• سلام دوستان سایت را می فروشم هر کسی خواست در تلگرام پیام بده
    @milad193
    ثبت نام ورود

شعر مجموعه اشعار دخترک تنها | نیلوفرعظیمی کاربر انجمن رمان ایران

محنیل

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
5 July 2019
ارسال ها
188
امتیاز واکنش
1,180
امتیاز
190
محل سکونت
تو قلب محمدحسینم♡
"حسین"
•••
این دل پر ز غم بی تاب حسین است
اینجا محرم و کرب و بلای حسین است
یک عمر یاد تو بر دل و چشم‌های ما جاری‌ست
جای تو و علمدارت در بین ما خالی‌ست
•••
اثر: نیلوفرعظیمی​

فرا رسیدن ایام محرم را به تمامی کاربران انجمن تسلیت عرض می‌کنم.
 
آخرین ویرایش:

محنیل

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
5 July 2019
ارسال ها
188
امتیاز واکنش
1,180
امتیاز
190
محل سکونت
تو قلب محمدحسینم♡
"صحرای غم"
•••
اینجا قتلگاه علمدار حسین است
زینب بی‌تاب و بی‌قرار حسین است
کل عالم را غم گرفته
دل‌ها همه عزادار حسین است
رفتند یاران حسین و علمدار حسین
بی‌یار و بی علمدار حسین است
زینب گریه نکن اینجا کرب‌وبلا نیست
بی‌شک این صحرای غم خود بهشت است
•••
♡اثر: نیلوفرعظیمی
 
آخرین ویرایش:

محنیل

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
5 July 2019
ارسال ها
188
امتیاز واکنش
1,180
امتیاز
190
محل سکونت
تو قلب محمدحسینم♡
"عالم عشق"
•••
عالم عشق عجب سوز و گدازی دارد
دیدن چشمان یار چه جهانی دارد
نقش آن چشم زیبای کهربایی تو یار
در سر و ذهن من جنگ و جهادی دارد
می‌روم بلکه در این شهر کسی را یابم
دل من را نشکند با من سازگاری یابد

•••
♡اثر: نیلوفر عظیمی
 

محنیل

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
5 July 2019
ارسال ها
188
امتیاز واکنش
1,180
امتیاز
190
محل سکونت
تو قلب محمدحسینم♡
"شاید"
•••
جان به جانم هم کنند آرام جان من تویی
بی‌وفا در این دل تنگ و غمین تنها تویی
می‌روم از پس این قصه به جایی برسم
شاید آخر در این راه به خیابانی برسم
پس از این عشق دگر خانه خراب است
قلب من در ره تو پرتب و تاب است
شاید روزی بشود تگ دلت
شاید این سلسله عقل شکستش بخورد
شاید این عشق به سرانجامی نرسد
در این راه خرابی به مقصد نرسد
تو بدان یار عزیزم که من همراه توام
چه باشی و نباشی پی اعجاز چشم‌های توام
گر نباشی راضی ز بودن من
قول می‌دهم چیزی نپرسم و برم
عشقت را می‌نهم در قلبم با دل و جان
شاید که تو بیایی و بدهی دل به این نیمه جان
در تب دوری تو چشمانم کور گشته
یوسف من تویی نه آن یوسف گمگشته
شاید آخر دلم از غم تو بترکد
شاید این دل دگر برای من دل نشود
شاید از این غم سر به بیابان بنهم
برای راحتی تو دگر پا در این شهر ننهم
باران می‌زند بر خانه‌ی دل
جاری شد از چشمانم اشک چون سیل
از غم دوری تو به کجا شکایت ببرم
شاید این عشق حرام است دردت به سرم
بیا و نگذار طعنه به جانم بزنند
دشمنان از پس راه سنگ به جانم می‌زنند
<چمدان دست تو و ترس به چشمان من است>
این تنهایی حق دل بیمار من است
شاید که بخواهند مرا به عشق کسی مجبور کنند
شاید که بخواهند دل مرا از دل تو دور کنند
می‌افتم در دامِ دِلَت می‌شوم رامِ دِلَت
کاش نیانداخته بود برای من دام دلت
می‌روم اما دلم همیشه کنار توست
نگهش دار این دل دگر برای توست
•••

