تازه چه خبر
انجمن رمان ایران

سلام مهمان عزیز برای عضویت در انجمن رایگان ثبت نام کنید! پس از وارد شدن، می توانید با اضافه کردن موضوعات و پست های خود، و همچنین تماس با دیگر اعضا از طریق صندوق پستی خصوصی خود، در این سایت شرکت کنید!

اصطلاحات پركاربرد

Haavush

مدیر تالار دارالترجمه
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار دارالترجمه
سرپرست بخش موبایل
پلیس انجمن
«بسمی تعالی»

اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی​

all of a sudden : یک دفعه، ناگهانی
All of a sudden, he quit his job and left : یه دفعه کارش رو ول کرد و رفت
all the same : فرق نداشتن/نکردن
It’s all the same to me, let’s go by bus :واسه من فرقی نداره، بیا با اتوبوس بریم
as a rule : طبق معمول – طبق عادت همیشگی
As a rule, he goes for a walk after dinner :طبق معمول بعد از شام می ره قدم می زنه
be about to do something : معادل عبارت: نزدیک بود…
I was about to have an accident last night : دیشب نزدیک بود تصادف کنم
be in good shape : روی فرم بودن
He exercises regularly, and he is in good shape : مرتب ورزش می کنه و هیکلش رو فرمه
be used to something : به چیزی عادت داشتن/کردن
He’s used to hot weather : به هوای گرم عادت داره
learn – by heart : حفظ کردن، از بر کردن
Learn this poem by heart for tomorrow :این شعر رو واسه فردا حفظ کنید
by oneself : به تنهایی
He fixed his car by himself : خودش تنهایی ماشینو درست کرد
by the way : راستی، در ضمن
By the way, Anna is coming back today :راستی، آنا امروز بر می گرده
cut the crap : چرت و پرت نگو
I feel like a million bucks : خیلی رو فرمم – رو پام بند نیستم
he is such a wet blanket : اون خیلی آیه یأسه (حالگیره)
come off it : کوتاه بیا
I feel blue : دل و دماغ ندارم
you can if you so wish : اگه بخوای میتونی
Cut it out : تمامش کن!بس کن دیگه!
you missed the point : نگرفتی!منظورمو نفهمیدی
he read me like a book : اون منو مث کف دستش میشناسه
catch you later : بعدا بهت زنگ میزنم
get off my back : دست از سرم وردار
Its non of your business : به تو هیچ ربطی نداره
come,what may : هر چه بادا باد
as far as I know : تا اونجا که من میدونم
use your head : مختو به کار بنداز
get out of my face : از جلو چشام دور شو(گم شو)
kill 2 birds with one stone : با یه تیر دو نشون زدن
anything you say : هر چی تو بگی
could I have a word with you : میتونم چند لحظه وقتتو بگیرم؟
do you follow me : متوجه عرایضم هستید؟
you are just wasting my time : فقط داری وقتمو تلف میکنی
fork it over : ردش کن بیاد
I`ll give it my best shot : تمام تلاشمو کردم
you don’t have leg to stand on : دلیل و مدرک کافی واسه ادعات نداری
you don’t say so : نه بابا
no where on earth : هیچ جا تو این دنیا
nothing on earth : هیچ چیز تو این دنیا
promise sb the earth : به کسی وعده سر خرمن دادن
com back/ down to earth : از خواب و خیال بیرون امدن . چشم خود را باز کردن
