درحال تایپ رمان نخوت | ترلان محمدی کاربر انجمن رمان ایران

کسانی که این موضوع را دیده‌اند (تعداد: 3) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)

  • انجمن رمان ایران تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است. ★ از قرار دادن هرگونه فعالیتی در انجمن که خلاف شئونات جمهوری اسلامی ایران باشد، خودداری کنید؛ زیرا با فرد خاطی برخورد رسمی می‌شود. ★

TaRlaN~m

مدیر بازنشسته
بازنشسته انجمن
کاربر طلایی انجمن
124
338
زمان آنلاینی
8d 21h 51m
150
نام رمان: نخوت
ژانر: اجتماعی، خانوادگی، عاشقانه، رازآلود، درام
نویسنده: ترلان محمدی
ناظر: @Dark Girl

خلاصه: در دنیای چند وجهی امروزی، بسیارند کسانی‌که در یک‌شب زندگی سرشار از رنگشان، محدود به دو رنگ سیاه و سفید می‌شود و به اصطلاح خودمان؛ یک‌شبه از عرش به فرش می‌رسند. هم چنین کم نداریم کسانی‌که صبح از خواب بیدار می‌شوند و برگ برنده‌ی لاتاری در دستانشان می‌افتد و به تمام رویاهایشان می‌رسند. این مهم است که کجای دنیای هزار رنگ ایستاده باشی و چرخ و فلک دنیا برایت چگونه بچرخد.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: Aragol، شکارچی، Alma و 1 شخص دیگر

AHooora

مدیر بازنشسته
بازنشسته انجمن
کاربر V.I.P انجمن
38
60
زمان آنلاینی
18h 14m
40
1.png

بسم آفریدگار قلم
ضمن خوش آمد، از اینکه مارا مفتخر ساختید و آثار ارزشمند خود را در انجمن رمان ایران به اشتراک گذاشته‌اید سپاس گذاریم.

قبل از شروع تایپ آثار خود، قوانین تایپ رمان در انجمن رمان ایران را با دقت مطالعه فرمایید:

✅قوانین جامع تایپ رمان

در صورت بروز مشکل و راهنمای برای تایپ رمان در تایپک زیر پرسش خود را مطرح کنید:

✅تایپک جامع پرسش و پاسخ

شما می‌توانید پس از ارسال ۲۰ پارت از رمان و یا ۱۵ پارت از داستان خود در تایپک زیر درخواست جلد دهید:
✅تایپک جامع درخواست جلد

و پس از گذشت ۲۰ پارت از رمان و یا ۱۰ پارت از داستان خود در تایپک زیر درخواست تعیین سطح قلم دهید:

✅تایپک جامع درخواست تعیین سطح

همچنین پس از گذشت ۳۵ تا ۴۰ پارت از رمان خود و یا ۲۰ پارت از داستانتان در تایپک زیر درخواست منتقد دهید:
✅تایپک جامع درخواست نقد برای رمان
✅تایپک جامع درخواست نقد برای داستان کوتاه

و پس از اتمام اثر خود در تایپک زیر پایان رمان و یا داستان خود را اعلام کنید:
✅تایپک جامع اعلام پایان رمان

✅تایپک جامع اعلام داستان کوتاه

انجمن رمان ایران در صدد بر آمده است که اثر شما بی هیچ عیبی تایپ و بر روی سایت اصلی منتشر شود به همین سبب از پارت ابتدایی آثارتان برای شما ناظر در نظر گرفته شده است!
ناظر اثر شما در خصوصی به شما پیام خواهد داد!

۱. از نگاشتن محتوا و سوژه های تکراری خودداری کنید!
۲. از نوشتن کلمات ممنوعه و هرگونه صحنه که برخلاف عرف جامعه است به شدت بپرهیزید!
۳. پس از ارسال هر پارت ناظر خود را مطلع سازید!

درخشش و موفقیت شما آرزوی قلبی ماست.

✅اکنون اثر شما مورد تایید قرار گرفته است و شما قادر به پست گذاری می‌باشید!

قلمتان پایدار|تیم مدیریت بخش کتاب
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Telma _<، Aragol و شکارچی

TaRlaN~m

مدیر بازنشسته
بازنشسته انجمن
کاربر طلایی انجمن
124
338
زمان آنلاینی
8d 21h 51m
150
بچه که بودم همیشه وقتی کسی رو تو ماشین‌های شاسی بلند و گرون قیمت می‌دیدم یا وقتی بابا می‌بردمون محله‌های بالاشهر، از خودم می‌پرسیدم فرق ما با این آدما چیه؟! چرا بابای من باید هر روز صبح زود بره سرکار و شب خسته و کوفته بیاد و بازم همش از پول نداشتن گله کنه و این آدما هرشبشون یجوری بگذره! یه زمانی بود که درآمد بابا کفاف زندگیمون رو نمی‌داد و به همین خاطر مامان مجبور بود تو خونه‌ها کار کنه و همیشه برام کلی لباس می‌آورد که برای بچه‌های همون خونه‌ها بود. شاید مسخره باشه اما همیشه دلم می‌خواست یک‌بار هم که شده اون لباسا نو باشن اما... .
با ایستادن ماشین جلوی درب شرکتی که شاید کل زندگی‌ام را عوض می‌کرد؛ از خاطرات کلافه کننده‌ی گذشته و کودکی‌ای که تا به همین حالا حسرت‌هایش را به رخ می‌کشید؛ خارج شدم. با هر قدمی که به دفتر ریاست نزدیک‌تر می‌شدم حرف‌های آن ملکه‌ی بدجنس و خبیس بیشتر در گوشیم می‌پیچید:
- یادت باشه تو اون‌جا برای کار نمی‌ری پس حواست رو جمع کن و کاری که بهت سپردم رو درست انجام بده.
جلوی میز منشی ایستادم و نفس عمیقی کشیدم. رو به دختر جوانی که آرایش نسبتا غلیظی داشت گفتم:
- عذر می‌خوام. آقای اردلان هستن؟!
دختر نگاهی به سرتا پایم انداخت و گوشه چشمی نازک کرد و با عشوه‌ای خودساخته در پاسخم گفت:
- وقت قبلی داشتی؟
چشمی هول دفتر کوچکش که ترکیبی از رنگ‌های شیری و کرم بود انداختم و با صدایی که سرشار از تمسخر بود؛ گفتم:
- از طرف کوروش خان اومدم.
به وفور رنگ باختنش را میشد حس کرد. با لرز به مبلمان جلوی میزش اشاره کرد و گفت:
- تشریف داشته باشین؛ داخل جلسه هستن.