شاعر:نیلوفرعظیمی♡​
 

محنیل

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
5 July 2019
ارسال ها
188
امتیاز واکنش
1,180
امتیاز
190
محل سکونت
تو قلب محمدحسینم♡
"عاشقی"
•••
دشمنی آشکار است عاشقی
منبع غم جهان است عاشقی
تنها با غم سازگاراست عاشقی
کلا همه عذاب است عاشقی
در دل غمبارمان است عاشقی
قاتل دل و جان است عاشقی
خانه‌اش همه خراب است عاشقی
کلا همه سراب است عاشقی
موجب بی‌قراری است عاشقی
در دل شک روان است عاشقی
در گلو بغض گران است عاشقی
در خفا هق‌هق و درد است عاشقی
جنگ با سلاح سرد است عاشقی
بوسه‌ای خفیف است عاشقی
لمس دستان عزیز است عاشقی
در همه جان جهان شریک است عاشقی
اما بازی‌ای پرحریف است عاشقی
درد بی درمان است عاشقی
خفت و خاری است عاشقی
به راستی که رسوایی است عاشقی
اما با این همه باز چه حس قشنگی است عاشقی
•••
شاعر:نیلوفرعظیمی♥​
 

محنیل

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
5 July 2019
ارسال ها
188
امتیاز واکنش
1,180
امتیاز
190
محل سکونت
تو قلب محمدحسینم♡
"بعدتو"
•••
بعد تو من از خودم هم دلگیر شدم
با هرکس هم نام تو درگیر شدم
بعد تو هرروزم قد ده سال طول کشید
این دختر خورد شد‌، شکست و سیگارکشید
بعد تو این دل را با خون به آتش کشیدم
به خودم ضربه زدم، موی خود را می‌کشیدم
بعد تو از این ثانیه‌ها هم سیرم
بعد تو من بی‌صدا از این شهر میرم
بعد تو من در بغض خود مردم
در لحظه‌ی آخر تورا به خدا بسپردم
بعد تو هرکه مرا دید شکست
آیینه هم از دیدن تصویر من افتاد و شکست
بعد تو بی‌تو و باتو قدم‌زنان می‌رفتم
حال که به خود آمدم راه را کج رفتم
بعد تو هرروزم در پی چشم‌های تو بود
این دل آواره هنوز هم عاشق تو بود
بعد تو من هرروزم قد یک سال پیر شدم
از این زندگی دور از تو روزبه روز سیر شدم
بعد تو بی‌کسی آمد و آوارم شد
خون و خودزنی در طی روز کارم شد
بعد تو من دل خود را به دریا دادم
جای تو را در دلم به غم‌ها دادم
بعد تو از تک‌تک این ثانیه‌ها دلگیرم
جمع کنید این بازی را من امشب می‌میرم
بعد تو اشک مرا تنها نذاشت
خواستم فراموشت کنم دلم نذاشت
بعد تو بی‌خوابی و استرس یارم شد
یادتو و خاطره‌ات همدم قلب پاره‌ام شد
بعد تو مادرم از خانه‌اش بیرونم کرد
خوردم کرد‌، شکست و نفرینم کرد
بعد تو دست به قلم به شاعری رو بردم
نامت را روی کاغذ با طلا می‌بردم
بعد تو دست‌هایم اسیر هیچکس نشد
این دل دیگر برای من هیچوقت دل نشد
بعد تو موهایم بازیچه‌ی هرکس شد
اما دل من به یاد تو پرپر شد
بعد تو شکستم و شکستن کارم شد
هر که آمد مرا دید ناراحت از این حالم شد
بعد تو زخم خوردم‌، بدی کردم، فنا رفتم
تو کجا بودی و من به خاطرت کجا رفتم
بعد تو سنگین و سخت شد دلم
اما هرروز برای تو تنگ شد دلم
بعد تو من سال‌ها صبر کردم
با این که این سال را در چند روز رد کردم
بعد تو من در خانه خود حبس شدم
من چه کردم که چنین از خاطرت پرت شدم؟
بعد تو خواب و آرامش از دلم پر زد و رفت
یک جغد شوم آمد و روی شانه‌ام پر زد و رفت
بعد تو گریه‌هایم مسخره‌ی شهر شدند
این مردم مرا نمی‌فهمیدند، با دلم بد شدند
بعد تو سرو دستم از بدی و زخم شکست
این دلم بعد از رفتن تو آرام افتاد و شکست
بعد تو من هم نابود شدم
آماده‌ی ساختن یک تابوت شدم
بعد تو غم است که همراه من است
جایی نمی‌رود انگار عاشق من است
بعد تو من مانند یک مرد شدم
بد شدم‌، دیوانه و سرد شدم
بعد تو سرم هروز به روز درد می‌کرد
چشم‌هایم را به خاطرت ر لحظه تر می‌کرد
بعد تو من آواره‌ی این شهر شدم
از دلتنگی تو معروف‌ترین این شهر شدم
بعد تو منم رفتم پر از درد بودم
اما تک و تنها در یک جای سرد بودم
بعد تو هیچکس مرا مثل قبل نکرد
حتی یادت هم حال مرا خوب نکرد
•••
اثر:نیلوفرعظیمی
 
