تازه چه خبر
انجمن رمان ایران

سلام مهمان عزیز برای عضویت در انجمن رایگان ثبت نام کنید! پس از وارد شدن، می توانید با اضافه کردن موضوعات و پست های خود، و همچنین تماس با دیگر اعضا از طریق صندوق پستی خصوصی خود، در این سایت شرکت کنید!

رمان پرنسس مرگ نوشته ی fateme.p.r

Clara

معاونت کل سایت
عضو کادر مدیریت
معاونت کل سایت
خلاصه: لیا دختر شیطانه که با یه معمای عجیب روبه رو شده که چرا گاهی اوقات دوست داره بد باشه و گاهی هم از اون دوری می کنه . در راه فهمیدن این معما با کسی بد تر و شرور تر از پدرش آشنا می شه اما نمی دونه که این فرد مسبب چه اتفاق هایی توی زندگیش می شه.چشمامو باز می کنم . باز هم یه روز مسخره دیگه.باز هم همون احساسات نا خوشایند .احساساتی که همیشه در تضاد هم هستن و گلوی منو مثل طناب دار فشار می دن . من یه شیطانم .من فرزند ابلیسم .نباید خوب باشم . نباید پاکی رو بخوام .نباید …نباید. شدم مثل یه دیوونه که گاهی حالت عادی داره و گاهی هم نه. خستم ..خستم از این همه دوگانگی .از این همه تفاوت . چرا من ؟ چرا فرزند ابلیس باید یه همچین چیزی باشه که مایه ی سرافکندگی پدرش بشه.

با این که هنوز دوست داشتم توی تختم بمونم اما پتو رو کنار زدم و بایه دم
عمیق از جام بلند شدم. به اتاقم نگاهی انداختم. “یه تخت دونفره که
کامل به رنگ سیاه ساخته شده و رو تختی سیاه رنگ و بازهم بالشت
سیاه رنگ. دیوار های اتاق که با ترکیب رنگ قرمز و سیاه رنگ شده و به
اتاق حالت خاصی داده. کف اتاق از موزاییک های قرمز رنگ تشکیل شده
و در اتاق که کاملا به رنگ سیاهه. نفرین شده داره
از دید زدن اتاقم دست برداشتم و با گام های خسته به طرف کمدم رفتم
.کمدی که از بچگی محل قایم شدن من از دست مامور های پدرم بود
.کمدی که محل گریه های شبانه ی من بود و حالا هم که شباهت به یه
خلا توی این اتاق نفرین شده داره .
 

موضوعات


بالا