داستان های کوتاه طنز

کسانی که این موضوع را دیده‌اند (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)

  • انجمن رمان ایران تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است. ★ از قرار دادن هرگونه فعالیتی در انجمن که خلاف شئونات جمهوری اسلامی ایران باشد، خودداری کنید؛ زیرا با فرد خاطی برخورد رسمی می‌شود. ★

Mobina

مدیر بازنشسته
بازنشسته انجمن
133
3,170
زمان آنلاینی
0
190
داستان طنز

یه روز چرچیل در مجلس عوام سخنرانی داشت. یه تاکسی می گیره و وقتی به محل میرسن به راننده میگه اینجا منتظر باش تا من برگردم. راننده میگه نمیشه چون میخوام برم خونه و سخنرانی چرچیل رو گوش کنم.
چرچیل از این حرف خوشش میاد و به راننده ۱۰پوند میده.
راننده میگه : گور بابای چرچیل ، هروقت خواستی برگرد !.
.
می گویند “مریلین مونرو” یک وقتی نامه ای به “آلبرت اینشتین” نوشت با این مضمون که :
فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ تو ، چه محشری می شوند ؟!؟!
“اینشتین” در جواب نوشت :
ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم ؛ واقعا هم که چه غوغایی می شود ولی این یک روی سکه است ، فکرش را بکنید که اگر قضیه برعکس شود چه رسوایی بزرگی برپا می شود !
.
.
روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت و گفت :
آقای شاو وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده است !
برنارد شاو هم سریع جواب میدهد :
بله ! من هم هروقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید !

.
روزی نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید :
شما برای چی می نویسید استاد ؟
برنارد شاو جواب داد : برای یک لقمه نان !
نویسنده جوان برآشفت که : متاسفم ! برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم !
و برنارد شاو گفت :
عیبی نداره پسرم ، هرکدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداریم !
.
.
نانسى آستور (اولین زنى که در تاریخ انگلستان به مجلس عوام بریتانیاى کبیر راه یافته و این موفقیت را در پى سختکوشى و جسارتهایش بدست آورده بود) روزى از فرط عصبانیت به وینستون چرچیل رو کرد و گفت : من اگر همسر شما بودم توى قهوه تان زهر مى ریختم.
چرچیل (با خونسردى تمام و نگاهى تحقیر آمیز) : من هم اگر شوهر شما بودم مى خوردمش !
.
.
میگن یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته رد میشده که از رو به رو یکی از رقبای سیاسی زخم خوردش میرسه ، بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن ، رقیبه میگه من هیچوقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه !!!
چرچیل در حالیکه خودش رو کج میکرده میگه : ولی من اینکارو می کنم !
 

Mobina

مدیر بازنشسته
بازنشسته انجمن
133
3,170
زمان آنلاینی
0
190
دو خلبان نابینا که هر دو عینک های تیره به چشم داشتند ، در کنار سایر خدمه پرواز به سمت هواپیما آمدند ، در حالی که یکی از آنها عصایی سفید در دست داشت و دیگری به کمک یک سگ راهنما حرکت می کرد. زمانی که دو خلبان وارد هواپیما شدند ، صدای خنده ناگهانی مسافران فضا را پر کرد. اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابین پرواز رفته و پس از معرفی خود و خدمه پرواز ، اعلام مسیر و ساعت فرود هواپیما ، از مسافران خواستند کمربندهای خود را ببندند !!!
در همین حال ، زمزمه های توام با ترس و خنده در میان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند ، یک نفر از راه برسد و اعلام کند این ماجرا فقط یک شوخی یا چیزی شبیه دوربین مخفی بوده است. اما در کمال تعجب و ترس آنها ، هواپیما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت. هر لحظه بر ترس مسافران افزوده میشد چرا که می دیدند هواپیما با سرعت به سوی دریاچه کوچکی که در انتهای باند قرار دارد ، می رود. هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه میداد و چرخ های آن به لبه دریاچه رسیده بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و فریاد کردند. اما در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه چیز آرام آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد.
در همین هنگام در کابین خلبان ، یکی از خلبانان به دیگری می گوید : باب ، یکی از همین روزا بالاخره مسافرها چند ثانیه دیرتر شروع به جیغ زدن می کنن و اون وقت کار همه مون تمومه
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Kimia_rh، mohamad_h، Sspring و 4 کاربر دیگر

