چگونه رمان بنویسیم؟

وضعیت
موضوع بسته شده است.

penman

دوستدار انجمن
کاربرسایت
عضویت
26 March 2018
ارسال ها
152
امتیاز
93
"به نام او"
سلام
بنا به درخواست بعضی از کاربران مبنی بر اینکه میخواییم
شروع به نوشتن رمان کنیم اما نمیدونیم باید چیکار کنیم و از کجا شروع کنیم،در این تاپیک سعی میکنم توضیحاتی درباره ی شروع نوشتن بدم.
امیدوارم مفید واقع بشه.

درس اول نویسندگی, مخصوصا نوشتن رمان: صبر هست.

نوشتن کلمه به کلمه پیش می رود و نویسنده باید روی انتخاب کلمات دقت و وسواس به خرج بدهد. هر کلمه بار معنایی و احساسی خاصی دارد.
از طرفی اولین هدف یک نویسنده باید لذت بردن از نوشتن باشد. در واقع با عجله کردن باعث می شویم نتیجه ی کار شلخته, خام و ناپخته باشد و نتوانیم جهان داستان خودمان را به خوبی بسازیم. هر چقدر با حوصله و صبوری بنویسیم می توانیم جهان داستانمان را عمیقتر و دقیقتر برای خوانندگانمان تصویر بکنیم و خودمان هم لذت بیشتری ببریم.
باید صبوری, پشتکار و حوصله را تمرین کنیم.
برای شروع نوشتن رمان اولین قدم خود «نوشتن» هست. یعنی تا شروع به نوشتن نکرده‌اید و از حدود توانایی‌ها و استعدادتان آگاه نشده اید و متوجه نشده اید که در ابتدای مسیر در کجا قرار دارید، هر کار دیگری بیهوده خواهد بود. بنابراین من اولین قدم را خود نوشتن می دانم. اهمیتی هم ندارد که در چه سطحی قرار دارد.
من پیشنهاد می کنم در ابتدا رمان را برای خودتان بر روی کاغذ یا در کامپیوتر بنویسید و بعد از بازخوانی و حک و اصلاح و ویرایش برای انتشار آن برنامه ریزی بکنید. در صورتی که همچنان مصر هستید که به صورت آنلاین بنویسید می توانید در تالارهای گفتگو و انجمن هایی که برای تایپ آنلاین رمان هستند عضو شوید و در آنجا به فعالیت بپردازید.
اگر نیاز هست در رمان تان به مسائل تخصصی در یک رشته ی خاص (مثل پزشکی یا حقوقی یا ...) اشاره بکنید حتما در این زمینه اطلاعات لازم را به دست بیاورید. یا از طریق مطالعه یا از راه گفتگو با اشخاصی که در این زمینه ها صاحب تخصص هستند.
راه تاثیرگذاری بر مخاطب پرداخت درست شخصیت و واکنش های آن در موقعیت های مختلف در خلال کنش واکنش ها می باشد. برای همین باید به جای "گفتن صرف" به "نمایش" دادن و دراماتیزه کردن وقایع و اتفاقات بپردازید.
مهمترین کار ما این هست که تشخیص بدهیم در کجاها باید خیلی سریع بگویم و رد شویم و در کجاها ریتم را کند بکنیم و به توصیف و روایت جز به جز بپردازیم تا از طریق نزدیک کردن مخاطب به شخصیت ها و کنش ها بر روی آنها تاثیر بگذاریم. هر چقدر به نمایش دادن متکی باشیم به همان میزان مخاطب به جهان داستان نزدیک می شود و بیشتر تاثیر می پذیرد.
منبع:
 
آخرین ویرایش:

penman

دوستدار انجمن
کاربرسایت
عضویت
26 March 2018
ارسال ها
152
امتیاز
93
هر کسی که داستانی برای گفتن داشته باشد، می‌تواند کتاب بنویسد، خواه برای لذت خودش، خواه برای انتشار، که به این وسیله در دسترس همگان قرار بگیرد (و صد البته به فروش هم برسد). اگر شما جزو آن دسته از افراد هستید که هنگام استراحت در پارک یا خواندنِ رمان‌های مورد علاقه‌تان، شروع به خیال‌بافی می‌کنید، بهتر است به داستان‌ نوشتن فکر کنید. اگرچه نوشتن کتاب شاید کار سختی به نظر آید، اما شما از پس آن برمی‌آیید.
 

penman

دوستدار انجمن
کاربرسایت
عضویت
26 March 2018
ارسال ها
152
امتیاز
93
عناصر یک داستان:
صحنه: صحنه از عناصر داستانی است که شامل زمان، مکان و شرایطی می‌شود که داستان در آن اتفاق می‌افتد.
شخصیت‌ها: هر داستانی شخصیت‌های اصلی و فرعی دارد. مهم است که شخصیت‌های داستان شما جذاب باشند و به درستی معرفی شوند. معرفی صحنه و شخصیت‌ها، مقدمه‌چینی نام دارد.
کشمکش: چالش بزرگی است که یک شخصیت با آن روبه‌رو می‌شود و این کشمکش، معمولا دلیل وجود داستان است.
اوج داستان: نقطه‌ای که در آن جدی‌ترین چالش داستان اتفاق می‌افتد و جایی که نفس خواننده در سینه حبس می‌شود.
جزئیات: یکی از مهم‌ترین بخش‌هایی است که در نوشتن یک کتاب باید به آن پرداخت. به جای اینکه فقط بگویید: «آسمان آبی بود»، به درجه‌ی رنگ آبی آسمان اشاره کنید. مثلا بگویید: «آسمان به رنگ آبی نیلگون روشن بود». با این جزئيات، سطح گیرایی داستان را بالا می‌برید. اما در این کار زیاده‌روی نکنید.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.

موضوعات

بالا