داستان کوتاه| انجمن رمان ایران

کسانی که این موضوع را دیده‌اند (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)

  • انجمن رمان ایران تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است. ★ از قرار دادن هرگونه فعالیتی در انجمن که خلاف شئونات جمهوری اسلامی ایران باشد، خودداری کنید؛ زیرا با فرد خاطی برخورد رسمی می‌شود. ★

Arian

کاربر شناخته شده
کاربر عادی انجمن
1
2
زمان آنلاینی
0
20
نام داستان:یک روز پُر امید
خالق اثر:حمید رستگار
ژانر:اجتماعی
طفلکی ۹ سال داشت و نامش امید بود و به جای اینکه روزش را با کارتون موش و گربه شروع کند همچون موشی بی خانمان بر زیر خروارها کارتون با گربه اش که پشمالو صدایش میکرد خوابیده بود، تا اینکه بی رمق انها را کنار زد و با حالتی بی امید امیخته با نفرت بلند شد و بندهای کفش پاره اش را بست و رهسپار خیابان ازادی شد تا شاخه گل های یاس که شب قبلش خریده بود را بفروشد تا روزی دیگر با سوزی سهمگین در چشمانش به این زندگی پُردرد و سرد خود ادامه دهد
به ان خیابان رسید و میان ان همه ماشین مانند ماری زخمی می خزید و چشمانش را به چشمان سرشار از فحش رانندگان گره میزد تا شاید ترحمی به اندازه فاصله ی میان چراغ قرمز و سبز نصیبش شود تا اینکه چراغ سبز تابلو بی تابی تند او را در پی داشت همزمان رنگ افسوس در دل کوچکش نقش بست با فهم اینکه حتی یک شاخه از گلها را نفروخته است ،نا امیدانه تر از همیشه از انجا خارج شد و اقبال خود را در جایی دیگر تملق می کرد.
گویی از تمام دنیا همان گربه را داشت که درکش می کرد و بس؛ترسان ترسان روبه جلو پیش می رفت و هوا هم ابری بود و هر هنگام انتظار بارش باران را طلب می کرد
در مقابل خود چند پسربچه هم سن و سال خود را دید که ظاهرا از مدرسه تعطیل شده بودند و در رویاهای خود عاشقانه دوست داشت به جای یکی از انها باشد گویی درس و مشق و مدرسه رفتن را فقط توی خواب های اشفته ی خود تصور می کرد،به هر حال ان پسربچه ها با دیدن حالت ژولیده و بزرگ نما بودن از سنش او را به باد تمسخر و تحقیر گرفتند و امید سرافکنده و خجالت زده از همه جا سر در گریبان خود فرو برد با سکوتی تهوع امیز از کنار انها رد شد تا به پارکی رسید که بیشتر افراد پیر و فرتوت در انجا پرسه می زدند،ناگهان صدایی لرزان و نارسا که امید را مخاطب قرار میداد توجهش را به خود جذب کرد،صاحب صدا پیرزنی بود با کمری خمیده و دست به عصا و رخ نمایی دریده شده از دست روزگار روی صندلی چوبی مندرس سمت چپ امید جاخوش کرده بود و با عصای خود اشاره میداد که بیا اینجا، بیا اینجا پسر خوب ؛امید با کنجکاوی امیدباورانه خود به سمت پیرزن قدم برداشت و در کنار او حاظر شد پیرزن با تحکم از او پرسید که همه ی گل ها رو چند میفروشی؟ انگار امید قند در دلش اب کرده بودی،سریعا به پیرزن گفت: ۲۰ هزار تومان پیرزن هم بدون چونه زنی معطل بار مبلغ گفته شده را پرداخت نمود و گل ها را گرفت و امید از سرور و شادی در پوست خودش نمی گنجید در ان لحظه به اسمان خیره شد و در خود با تشویش تنیده شد و اشک هایش را با تبانی باران شُست و با خیالی مخدوش در فراسوی حسرت هایش غرق شد...
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Sspring و Hamta.Amiri
موضوعات مشابه
نویسنده موضوع عنوان تالار پاسخ‌ها تاریخ
Love_the_rain درحال تایپ داستان کوتاه،کادوی روز زن |Love_the_rainکاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 1
Love_the_rain درحال تایپ داستان کوتاه لاغری | love the rain کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 1
Arezoo.M درحال تایپ داستان کوتاه ماتیسا | گل سرخ کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 6
مریم سعادتمند درحال تایپ داستان کوتاه رقصنده‌ی ضمیر | مریم سعادتمند کاربر انجمن ایران داستان‌های درحال تایپ 38
شکآرچی مهم همگانی_ تاپیک جامع درخواست نقد داستان کوتاه | انجمن رمان ایران درخواست نقد 0
شکارچی مهم اعلام پایان داستان کوتاه کاربران| انجمن رمان ایران قوانین و اطلاعیه‌ها 0
ოεℓɨŋム درحال تایپ داستان کوتاه طلسم گرگینه|ოεℓɨŋム کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 2
jja90 داستان‌ کوتاه این،من هستم؟ | jja90 کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های پایان یافته 15