move heaven and earth : خود را به اب و اتش زدن
run sb /sth to earth : دنبال کردن . شکار کردن
be cool toward someone : سرد بودن با دیگران
as cool as a cucumber : با بی اعتنایی . با خونسردی
play it cool : خودت را نباز . دستپاچه نشو . خونسرد باش
cool it : جوش نزن .!ارام بگیر!
be a breeze : فوت اب بودن
breeze in : شاد و شنگول وارد شدن
breeze out : شاد و شنگول بیرون رفتن
bare one s heart/ soul : دل خود را خالی کردن . احساسات خود را ابراز کردن. سفره دل خود را باز کردن
commend one s soul to god : جان به جان افرین تسلیم کردن
there wasnt a soul to be seen : پرنده پر نمیزند . احدی دیده نمیشود
upon my soul : عجب!خدای من !خدای بزرگ
god rest his /her soul : خدا بیامرز. خدا بیامرزدش
a village with a population of 100 souls :دهکده ای با صد نفر جمعیت . یا سکنه
at a snail s pace : به سرعت مورچه .خییلی یواش
a snake in the grass : مار خوش خط و خال . اب زیر کاه .گرگ در لباس میش
be a longer : تک رو بودن
dont be too long about it : طولش نده! معطلش نکن
long time no see : مشتاق دیدار !پارسال دوست امسال اشنا
have a long memory : حافظه خوبی داشتن .خوش حافظه بودن
he s long on advice : دست به نظر دادنش خوب است
he s long on brains : مخش خوب کار میکند
the long and the short of it is that : کل مسئله / قضیه/ ماجرا این است که…. جان کلام است که…. ظاهر و باطنش این است که
he hasn t long to live : عمرش به دنیا نیست
so long as . as long as : تا وقتی که . به شرطی که . مادامی که
the holidays are six weeks long : تعطیلات شش هفته طول میکشد
he wont be long making up his mind : زود تصمیمش را خواهد گرفت
play a lone hand : دست تنها بودن
a lonely life : تنهایی. بی کسی
have a long arm : قدرت داشتن. نفوذ داشتن
he s not long for this world : عمرش به دنیا نیست. در شرف مرگ است. پایش ل**ب گور است.
be a long shot : تیری در تاریکی
be a copy cat : بله قربان گو
not have a cat in hell s chance : یک ذره شانس نداشتن
like a cat on hot bricks : مثل ماهی در تابه . مثل مرغ سرکنده
put / set the cat among the pigeons : لوله راه انداختن
that s your pigeon : در عهده تو است. به تو مربوط است
pigs might fly : خوش خیال باشی. خواب دیدی خیر است
make a pig of oneself : شکمی از عزا در اوردن
it was a pig of a da : روز سختی بود
add insult injury : نمک به زخم پاشیدن
all or nothing : همه یا هیچ
ba a mama s baby : بچه ننه بودن
be a yes -man : بله قربان گو
be all thumbs : دست و پا چلفتی بودن
be an old hand at something : کهنه کا بودن در کاری
have one s hands free : دست کسی باز بودن
have ones hands tied : دست کسی بسته بودن
take a hand : کمک کردن
be to hand : در دسترس بودن
wash ones hands of : از خود سلب مسئولیت کردن.
get ones hand in sth : مهارت خود را در کاری بازیافتن
keep ones hand in : مهارت خود را در کاری حفظ کردن
ba a good/ great hand at sth : درکاری مهرات داشتن