آخرین ویرایش:

محنیل

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
5 July 2019
ارسال ها
188
امتیاز واکنش
1,180
امتیاز
190
محل سکونت
تو قلب محمدحسینم♡
"بیراهه"
•••
رفتی و نگرفتی دگر از من خبری
من همین جا می‌میرم در بی‌خبری
بی‌تو من در حسرت تو می‌مانم
در تنهایی خود پای دلم می‌مانم
بگو که می‌مانی اگر بگویم که نرو
ای دلم او دگر اینجا نیست به بیراهه مرو
•••
شاعر: نیلوفرعظیمی
 

محنیل

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
5 July 2019
ارسال ها
188
امتیاز واکنش
1,180
امتیاز
190
محل سکونت
تو قلب محمدحسینم♡
"عشقم"
•••
عشقم تو ندیدی که چه با من کردند
این عشق را گناه خطاب می‌کردند
عشقم دل من هنوز درگیر تو است
چشم‌هایم هنوز میخ لبخند تو است
عشقم دل من عاشق و دیوانه‌ی توست
نرو دل و جان من بسته به توست
عشقم به لبم قفل سکوت آویختند
خواستم بگویم که بمان، مرا به دار آویختند
عشقم در کوچه پس کوچه‌ی شهر به تو فکر می‌کردم
هنوز تو را کنار خود حس می‌کردم
عشقم بعد تو از بس من گریه کردم کور شدم
از همه‌ی انسان‌ها و مردم و دور شدم
عشقم در دلم هنوز عزاداری توست
تو که رفتی و ندیدی قلبم دلبسته‌ی توست
عشقم کوچه‌های شهر را با خود آشنا کردم
از بس که از غم و دوری کوچه‌ها را متر کردم
عشقم بنشین کمی با من حرف بزن
اصلا خفه‌ام کن به صورتم مشت بزن
عشقم دل من هوس صدای تو را دارد
حرف بزن تا که بگویم این من چقدر تو را دوست دارد
عشقم نفسم از نبودنت می‌گیرد
چشم‌هایم هر شب خواب دستان تو را می‌بیند
عشقم بنشین کنارم حال مرا خوب بکن
بگذار حرف بزنم تو هیچی نگو تو فقط گوش بکن
عشقم بگو که دل تو تنگ من است
چشم‌هایت در هوس دیدنم است
عشقم با تو دلم قرص تو بود
رفتی و دگر کسی پشتم نبود
عشقم با دل من بازی‌ها کردند
حرف‌هایم را به تمسخر مرا اذیت‌ها کردند
عشقم عید آمد و تو کنار من هم نیستی
حداقل راحتم کن بگو راضی به رفتن نیستی
عشقم بمان و نگه‌ام دار نگذار بروم
عاشقم باش و بگو می‌خواهم نروم
•••
شاعر: نیلوفرعظیمی
 