ysmn♡nfs درحال تایپ داستان کوتاه ریشه در خاکستر | یاسمن کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 2
محنیل درحال تایپ داستان کوتاه "طلسم پریزاد" | نیلوفرعظیمی کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 0
E_hA درحال تایپ داستان کوتاه فراموشی تلخ||Habib| کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 5
محنیل درحال تایپ داستان‌ کوتاه همبازی من| نیلوفرعظیمی کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 1
M کامل شده داستان کوتاه قبلا پرنده بودم | mk7697 کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های پایان یافته 16
joker_bah*** کامل شده داستان کوتاه آخرین غروب خورشید | joker_ban*** کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های پایان یافته 45
E_hA داستان کوتاه گورایسانا | حبیب.آ کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 2
? کامل شده داستان کوتاه سارنیا| avin._.ar کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های پایان یافته 20
M کامل شده داستان کوتاه آجودانیه|mohamad_h کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های پایان یافته 22
کامل شده داستان کوتاه سیاره فاراوات | مهدی.ج کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های پایان یافته 45
HASNA درحال تایپ داستان کوتاه رقص با شیطان|حسنا(هکر قلب )کاربر انجمن ایران رمان داستان‌های درحال تایپ 14
HASNA کامل شده داستان کوتاه نقابی از هفت چهره|حسنا(هکرقلب)کاربر انجمن ایران رمان داستان‌های پایان یافته 15
غزل نارویی کامل شده داستان کوتاه ویولن آتشین|غزل نارویی کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های پایان یافته 15
ف درحال تایپ داستان کوتاه تخم مرغ داستان‌های درحال تایپ 0
Albatross داستان کوتاه پاهای هری! داستان های کوتاه خارجی 1
E_hA داستان‌های کوتاه علی سلطانی داستانک و حکایت‌های ایرانی 2
E_hA داستان‌های کوتاه عاشقانه داستانک و حکایت‌های ایرانی 1
E_hA داستان های کوتاه و آموزنده برای نوجوانان داستانک و حکایت‌های ایرانی 8
E_hA داستان های کوتاه روزبه معین داستانک و حکایت‌های ایرانی 9
ق آموزشی اعلام برندگان مسابقه داستان کوتاه زبان انگلیسی 0
ق آموزشی اعلام آمادگی جهت شرکت در چالش داستان کوتاه انگلیسی زبان انگلیسی 7
•*ŋegar•* داستان‌های‌طنز کوتاه ʕ•̫͡•ʕ•̫͡•ʔ•̫͡•ʔ مطالب طنز 10
helia_L داستان کوتاه درباره اتحاد داستان کودکانه به قلم نویسندگان 0
Moonlight درحال تایپ "داستان کوتاه" بنویسیم. داستان‌های درحال تایپ 1
A داستان کوتاه درباره اتحاد داستان کودکانه به قلم نویسندگان 0
HASNA کامل شده داستان کوتاه جهنم سبز|حسنا(هکر قلب)کاربر ایران رمان داستان‌های پایان یافته 15
Mr.Shahin ی داستان کوتاه جالب .. داستانک و حکایت‌های ایرانی 1
|AräM| داستان کوتاه ساعت بزرگ داستان های کوتاه خارجی 0
|AräM| داستان کوتاه نژاد انسان داستان های کوتاه خارجی 0
|AräM| داستان کوتاه " The purpose of life " داستان های کوتاه خارجی 0
|AräM| داستان کوتاه " Funny story Of Elevator " داستان های کوتاه خارجی 0
|AräM| داستان کوتاه ماهی گیری " Go Fishing " داستان های کوتاه خارجی 0
|AräM| داستان کوتاه گاوچران "Cowboy" داستان های کوتاه خارجی 0
|AräM| داستان کوتاه سطح اولیه "Sean and the birthday" داستان های کوتاه خارجی 0
PsYcHo داستان های کوتاه آلمانی داستان های کوتاه خارجی 2
Asteria ▶داستان های کوتاه متنوع◀ داستانک و حکایت‌های ایرانی 21
Mobina داستان های کوتاه طنز داستانک و حکایت‌های ایرانی 3
Love_the_rain درحال تایپ داستان شروع دوباره |Love_the_rain کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 4
مریم سعادتمند درحال تایپ مجموعه داستان کودک دیو کوچولوی مهربون | مریم سعادتمند کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 4
شکارچی برتر داستان خلسه شکار | نسترن کاربر انجمن رمان ایران آثار درحال تایپ برتر 22
شکارچی آموزشی عناصر داستان به مشابه یه ارکستر| انجمن رمان ایران آموزش نقد نویسی 17
Niaz.kh درحال تایپ داستان هم‌کلاسی| نیاز خدایی کاربر انجمن رمان ایران داستان‌های درحال تایپ 2

موضوعات مشابه

کسانی که این موضوع را دیده‌اند (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)