اصطلاحاتی در رابطه ی ظاهر و حالت مو:

او موی صاف طلایی دارد.
She has straight blonde (Am.) / fair (Br.) hair.

او موی مواج قرمز دارد.
She has wavy red hair.

او موی مجعّد مشکی دارد.
She has curly black hair.

فرقم را سمت چپ باز می کنم.
I part my hair on the left.

می خواهم موهایم را فر بزنم.
I’m going to have my hair premed.

- می خواهد موهایش را رنگ کند.
She wants to have her hair dyed.

- از مدل موهایت خوشم می آید.
I like your hairstyle.

دخترت موهای چتری قشنگی دارد.
Your daughter has nice bangs (Am.)/ a nice fringe (Br.).

- او دم اسبی بلند و زیبایی دارد.
She has long beautiful ponytail.

- هیچ وقت موهایش را دم اسبی نمی کند.
She never wears her hair in a ponytail.

- موهایش را بافته است.
She has braided (Am.) / plaited (Br.) her hair.

وقتی که موهایم بلند بود آن را می بافتم.
When my hair was long, I used to wear it in braids.

موهایش بلند بود و به طرف عقب شانه شده بود.
Her hair was long and swept back.
موهایش را پشت سرش جمع کرده بود.

She was wearing her hair in a bun.

his/Her cake is dough: دستش نمک نداره

I felt like a fool: سنگ رو یخ شدم

We have a lot of in common: ما باهم تفاهم داریم

Eat my heat off: مخمو خوردی

I was shame stricken: از خجالت آب شدم

I’m in tip-top shape today!: من امروز توپ توپم

I’m sick of it: حالم از این وضعیت بهم میخوره

Keep your head: دست و پات رو گم نکن

I’m not in a good mood: حال و حوصله ندارم

You were sublime: کارت حرف نداشت

I stand by what I did: پای کاری که کردم وایمیسم

You’re over the hump: سربالایی رو گذروندی

You heard me: درست شنیدی

You are adorable: خیلی دوست داشتنی (قابل ستایش) هستی

It’s impressive: قابل تحسینه

Pull the other one: خالی نبند

Don’t pick on me: به من گیر نده

Don’t look the other way: خودتو به اون راه نزن

Are U happy or married?: مجردی یا متاهل؟

The rest is history: باقیش رو خودت می دونی

I don’t blame you: سرزنشت نمی کنم

He/She drives me crazy: رو اعصابم راه میره، دیوونم کرده

Have you chicken out already?: هیچی نشده جا زدی

I’m still finding my feet: تازه دارم به ان عادت میکنم

Knock on wood: بزنم به تخته

You don’t have to settle: نباید جا بزنی

Don’t you talk back to me: (جواب منو نده (حاضر جوابی نکن

where are you off to in such a hurry?: با این عجله کجا می ری؟

It’s along story: این قصه سر دراز داره

Happy go lucky: سر به هوا

there isn’t a cat in hell’s chance: یه ذره شانس هم نداشتن

She doesn’t even cough without her father’s permission: بدون اجازه پدرش حتی آب نمی خوره

none whatsoever: به هیچ وجه

It’s beyond your dignity: دور از شان شماست

Pull the rug from under somebody: زیرآب کسی رو زدن

To hold someone dear: لی لی به لالای کسی گذاشتن

My mother hold my brother dear: مادرم برادرم را لوس میکنه یا لیلی به لالاش میذاره

It was brutal: خیلی بی رحمانه بود

How dare you?: چطور جرات میکنی این حرف رو بزنی؟

The sea is full of other fish: آدم قحطی نیست

Your number is up: کارت تمومه

as white as a sheet: رنگت مثل گچ سفید شده

Shake a leg!: یالا،عجله کن

I am singlehanded: دست تنهام

I had fortune on my side: بخت یارم بود

Come clean: صادق بودن

Let sleeping dogs lie!: پا روی دم شیر نذا

Leave it to me: همه کارها رو به من بسپار

Such a guy!: !این دیگه کیه! / عجب آدمیه

So unobservant: خیلی بی توجهی

Drag one’s feet: این پا اون پا کردن، لفت دادن

If you keep dragging your feet, you’ll miss the train: اگه لفتش بدی، قطارو از دست میدی

Worse comes to worst: دیگه بدتر از این نمیشه

I know it from A to Z: من از تمام ماجرا باخبر هستم

Truth hurts: حقیقت تلخ است

That’s so annoying: واقعا آزار دهنده س ضد حاله

و اما اصلاحاتی كوتاه معنی

Make a decision:تصمیم گرفتن

‏ Make a prediction:پیش بینی کردن

‏ Make an excuse:بهانه آوردن

‏ Make a war: جنگ کردن

‏ Make a peace: صلح کردن

‏ Make a speech:سخنرانی کردن

‏ Make fun of :تمسخر کردن

‏ Make progress:پیشرفت کردن

‏ Make friends:دوست شدن

‏ Make a noise: سر و صدا کردن

‏ Make trouble: مشکل درست کردن





موفق ومؤید باشید
انجمن رمان ایران
 

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 3) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)

موضوعات


بالا