تازه چه خبر
انجمن رمان ایران

سلام مهمان عزیز برای عضویت در انجمن رایگان ثبت نام کنید! پس از وارد شدن، می توانید با اضافه کردن موضوعات و پست های خود، و همچنین تماس با دیگر اعضا از طریق صندوق پستی خصوصی خود، در این سایت شرکت کنید!

رقاصه ای به نام دود

دل ارا

Stupid world
کاربرسایت
از آن روز که رفته ای
کارت شارژها را سیگار می خرم
و با خیابان حرف می زنم
همین طوری پیش برود
گوشی را هم باید بفروشم کفش بخرم
 

دل ارا

Stupid world
کاربرسایت
نیکوتین سیگارآدم ها را جذب نمی کند
آدم ها به دود سیگار معتاد می شوند
خیره می شوند به دود و غرق در خاطرات
آدم ها معتاد خاطرات می شوند
 

دل ارا

Stupid world
کاربرسایت
سیگارهای تلخ مرا به خواب های شیرین بردند
کاش می توانستم خواب هایم را به تصویر بکشم
روزگار می گذرد
شب ، روز
شب ، روز
سیگارهای تلخ تکرار می شوند خواب های شیرین ، اما …
 

دل ارا

Stupid world
کاربرسایت
با کامی تلخ از جویدن هزار بسته ته سیگار
بیا آخرین پک را به عشق بزنیم
دود می شویم همین روزها…
 

دل ارا

Stupid world
کاربرسایت
اینکه گاهی سیگار می گیرد در دست
یعنی هنوز هم نشانی از تو در خاطرش هست
 

دل ارا

Stupid world
کاربرسایت
نه …
کاری به کار عشق ندارم
من هیچ چیز و هیچ کس را دیگه در این زمانه دوست ندارم
انگار این روزگار چشم ندارد من و تو را یک روز خوشحال و بی ملال ببیند
زیرا هر چیز و هر کس که دوست تر بداری
حتی اگر یک نخ سیگار یا زهر مار باشد از تو دریغ می کند
پس با همه وجودم خود را زدم به مردن تا روزگار دیگر کاری به کار من نداشته باشد
این شعر را هم نا گفته می گذارم …
تا روزگار بویی نبرد که …
گفتم که …
دیگه کاری به کار عشق ندارم !
 

دل ارا

Stupid world
کاربرسایت
بعد از رفتن او
من و ته سیگار و پنجره نیمه باز
مانده ام که کدام یک برای سقوط مناسب تریم؟
 

دل ارا

Stupid world
کاربرسایت
بعضی‌ انسان‌ها با چشمهاشون گریه نمیکنن
پا میشن ، یه سیگار بر میدارن و میرن تو بالکن . .
 

دل ارا

Stupid world
کاربرسایت
کبریت بکش تا ستاره‌ای به شب اضافه کنیم
و خیره شو
به مردمان تنهایی که در آسمان سیگار می‌ کشند . . .
 

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 0, کاربران: 0, مهمانان: 0)

موضوعات


بالا