• به انجمن شگفت انگیز رمان ایران بپیوندید و رمان های زیبای خود را در انجمن به اشتراک بگذارید
    به ما کمک کنید تا جامعه خود را توسعه دهیم :)
    ثبت نام ورود

قحطی بزرگ ایران در جنگ جهانی اول

Asteria

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
عضویت
21 September 2017
ارسال ها
3,715
امتیاز واکنش
7,649
امتیاز
480
سن
21
محل سکونت
TehRan
☘ بعد از تاجگذاری احمد شاه ؛ پادشاه بی کفایت قاجار در سن هجده سالگی ؛؛ بارش باران در ایران کم شد . علائم خشکسالی ظاهر شد .
نیروهای انگلیس و روسیه ؛ هر کدام نیمی از ایران را باشغال خود در آورده بودند .
کشاورزان از ترس محصولات خود را پیش فروش کردند .
خریداران غلات ؛ یا از عوامل شاه بودند یا تاجران انگلیس که بتدریج تمام محصولات را از کشاورزان خریداری کردند .
از طرفی بسیاری از انبارهای غله دچار آفت حشرات شد .
مجموعه این عوامل باعث ایجاد بزرگترین قحطی در تاریخ ایران شد . قحطی که باعث مرگ ۴۰% و در بعضی منابع تا ۵۰% از جمعیت ایران شد .
عجیب تر اینکه دولت بریتانیا ، اجازه ورود محصولات غذایی و کشاورزی را هم به ایران نمیداد .
در این وضعیت وحشتناک ؛ احمد شاه بعنوان یکی از بزرگترین محتکران محسوب میشد . بطوریکه غلات را خودش و اطرافیانش در انبارها احتکار کرده بودند و حاضر به فروشش به قیمت پایین نمیشدند و میگفتند باید به قیمت روز از ما بخرید .
این قحطی با برنامه ریزی حساب شده بریتانیا ؛ شکل گرفت .

ژنرال دنسترویل در نامه ای به دولت بریتانیا مینویسد :
بر اثر خریدهای ما ؛ قیمت غله بالا رفته و هر افزایش بمعنای مرگ بسیاری از افراد میباشد .
باز در نامه دیگری گزارش میدهد که :
قحطی در اینجا اسفناک است . .‌. اکنون که بهار شده است مردم بیرون میروند و مثل گاو ؛ در مراتع میچرند و بسیاری در حال چریدن میمیرند .

ایران حدود سه سال و نیم در اشغال نظامی انگلیس بود .

سربازان انگلیس بخاطر عدم رعایت بهداشت باعث شیوع بیماری هایی مثل وبا و آنفولانزا بودند .

قیمت گندم از خرواری ۴ تومان به ۴۰۰ تومان رسیده بود .

احمد کسروی میگوید : در سال ۱۲۹۶ که جنگ جهانی در میان بود ؛ گرانی هم پیش آمد. یک سوم مردم از میان رفتند . توانگران دست بینوایان را نمیگرفتند .خویشان و همسایگان از گرسنگی میمردند . مردگان بی کفن روی زمین میماندند .
بدتر از همه مشارکت شاه و اطرافیانش در احتکار مایحتاج عمومی بود که نشان از بی اعتنایی به تنگدستی مردمش داشت .

در زمان قحطی ؛ نانوایان از جو و یایر غلات بجای گندم استفاده میکردند .

شکل آدمها عوض شده بود . با چشمانی گود افتاده ؛ چهار دست و پا میخزیدند و علف و ریشه گیاهان را میخوردند .
هر چه از جاندار و بیجان ؛ در دسترس بود به غذای مردم تبدیل شده بود ؛ سگ ، گربه ، موش ، خر ، . . .
حتی به مرده خواری هم روی آورده بودند .
در خیابانها ، کودکان با سگها بر سر آشغالها و تتمه حیوانات میجنگیدند .

فرانسیس وایت در فروردین ۱۲۹۷ مینویسد :
در سراسر جاده ها کودکان لخت دیده میشوند که فقط پوست و استخوانند . صورتهایشان مانند پیران هشتاد ساله تکیده و چروکیده است . همه جا کمبود است . مردم مجبورند علف و یونجه بخورند . حتی دانه ها را از سرگین (مدفوع حیوانات) جدا میکنند تا نان درست کنند . در همدان چندین مورد دیده شده که گوشت انسان میخورند .
اجساد قربانیان قحطی ؛ در گوشه و کنار شهرها و جاده ها دیده میشوند . بعضی از مردم برای غذا فقط خون گوسفند گیرشان میآمد .
زنان روزها در صف نان بودند و در انتها چیزی گیرشان نمیآمد .

دکتر ساموئل جردن مینویسد :
در تهران ۴۰ هزار بینوا وجود دارد . مردم به مردار خواری روی آورده اند . زنان کودکانشان را سر راه میگذارند .
هزاران نفر در تهران و مشهد و قم و کاشان و همدان جان دادند . اجساد روی هم انباشته میشد . در گورستانها بصورت دست جمعی و بدون کفن دفن میشدند . همدان به شهر وحشت تبدیل شده بود . قحطی بزرگ مردم را به آدمخواری واداشته بود .
هر کجا قحطی تمام میشد ؛ وبا و تیفوئید شروع میشد .

بر اثر چنین فاجعه عظیمی جمعیت ایران بشدت فرو پاشید . مورخان جمعیت کشتگان را ده میلیون نفر برآورد کرده اند. جمعیت ایران در آنزمان ؛ بیست میلیون نفر گزارش شده بوده است . انگلیس و روسیه زیرکانه سعی میکنند تعداد کشتگان را کمتر جلوه دهد .

مورخان این قحطی تحمیلی از طرف دولت بریتانیا را فاجعه بار تر از حمله مغولها میدانند .
انگلیس با ممانعت از ورود غذا به ایران و احتکار مواد غذایی رسما باعث مرگ میلیونها انسان در ایران شد .
عده ای آنرا نسل کشی و هولوکاست انگلیس در ایران میدانند .


منابع ؛؛
قحطی بزرگ -- محمد مهدی مجد
ایران در جنگ جهانی اول -- میروشنکف- ترجمه دخانیاتی
اسناد تاریخی موجود در سازمان اسناد ملی
شیعیگری -- احمد کسروی
 

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)

بالا