محنیل

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
5 July 2019
ارسال ها
188
امتیاز واکنش
1,180
امتیاز
190
محل سکونت
تو قلب محمدحسینم♡
شعر لکی
(نچو)

***
عِه لا وَقتی چینَه عِه وَر چَمِیلِم
(از وقتی که از جلوی چشم‌هام رفتی)
خین ها دِلِم خوَشی اَرا ووژِم نِمِیلِم
(دلم خون شده و دیگه هیچ دلخوشی ندارم)

دِلِم تَنگَه هَر رو هِه ها مَکیشِم آخِت
(دلم برات تنگ شده و هر روز دارم از دوریت آه میکشم)
کاش گِل باری نِیلی ایقَه بِکیشِم داخِت
(کاش برگردی و نذاری اینقد حسرت بخورم)

وِتِم نچو بِچی دِلِم بی‌تو مِریدِن
(گفتم نرو بری دلم بی تو میمیره)
هَر روز و شوء گیرَه کِه بهانِه تو گِریدِن
(روز و شب گریه میکنه و بهانه‌ی تورو میگیره)

وِتِم نَچو خُصَت وَه بان جَرگِم
(گفتم نرو درد غصه‌هات بیوفته به جون من)
بِنیش، عِه لام بِمین تا روژ مَرگِم
(بشین، کنارم باش تا روزی که میمیرم)

وِتِم نَچو داخِت فِرَه سَنگینَه
(گفتم نرو داغت برام خیلی سنگینه)
بومه نذر دَمِت که ایقه رَنگینَه
(فدای اون لب‌های قشنگت بشم)

وِتِم نَچو خین کَم وَه بانِت
(گفتم نرو برات خون میریزم)
وَتی وَه مِه رَبطی نِری خرآو بو حالِت
(گفتی به من ربطی نداره حالت خراب بشه)

وِتِم ای دِتَه بی‌تو هَلاکَه
(گفتم این دختر بدون تو میمیره)
وَتی باید بِچِم تو هَم حلال کَه
(گفتم باید برم تو هم حلالم کن)

***
شاعر: نیلوفرعظیمی
 

محنیل

کاربر سایت
کاربرسایت
عضویت
5 July 2019
ارسال ها
188
امتیاز واکنش
1,180
امتیاز
190
محل سکونت
تو قلب محمدحسینم♡
شعر لکی
(واران)

***

هامَ ژیر واران، داخ عِه نوم سینَه
(زیر بارون ایستادم و توی سینه‌ام داغه)
داخِ روژی که وَتیای عاشِقِم بینَه
(داغ اون روزی که گفتی عاشقم شدی)

ایسَه چیدِن دِلِم پِر نویی خینَه
(الان رفتی و دلم پر از خون شده)
هامَ یِسَر گیرَه عِه وَقتی چینَه
(همش در حال گریه‌ام از وقتی رفتی)

تو بید وَتیدن بی‌وَفا، عاشِق و وابَستِه‌ی مِنِد
(بی‌وفا تو بودی گفتی عاشق و وابسته‌ی منی)
تو بید وَتیدِن وَه خدا، وَه مَه بَسایدِنَ دِلِد
(تو بودی گفتی به خدا دلم و به تو بستم)

چیدِن وَه لام اِی عِشقَگَم، دِلِم وَه دوریِت نالی
(از پیشم رفتی ای عشق من، دلم از دوریت می‌ناله)
دِلِی که کُل زِندِگی کُلی وَه پای تو رِشانی
کُلی وَه پای تو رِشانی
(دلی که کل زندگیش و، همش و به پای تو ریخت، همش و پای تو ریخت!)
***

شاعر:نیلوفرعظیمی
 

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 1) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 0, کاربران: 0, مهمانان: 0)

بالا