Mobina

مدیر بازنشسته
بازنشسته انجمن
133
3,170
زمان آنلاینی
0
190
یک زوج در اوایل ۶۰ سالگی ، در یک رستوران کوچیک رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن. ناگهان یک پری کوچولوِ قشنگ سر میزشون ظاهر شد و گفت : چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستین و در تمام این مدت به هم وفادار موندین ، هر کدومتون می تونین یک آرزو بکنین. خانم گفت : اووووووووووووووووه ! من میخوام به همراه همسر عزیزم ، دور دنیا سفر کنم . پری چوب جادووییش رو تکون داد و اجی مجی لا ترجی و دوتا بلیط برای خطوط مسافربری جدید و شیک در دستش ظاهر شد.
حالا نوبت آقا بود ، چند لحظه فکر کرد و گفت : خب ، این خیلی رمانتیکه ولی چنین موقعیتی فقط یک بار در زندگی آدم اتفاق می افته ، بنابراین ، خیلی متاسفم عزیزم ولی آرزوی من اینه که همسری ۳۰ سال جوانتر از خودم داشته باشم. خانم و پری واقعا ناامید شده بودن ولی آرزو ، آرزوه دیگه !!!
پری چوب جادوییش و چرخوند و اجی مجی لا ترجی
و آقا ۹۰ ساله شد !
 

Mobina

مدیر بازنشسته
بازنشسته انجمن
133
3,170
زمان آنلاینی
0
190
صدای زنگ تلفن – دخترک گوشی رو بر میداره – سلام . کیه؟ – سلام دختر خوشگلم منم بابایی! مامانی خونه است؟ گوشی رو بده بهش! – نمیشه! – چرا؟ – چون با عمو حسن رفتن تو اطاق خواب طبقه بالا در رو هم رو خودشونبستن! … سکوت … – بابایی ما که عمو حسن نداریم! – چرا داریم. الآنپهلو مامانه. – ببین عزیزم. اینکاری که میگم بکن. برو بزن به در و بگوبابا اومده خونه! – چشم بابا! … … چند دقیقه بعد … – بابا جون گفتم. – خوب چی شد؟ – هیچی. همینکه گفتم یهو صدای جیغ مامانم اومد بعد با عجلهاز اطاق اومد بیرون همینطور که از پله ها میدوید هول شد پاش سر خورد باکله اومد پایین. نمیدونم چرا تکون نمیخوره دیگه؟ – خوب عمو حسن چی؟ – عموحسن از پنجره پرید توی استخر. ولی پریروز آب استخر رو خودت خالی کرده بودییک صدای بامزه ای داد نگو! هنوز همون تو خوابیده! – استخر؟ کدوم استخر؟ببینم شماره ۹۹۹۹۹۹۹ نیست؟ – نه! – ببخشین مثل اینکه اشتباه گرفتم!!!
 
