمن
پالایشگر رمان
پلیس انجمن
.:.من عشق می‌کنم با تو!
من عشق می‌کنم با احساسات پاکِت!
من عشق می‌کنم با دیوونگیمون!.:.
 

Shine Bright

مدیر تالار پالایش
عضو کادر مدیریت
مدیر پالایشگاه رمان
ناظر رمان
ویرایشگر آزمایشی انجمن
گوینده آزمایشی انجمن
پالایشگر رمان
پلیس انجمن
.:.تو این سکوت دیوانه‌وار لعنتی، صدای احساس تو رو شنیدم که می‌گفت:
دیوونگی آخرین راهه...!.:.
 

Shine Bright

مدیر تالار پالایش
عضو کادر مدیریت
مدیر پالایشگاه رمان
ناظر رمان
ویرایشگر آزمایشی انجمن
گوینده آزمایشی انجمن
پالایشگر رمان
پلیس انجمن
.:.من فقط یه دونه از این وامونده دارم!
نشکن این قلب بی‌صاحابو...!.:.
 

Shine Bright

مدیر تالار پالایش
عضو کادر مدیریت
مدیر پالایشگاه رمان
ناظر رمان
ویرایشگر آزمایشی انجمن
گوینده آزمایشی انجمن
پالایشگر رمان
پلیس انجمن
.:.ما گناهکار به‌دنیا اومدیم...
از گناه کردن وحشتی نداریم!
از ریسک کردن نمی‌ترسیم!
ما مردمی هستیم که به کمال رسیدیم.
همونایی که مردم بهمون میگن: دیوانه!.:.
 

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 9) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 0, کاربران: 0, مهمانان: 0)

بالا