سری تکان دادم و روی مبل دونفره‌ی چرم کرم رنگ جا خوش کردم.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Dark Girl و Telma _<

TaRlaN~m

مدیر بازنشسته
بازنشسته انجمن
کاربر طلایی انجمن
124
338
زمان آنلاینی
8d 21h 51m
150
نزدیک نیم ‌ساعتی کل دفتر را زیر نظر داشتم تا بالاخره درب دفترش بازشد و به همراه سه مرد دیگر از دفتر خارج شد. دقیقا همانگونه که تعریفش را شنیده بودم بود. نفهمید چگونه با افرادش خداحافظی کند و به سمت من با شتاب یورش برد. با همان لبخند کریه و نگاه نافذی که بین من و منشی‌اش می‌گذشت. لبانش را تر کرد و گفت:
- خانوم کی باشن؟
منشی خواست حرفی بزند که با بلند شدنم مانع باز شدن زبانش شدم. چندقدمی برداشتم تا فاصله بینمان کمتر شود و با چشم و ابرویی که سعی در دلبری کردن داشتند گفتم:
- پرهام هستم؛ ماهور پرهام. از طرف کوروش خان اومدم. گفتن دستیار می‌خواین.
دستی به رویم دراز کرد که سری تکان دادم و سرم را به زیر انداختم. باید کارم را خوب انجام می‌دادم تا اعتمادش جلب شود. پوزخند زنان به سمت درب دفترش رفت و درب را برایم نگه داشت. پیرمرد هیز اما جنتلمنی بود. میشد به خوبی فهمید که چقدر دقیق تمام حرکاتت را زیر نظر دارد. سنگینی نگاهش رو تک تک سلول‌های بدنم احساس میشد و این برای من حس ناخوشایندی داشت اما باید تحمل میکردم. وارد دفتر سراسر سیاه و سفیدش شدم. با گیجی به سمتش چرخیدم که درب دفتر را بست و روانه‌ی مبلمان راحتی سفیدش شد. انگار درجایم خشک شده بودم که با صدایش به خودم آمدم.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Dark Girl

niloofarsaboonchi

کاربر شناخته شده
کاربر عادی انجمن
1
0
زمان آنلاینی
56m
10
نام رمان: نخوت
ژانر: اجتماعی، خانوادگی، عاشقانه، رازآلود، درام
نویسنده: ترلان محمدی
ناظر: @Dark Girl

خلاصه: در دنیای چند وجهی امروزی، بسیارند کسانی‌که در یک‌شب زندگی سرشار از رنگشان، محدود به دو رنگ سیاه و سفید می‌شود و به اصطلاح خودمان؛ یک‌شبه از عرش به فرش می‌رسند. هم چنین کم نداریم کسانی‌که صبح از خواب بیدار می‌شوند و برگ برنده‌ی لاتاری در دستانشان می‌افتد و به تمام رویاهایشان می‌رسند. این مهم است که کجای دنیای هزار رنگ ایستاده باشی و چرخ و فلک دنیا برایت چگونه بچرخد.
کی تموم میشه پس این رمان کنجکاوم ببینم اخرش چی میشه :blushsmiley:
 
  • Poker
واکنش‌ها[ی پسندها]: شکارچی
موضوعات مشابه
نویسنده موضوع عنوان تالار پاسخ‌ها تاریخ
IRAN_BOT سامره خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT AvRiNa خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT vista123 خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT GrantGustin خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT fatemeh bano خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT آیدا.ق خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Tommy خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT niloofarsaboonchi خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT lilaamapp خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Hana_212 خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Z.m.g خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Nazanin_Banoo خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT سارا حیدریان خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Zhaleh خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT pooya.ghaderi خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT mahyaelec خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT ibistonbeauty خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT ☆NEGAR☆ خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT nyn.n خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT setare2020 خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Raha_mmsr خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT fati/ خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Špicÿ Girł خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Zahrakmi خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT KIAnaz خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT mhaya789 خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT im_princess خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT ایدا رشید خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Hona خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Hadis_hs خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT نارسیس یوسفی خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Tiara خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT negarfazoolah1 خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT carroll خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT _RAHA_ خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Yeganeh خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT ikmec خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT نورا برهان(زهرابرهانزهی) خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 1
IRAN_BOT RAHA~R خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT هدیه زندگی خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT drhoney خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Silvermon خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Ainaz خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT noor خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Hadis16 خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT میم نون خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT JnjSara خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Dorsa خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Wmortiz خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0
IRAN_BOT Shima85 خوش آمدید | انجمن رمان ایران کاربران جدید 0

موضوعات مشابه

کسانی که این موضوع را دیده‌اند (تعداد: 3) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)