موضوعات مشابه
نویسنده موضوع عنوان تالار پاسخ‌ها تاریخ
E_hA داستان‌های کوتاه علی سلطانی داستانک و حکایت‌های ایرانی 2
E_hA داستان‌های کوتاه عاشقانه داستانک و حکایت‌های ایرانی 1
E_hA داستان های کوتاه و آموزنده برای نوجوانان داستانک و حکایت‌های ایرانی 8
E_hA داستان های کوتاه روزبه معین داستانک و حکایت‌های ایرانی 9
•*ŋegar•* داستان‌های‌طنز کوتاه ʕ•̫͡•ʕ•̫͡•ʔ•̫͡•ʔ مطالب طنز 10
PsYcHo داستان های کوتاه آلمانی داستان های کوتاه خارجی 2
Asteria ▶داستان های کوتاه متنوع◀ داستانک و حکایت‌های ایرانی 21
Fatemehmacani70 آموزش داستان های خارجی معروف متفرقه 0
Mj12 کتاب های شعر و داستان اندروید اندروید 83
Mahdiye17 بیوگرافی بیوگرافی ابراهیم جوادی به همراه داستان زندگی شخصی و عکس های اینستاگرامی بیوگرافی ورزشکاران و قهرمانان 0
HASNA معرفی قصه و کتاب داستان های کودکان داستان کودکانه به قلم نویسندگان 2
☆^دوستدار_زندگی^☆ اخبار بهترین فیلم های جانی دپ + خلاصه داستان و حقایق پشت صحنه اخبار سینما و تلویزیون 2
HASNA درحال تایپ داستان کودک قصه‌های شب های پر ستاره|حسنا(هکرقلب)کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 2
Asteria داستان های ترسناک و ماورایی متا فیزیک 3
K جمع آموری کتاب داستان برای کودکان متفرقه 0
Love_the_rain درحال تایپ داستان شروع دوباره |Love_the_rain کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 4
Love_the_rain درحال تایپ داستان کوتاه،کادوی روز زن |Love_the_rainکاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 1
Love_the_rain درحال تایپ داستان کوتاه لاغری | love the rain کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 1
Arezoo.M درحال تایپ داستان کوتاه ماتیسا | گل سرخ کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 6
مریم سعادتمند درحال تایپ مجموعه داستان کودک دیو کوچولوی مهربون | مریم سعادتمند کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 4
مریم سعادتمند درحال تایپ داستان کوتاه رقصنده‌ی ضمیر | مریم سعادتمند کاربر انجمن ایران داستان‌های درحال تایپ 38
شکآرچی مهم همگانی_ تاپیک جامع درخواست نقد داستان کوتاه | انجمن رمان ایران درخواست نقد 0
شکارچی مهم اعلام پایان داستان کوتاه کاربران| انجمن رمان ایران قوانین و اطلاعیه‌ها 0
شکارچی آموزشی عناصر داستان به مشابه یه ارکستر| انجمن رمان ایران آموزش نقد نویسی 17
ოεℓɨŋム درحال تایپ داستان کوتاه طلسم گرگینه|ოεℓɨŋム کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 2
ف درحال تایپ داستان کوتاه تخم مرغ داستان‌های درحال تایپ 0
Niaz.kh درحال تایپ داستان هم‌کلاسی| نیاز خدایی کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 2
Albatross اخبار داستان اهنگ.Stay Gold. اخبار موسیقی ایران و جهان 0
Albatross اخبار داستان آهنگ.Your Eyes Tell. اخبار موسیقی ایران و جهان 0
Albatross داستان کوتاه پاهای هری! داستان های کوتاه خارجی 1
silvermoon داستان طنز فرق نیمرو درست کردن خانم‌ها با آقایون مطالب طنز 0
silvermoon داستان طنز سیندرلا ایرانی مطالب طنز 0
Narges_D داستان مرغ کنتاکی روانشناسی 0
Narges_D يک داستان روانشناسی 0
R داستان فیلم بروکلین بی مادر خارجی 0
Narges_D داستان هاي روانشناسي روانشناسی 0
jja90 داستان‌ کوتاه این،من هستم؟ | jja90 کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های پایان یافته 15
ysmn♡nfs درحال تایپ داستان کوتاه ریشه در خاکستر | یاسمن کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 2
B کامل شده داستان نسیم خنک | BlackBerry کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های پایان یافته 19
محنیل درحال تایپ داستان کوتاه "طلسم پریزاد" | نیلوفرعظیمی کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 0
E_hA درحال تایپ داستان کوتاه فراموشی تلخ||Habib| کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 5
R داستان فیلم جنگ ستارگان Rise of Skywalker خارجی 0
محنیل درحال تایپ داستان‌ کوتاه همبازی من| نیلوفرعظیمی کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 1
PsYcHo داستان اتاق آبی از سهراب سپهری داستانک و حکایت‌های ایرانی 3
ق آموزشی اعلام برندگان مسابقه داستان کوتاه زبان انگلیسی 0
ق آموزشی اعلام آمادگی جهت شرکت در چالش داستان کوتاه انگلیسی زبان انگلیسی 7
Delaram درحال تایپ مجموعه داستان کودک حیوانات مزرعه| دلارام کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 0
معرفی قصه و کتاب داستان برای کودکان دبستانی ۷ تا ۱۲ ساله متفرقه 10
•*ŋegar•* داستان ضرب المثل مطالب سرگرمی و ضرب المثل ومعما/طالع بینی 5
M کامل شده داستان کوتاه قبلا پرنده بودم | mk7697 کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های پایان یافته 16

موضوعات مشابه

کسانی که این موضوع را دیده‌اند (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)