شعر مجموعه اشعار سایه روشن دل| رضوان نیسی کاربر انجمن رمان ایران

  • شروع کننده موضوع roro nei30
  • تاریخ شروع
roro nei30

roro nei30

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
24 May 2018
ارسال ها
127
Reaction score
995
امتیاز
93
بسم الله الرحمن الرحیم
مجموعه: سایه روشن دل
نویسنده: رضوان نیسی
محتوا: عاشقانه، غمگین
قالب: غزل، نو
مقدمه:
یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد
یک بار دگر
بار دگر
بار دگر نه!
 
آخرین ویرایش:
roro nei30

roro nei30

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
24 May 2018
ارسال ها
127
Reaction score
995
امتیاز
93
آن گاه که خندیدی
دنیا ز من خندید
آگاه نبودی تو
بر من دلم غرید
وقتی که رفتی تو
جانم ز من رنجید
 
roro nei30

roro nei30

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
24 May 2018
ارسال ها
127
Reaction score
995
امتیاز
93
خوابم

شخصی آمد به خوابم نادم و بارانی
شخصی بی توجه، بی نام و نشانی
گفت که بیدار شو و فریاد زن
گفت که بیدار شو از این حیرانی
گفتمش وای روزی که بیدار شوم
فریاد زنم جیغ کشم با بی جانی
فریاد هایی از پس قلب عاشقم
فریادهایی از این همه سرگردانی
 
roro nei30

roro nei30

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
24 May 2018
ارسال ها
127
Reaction score
995
امتیاز
93
شیدایی من باتو
خندانی تو با او
این جاست که خندانم
من بهر تو ویرانم
خندیدن من تلخ است
باریدن من تلخ است
 
roro nei30

roro nei30

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
24 May 2018
ارسال ها
127
Reaction score
995
امتیاز
93
مادرم، نایابم

جان منی و روح منی ای یاریارانم
آرامش و آشوب منی ای یار شیرینم
تو شدی شمعی برایم تا برویم تا بسوزی
تو همه سهم دنیای منی ای جان جانانم
حالتت حس دعایی ست که در سختی ها
می آید به سراغم تا که آرام شوم آرامم
دستان تو جلوه ای از عشق خداست
من درگیر آغوش تو ام مادرم، نایابم
 
roro nei30

roro nei30

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
24 May 2018
ارسال ها
127
Reaction score
995
امتیاز
93
اشعار

همه عصیان دلم را به کناری بکشم
خودمم گوشه ای دیگر، بسرایم، بسرایم
تو هم آرام بگیر زین فلک و زین اشعار
که من بی طرف و بی نفس بنوازم، بنوازم
 
roro nei30

roro nei30

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
24 May 2018
ارسال ها
127
Reaction score
995
امتیاز
93
امید آخر
در این کابوس شب هایم قدم بردن چه دشوار است
در این رویای تنهایی درخشیدن چه دشوار است
امید آخرم تیری ست، تفنگی است، نگاهی است
از این تیرهای نگاهش سهم بردن چه دشوار است
هر آن و هرکجا باشم در این قلبم، طلب دارم، نوا دارم
در این رویای بی حاصل خرامیدن چه دشوار است
پایانی است بر این بی هوشی شیرین، ولیکن درد دارد
که نامت بر دلم جاری ست و دل بردن چه دشوار است
 
roro nei30

roro nei30

همراه انجمن
کاربرسایت
عضویت
24 May 2018
ارسال ها
127
Reaction score
995
امتیاز
93
تو را صدا می زنم...
که میروی ز یاد من
تو را خلاصه می کنم...
در این دو چشم زندگی
تو را نگاه می کنم
که میروی به هر کجا
تو را به یاد آورم...
در این دو روز زندگی
دلم خوش است به یاد تو...
در این هوای بی کسی
بیا که قلب من بدون تو
چنان هوار می کشد
بیا که چشم رنگیت
مرا به خواب برده است
بیا که سیل زندگی
مرا آب برده است
بیا که طرح قالیم
بدون تو نارسست...
بیا که هرچه بافتم
فدای روح دلبر است
 
آخرین ویرایش:

کسانی که این موضوع را خوانده اند (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

کسانی که در حال مشاهده موضوع هستند (تعداد: 1, کاربران: 0, مهمانان: 1)

موضوعات


بالا